رکورد شرم‌آور: بيش از ٦٥ روزنامه‌نگار زندانی در ايران امری بی‌سابقه در جهان، گزارشگران بدون مرز

در آستانه برگزاری مراسم بزرگداشت سی و يکمين سالگرد انقلاب اسلامی در ايران مسوولان جمهوری اسلامی با دستگيری‌ گسترده فعالان و روزنامه‌نگاران همه‌ی توان خود را به‌کار گرفته‌اند، تا مانع از تظاهرات اعتراضی عليه رژيم شوند.
ژان فرانسوا ژوليارد دبير اول گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام کرد ” در پی دستگيری‌های گسترده چند روز گذشته آمار روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی از مرز ٦٥ نفر گذشته است. اين تعداد روزنامه نگار زندانی در يک کشور در ٢٥ سال گذشته و از تاريخ تاسيس گزارشگران بدون مرز بی‌سابقه است. اين دستگيری‌ها فقط منحصر به تهران نيست، در بسياری از شهرستان‌های ايران روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی احضار و زندانی شده‌اند. ”

گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای به خانم ناوانتم پيلای کميسر حقوق بشر سازمان ملل مراتب نگرانی عميق خود را از وضعيت نقض حقوق بشر و آزادی بيان و مطبوعات در ايران، اعلام و از ايشان خواستند به مقامات مسئول جمهور اسلامی در باره عدم رعايت تعهدات بين المللی هشدار دهند.
همچنين گزارشگران بدون مرز از با ارسال نامه ای ديگر به مسوولان ٢٧ کشور اروپايی، امريکا، کانادا و برخی از کشورهای جهان که حقوق بشر را محترم می‌شمارند، با اعلام نگرانی از اعدام های قريب‌ الوقوع از آنها خواسته است که “هم‌صدا مضحکه عدالت و دادگاه‌های فرمايشی را محکوم کنند.” به جمهوری اسلامی هشدار دهند که ” در برابر اعدام‌ مخالفان و معترضان اين کشورها واکنش جدی نشان خواهند داد و به نام دفاع از حقوق بشر سفرای خود را از اين کشور فرا خواهند خواند. “

گزارشگران بدون مرز از بازداشت تعداد ديگری از روزنامه نگاران در روزهای ١٨ و ١٩ بهمن مطلع شده است :
- اکبر منتحی روزنامه نگار بسياری از روزنامه‌های توقيف شده از جمله اعتماد ملی
- احمد جلالی فراهانی خبرنگار مهرنيوز که يک روز پس از اخراج بازداشت شده است
- سميه مومنی روزنامه نگار نشريه نسيم بيداری
- مهسا جزينی خبرنگار روزنامه ايران در اصفهان
- زينب کاظم خواه خبرنگار هنری ايسنا
- امير صادقی عکاس روزنامه فرهنگ آشتی
- حسن ظهوری خبرنگار خبرگزاری ميراث فرهنگی
- احسان مهرابی خبرنگار روزنامه فرهيختگان
- وحيد پوراستاد روزنامه‌نگار پر سابقه و روزنامه فرهيختگان
-
گزارشگران بدون مرز يادآور می شود در پی دستگيری های روزهای گذشته از سرنوشت ده‌ها روزنامه نگار و وب‌نگار ايرانی بی اطلاع است و امکان بازداشت آنها را امری محتمل می‌داند.
در تاريخ ١٤ بهمن گزارشگران بدون مرز از بازداشت علی محمد اسلام پور مطلع شد. سردبير نشريه ندای وقت پس از احضار به شعبه نهم دادگاه انقلاب کرمانشاه با اتهام ” نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان” زندانی شد. اين روزنامه نگار هچنين مديريت وبلاگ قصرنيوز را نيز برعهده دارد.

وزرات اطلاعات در تاريخ ١٧ بهمن ماه با انتشار اطلاعيه ای مسوليت بازداشت ٧ شهروند ايرانی را برعهده گرفت. در اين اطلاعيه بدون نام بردن از بازداشت شدگان، دستگير شدگان به همکاری با راديو فردا و ” آموزش‌هايی در زمينه شيوه‌های مختلف براندازی نرم و اخلال در نظم و امنيت عمومی، شايعه‌سازی و ساير اقدامات خرابکارانه» متهم شده‌اند. ارمان مستوفی يکی از مديران راديو فردا در اين باره با تکذيب کامل اطلاعيه وزارت اطلاعات اعلام کرده است که اين راديو در ايران خبرنگار ندارد .”

از تاريخ ١٠ بهمن شبکه اينترنت در ايران به شکل جدی دجار اخلال و در برخی مناطق کاملا قطع شده است. بسياری از شرکت های خدمات دهنده تلفن همراه امکان ارسال پيامک را قطع کرده اند.

از سوی ديگر جمعی از روزنامه‌نگاران تبعيدی با ارسال نامه‌ای به همکاران خود در رسانه‌های بين المللی از آنها خواسته‌اند که به هنگام سفر به ايران به مناسبت مراسم ٢٢ بهمن در ” در دام نقشه قاتلان آزادی ” نيفتند. اين روزنامه‌نگاران ” دعوت از خبرنگاران خارجی برای پوشش دادن مراسم سالگرد انقلاب در روز ٢٢ بهمن را بخش ديگری از نقشه فريبکارانه دولت غير قانونی محمود احمدی نژاد ” اعلام کرده‌اند : ” بسياری از خبرنگاران رسانه‌های خارجی بعنوان جاسوس دستگير و فعاليت بخش عمده رسانه‌های جهانی را ممنوع شده است، اکنون می‌کوشد با دعوت از خبرنگاران رسانه های جهانی، می خواهد به نمايش مردمی بودن خود را پوشش جهانی بدهد. روش حکومت ايران کاناليزه کردن خبرنگاران بسوی تظاهرات دولتی و ممانعت از حضور انها در نقاط ديگر است.
شما نه تنها بعنوان نمايندگان رسانه های جهان آزاد، بلکه بجای همکاران ايرانی خود که در تبعيد يا زندانند به ايران می رويد. دعوت کننده شما دولتی آزادی کش، ضد مطبوعات آزاد و پايمال کننده بديهی ترين حقوق انسانی است. ”

gooya

نوشتن دیدگاه

بيانيه ۱۸ تن از مادران فعالين دربند خطاب به مردم ايران در اعتراض به تداوم بازداشت غيرقانونی فرزندانشان، کميته گزارشگران حقوق بشر

پسرم جعبه آبرنگش را پيش رويم گذاشت
و از من خواست
برايش پرنده ای بکشم
در رنگ خاکستری فرو بردم
قلم مو را
و کشيدم چارگوشی را با قفل و ميله ها!
شگفتی چشمانش را پر کرد :
اما اين يک زندان است …
نمی دانی چگونه يک پرنده می کشند ؟!

ملت ايران

ثانيه هاست که از نوازش فرزندانمان محروم شده ايم ، دقيقه هاست صدايشان را نشنيده ايم ، ساعت هاست چشم انتظارشان هستيم ، روزهاست آغوش هايمان را مامن دردها و شادی هاشان نکرده ايم ، هفته هاست در انتظار خبريم و ماه هاست که نميدانيم به کدامين جرم ناکرده می بايست آنها را در زندان کنند ، چشم به در سائيده ايم و کفش به خيابان ها تا شايد دست کم خبری از ايشان يابيم اما صد افسوس که نه تنها اينگونه نشد که درشتی ها ديديم از کسانی که مدعيان اخلاق و آزادگی هستند.

با اين همه اگر تنها درشتی ها بود تاب می آورديم،اگر تنها فراق دلبرکانمان بود به حرمت ايران سکوت ميکرديم و اگر تنها حبس بود تاب می آورديم که فرزندانمان نه عزيزتر از ديگر فرزندان درحبس ايران و نه کم مسئوليت تر از آنان در راه پيشرفت کشور هستند.اما درداد و دريغا و صد افسوس که به ازای هر قطره اشک ما اتهامی بر اتهامات فرزندانمان افزوده ميشود.بازداشت های بی دلبل کم بود که هم اينک اتهامات واهی نيز داغی شده بر داغهايمان.اتهاماتی که پيش از واهی بودنشان خنده ناکند.

هم وطنان

فرزندان ما را که جملگی به فرياد زدن بر سر مخالف خويش نيز رضا نمی دهند به ارتباط با گروهکهای تروريستی خارج نشين متهم می کنند، گروهی را به دليل فعاليت در قالب احزاب و گروههای قانونی به اقدام عليه امنيت کشور متهم می کنند ، جگر گوشه هايمان را به دليل نوشتن مطلبی در روزنامه ای يا وبلاگی به تبليغ عليه نظام متهم کرده اند ، پاره های تنمان را از خلوت دعا و نيايش به درگاه خالق يکتا به کنج زندان برده اند و چنان کرده اند که خواست رهايی فرزندانمان از پروردگار نيز به اتهام بدل شده است. عضويت در شبکه های اجتماعی را به اتهام بدل کرده اند و ملاقات با فرزندان دلبندمان را به لطفی بی نهايت از سوی خود تعبير ميکنند ، در اين بين ما مانده ايم که داد از که ستانيم .

ايرانيان

گفته می شود تاريخ بی رحمترين داور در دادگاه جهان است ، و در همه حال مظلومان را به داوری تاريخ دل خوش ميکنند ، تا امروز تاريخ شود و داد مظلومان بستاند.اما در سکوت ما تاريخ کجا سوختن ما را در تب بی خبری از دختران و پسرانمان به ياد خواهد آورد؟ تاريخ کجا به ياد خواهد آورد اشکها و ضجه های ما را در غم دوری دلبرکانمان؟ تاريخ کجا و خون جگری که از دست مخلوق بی وجدان، شبانه به درگاه خالق شرح ميدهيم کجا؟

هم ميهنان

با قامتی به بلندی فرياد رنج هايمان را با شما باز گفتيم ، تا باشد گوش شنوايی در گوشه ای که به ياد آورد مادر بودن در اين زمانه سخت ، بسيار سخت است. تا بداند که هر لحظه را با شوق در آغوش کشيدن دلبرکانمان به تاريخ می سپاريم اما از پا نمی افتيم.

ای مرغ گرفتار بمانی و ببينی
آن روز همايون که به عالم قفسی نيست

۱-حوا ابراهيمی مادر سعيد و مسعود نورمحمدی
۲-مهين جواهری پور مادر مهرداد رحيمی
۴-سکينه خرمن ديز مادر مهرداد اصلانی
۵-زهرا رضا مادر حسين نورانی ن‍‍ژاد
۶-صغری عليپور مادر پريسا کاکايی
۷- طيبه فخری مادر عماد الدين باقی
۸- عصمت کاشانی مادر سعيد ليلاز
۹- شهرزاد کريمان مادر شيوا نظر آهاری
۱۰-فائزه ملکشاهی مادر سعيد حائری
۱۱-مرضيه محبی مادر سعيد جلالی فر
۱۲- معصومه ملول مادر مسعود باستانی
۱۳- ملکه محمدی مادر سميه عالمی پسند
۱۴- نرگس موسوی مادر پيمان چالاکی
۱۵- پروين مخترع مادر کوهيار گودرزی
۱۶- ثريا محمد زاده مادر سعيد کلانکی
۱۷- عارفه نوری مادر مريم ضياء
۱۸- خدابس نظری مادر بهمن احمدی امويی
gooya

نوشتن دیدگاه

همراه با جمع و حفظ هویت در راهپیمایی۲۲ بهمن شرکت کنیم/ جنبش سبز با کسانی که عقاید ما را ندارند نیز دوست است

کلمه:مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.

به گزارش خبرنگار “کلمه” مهندس موسوی که در جمع دانشجویان سخن می گفت افزود: دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.

موسوی تاکید کرد نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست.

وی افزود: یادآور می شوم این هجمه ها نیز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.

مهندس موسوی۲۲ بهمن ماه را یک روز جامع و از ایام الله خواند و گفت: باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت ها حضور داشته باشیم. مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند، اما تصریح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

وی حفظ خردگرایی در کنار شور جوانان را سرمایه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اینکه باید حرکت ناصحانه خود را حفظ کنیم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.

به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام خمینی(ره) به شرح زیر است:

دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.

نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.

دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.

تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.

شعاری انقلابی که در سایه قرار گرفت…

یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.

تدوین کنندگان قانون اساسی به چه می اندیشیدند؟

خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.

وقتی به قانون اساسی باز می‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.

به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای اینکه به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.

حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.

اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.

به خاطر دشمنی یا منفعتشان حقایق انقلاب و قانون اساسی را تحریف می کنند

این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.

برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.

هیچ دلیلی ندارد که از اجرای برخی اصول قانون اساسی صرف نظر کنیم

باید دید چه کسانی از بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها سود می برند

به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.

مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.

همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.

اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.

شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.

آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.

فاصله بین تغییرات اجتماعی و تغییرات حاکمیت؛ یکی از مهمترین مشکلات کشور

مسایل باید با گفت و گو و برهان و فضای آزاد حل شود نه با تفنگ و مسایلی که امروزدر خیابان ها رخ می دهد

شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فروریخت.

این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.

یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.

درحقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.

بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.

درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.

اجازه بدهیم که مردم تمام حرف ها بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند

آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.

ممکن است دو روزی از کلام قطعه قطعه شده و تحریف شده امام منفعت ببریم اما…

نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.

البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.

در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.

از حساسیت ما مردم به شعار استقلال هم سوءاستفاده می کنند

مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.

نیرویی عظیم با شعار بازگشت به ارزش های انقلاب به صحنه آمده و حالا متهم می شود

اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرد که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.

فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟

نه ماجرا جویی و ناسزا به دیگران و نه نامه های فدایت شوم برای…

این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.

جنبش سبز دچار ماجراجویی، افراط و تفریط نخواهد شد

جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.

جنبش سبز ایران مستقل است/ نقل قولی مهم از آخوند خراسانی

جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.

هجمه های آنان علیه جنبش سبز و در عین حال آرامش و اعتدال سبز ها

دلیل این که این مسائل امروزه با چنین شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.

در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.

حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد

جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.

منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا بهتر مردم را سرکوب کنند

باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند.

جنبش سبز با همه دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند

جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.

نهاد های کشور قابل احترامند اما…

نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است.

۲۲ بهمن از ایام الله است؛ شرکت همراه با همه مردم و با حفظ هویت

حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد

تذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.

اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.

زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.

از اقوام و گویش های مختلف نترسیم

هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.

از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم

هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.

ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکات

نوشتن دیدگاه

۲۲ بهمن، ايران آماده‌ اعتراض بزرگ!

خامنه‌ای اينک رسواتر، بی اعتبارتر و ناتوان‌تر از هميشه است. او حتی در ميان دايره‌ محدود “خودی‌ها” نيز زير سئوال است. هم‌راه با وخامت بحران سياسی، بحران بی‌سابقه‌ اقتصادی و بانکی نيز هم‌چون يک بهمن نيرومند به سرعت به بنای لرزان حکومت کودتا نزديک می‌شود. دست کم نيمی از بدنه‌ نظام حاکم نيز در اين روياروئی به نوعی هم‌راه با مردم و يا مردد و بی‌طرف نظاره‌گر صحنه‌اند. حضور گسترده‌ ملت در تظاهرات اعتراضی بيست و دو بهمن می‌تواند موازنه‌ قدرت را در همه‌ عرصه‌ها به سود جنبش سبز دگرگون کند و بدين‌سان نقطه‌ عطفی در مبارزه‌ ملت عليه خودکامگی خامنه‌ای باشد .
اگر جنبش سبز سرکوب شدنی بود و حکومت کودتا می توانست با کشتار و خونريزی و زندان و شکنجه آن را ريشه کن کند، در اين هشت ماهه اين کار را کرده بود. اما ديديم که با همه وحشی گری هايی که از حکومت سرزد، اين جنبش برجا ماند و امروز در آستانه سالگرد ۲۲ بهمن پوياتر و نيرومند تر از ديروز است.
در۸ ماهه گذشته همراه با گسترش و ژرفش جنبش دموکراسی خواهانه، اقتدار و نفوذ خامنه ای در درون نظام حاکم مدام در حال فرسايش بوده است. در همين مدت جهانيان با شگفتی و تحسين، مقاومت حماسی ايرانيان را در برابر رژيمی که پاسخی جز کشتن برای ملت خود ندارد، نظاره گر بودند و دانستند که احمدی نژاد و خامنه ای با سرشت ملی و خواسته های صلح جويانه مردم ايران بيگانه اند. امروز هشت ماه پس از کودتا افکار عمومی جهانيان عليه رژيم خون ريز خامنه ای و پشتيبان مردم ايران است. خامنه ای اينک رسواتر، بی اعتبار تر و ناتوان تر از هميشه است. او حتی درميان دايره محدود “خودی ها” نيز زير سئوال است.
درست است که فرماندهان رده اول و دوم نظامی را خامنه ای و ايادی او با دقت و وسواس منصوب کرده اند و اکثريت قريب به اتفاق آنان به خط سرکوب و کشتار سخت معتقد و وفادارند، اما محافل و مسوولان ناراضی اصولگرا که دست کم نيمی از اين طيف را تشکيل می دهند و در ميان آنها فرماندهان پيشين و پرسابقه سپاه هم کم نيستند، در بدنه نيروهای مسلح و درروند اجرائی کردن تصميمات همچنان موثراند. بسياری از عناصر متنفذ اين طيف که فرآيند حوادث هشت ماهه گذشته را با دلهره و نگرانی دنبال کرده اند، اعدام و خونريزی های بيشتر را راه برون رفت از بحران وخيمی که نظام در آن گرفتار آمده نمی دانند. آنها حمايت يکجانبه خامنه ای از افراطی ترين جريان حاکم را برنمی تابند و مخالفت های خود را به صورت آشکار و يا با سکوت معنی دار اعلام می کنند.
اعتراض بسياری از مراجع و مدرسان حوزه های علميه عليه علی خامنه ای و رئيس جمهور منصوب او آشکارتر از آن است که حاجت به بيان داشته باشد. پيش از کودتا هنوز صلاحيت رهبری و اقتدار خامنه ای از طرف هيچ يک از جناح ها و مسوولان بلند پايه نظام زير سئوال نبود. اگر خامنه ای رای مردم را می پذيرفت نه جنبش اعتراضی سبز به اين سرعت رشد می کرد و نه رژيم در چنين بحران وخيمی فرو می رفت. اصلاح طلبان در قدرت شريک می شدند و حداکثر حاکميت دوگانه دوره خاتمی دوباره تجديد می شد. حتی پس از کودتا نيز خامنه ای در نخستين هفته فرصت آن را داشت که اشتباه خود را پس بگيرد و اوضاع آرام شود، اما از بيست و نه خرداد به اين سو او راه خيانت و خونريزی بيشتر را در پيش گرفت و مردم نيز راه حماسی پايداری تا حصول پيروزی را برگزيدند. اينک شرايط به گونه ای است که تا يکی از دو طرف اين دعوا شکست نخورد مبارزه ادامه دارد. تحولات و رويدادهای هشت ماهه گذشته نشان می دهد که اين بار اين خامنه ای است که سرانجام مجبور خواهد شد شکست خود را بپذيرد.
همراه با وخامت بحران سياسی، بحران بی سابقه اقتصادی و بانکی نيز همچون يک بهمن نيرومند به سرعت به بنای لرزان حکومت کودتا نزديک می شود.
نابودی سازمان برنامه و بودجه، حذف ساختارهای کارشناسی در امور اقتصادی و مالی همراه با ندانم کاری ها و بی لياقتی های خامنه ای و ايادی او خزانه کشور را تهی و نظام مالی و بانکی ايران را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.
ديريا زود بحران اقتصادی بحران سياسی کنونی را ده چندان خواهد کرد و جنبش اعتراضی را تا اعماق جامعه گسترش خواهد داد.
کيست نداند که صدور احکام اعدام عليه شماری از جوانان زندانی و اعدام جنايتکارانه دو تن از آنان مطلقا از سر ضعف و وحشت از گسترش اعتراضات مردم صورت گرفته است. اما اگر در شرايط عادی اعدام مخالفان برای ساکت نگهداشتن مردم کار ساز باشد، در اوضاع و احوال کنونی نتيجه عکس به بار می آورد. کما اين که اين جنايات مردم را در برابر رژيم هم بسته تر و هم راه تر،عزم ملی را برای شرکت در يک حرکت بزرگ اعتراضی در ۲۲ بهمن جزم تر و رهبران شاخص جنبش سبز را نيز که از فضای اعتراضی نيرو می گيرند، مصمم تر کرده است.
شواهد و قرائن بيانگر آن اند که از هم اکنون مردم برای يک نمايش اعتراضی ميليونی در سالگرد انقلاب جنب و جوش خود را آغاز کرده اند. بانوی ميانسالی را می شناسم که پس از تظاهرات شانزده آذر با دست شکسته و پيکر خونين به خانه بازگشت اما ذره ای ترديد در تصميم او و فرزندانش به ادامه شرکت در اعتراضات پديد نيامده، برعکس از هرزمان اميدوارتر و مصمم تر شده اند. آموزگاری را می شناسم که تا روز عاشورا با وجود احساس همراهی با مردم درتظاهرات اعتراضی شرکت نکرده بود، اما پس از جنايات عاشورا تصميم گرفته است که از اين پس او نيز به سهم خود به ميدان بيايد. جوانان و دانشجويان بيش از هرزمان قدرت دگرگون ساز جنبش خود را باور کرده اند و برای تظاهرات عظيم بيست و دو بهمن آماده شده اند. در دايره محدود آشناياتی که فرصت تماس با آنان دارم هيچ کس را نمی شناسم که بخاطر سرکوب های خونين و يا اعدام های اخير ترديدی به خود راه داده باشد. ناظران و تحليل گران ديگر نيز تا آنجا که من می دانم در تماس های خود به تجارب و نتايجی شبيه به آنچه اشاره کردم، رسيده اند و جملگی خبر از عزم ملی برای پيوستن به تظاهرات اعتراضی بيست و دو بهمن می دهند.
حضور مردم در تظاهرات اعتراضی بيست و دو بهمن يکی از نبردهای سرنوشت ساز جنبش دموکراسی خواهی نوين ايران است. همه فعالان جنبش سبز و همراه با آنان ميليونها تن از مردم آزاديخواه جهان با بيم و اميد منتظر روز تاريخی بيست و دو بهمن امسال هستند. کودتاچيان نيز در اين روز اثرات تشديد سرکوب و صدور احکام اعدام را به ارزيابی می نشينند.
نمی خواهم اغراق کنم، اما بايد بگويم که احساس من اين است که بيست و دو بهمن يک لحظه تاريخی در سرنوشت مردم ايران است.
هرچه ابعاد حضور مردم در اين روز بزرگتر باشد هزينه راهی که به دموکراسی ختم می شود کوچکتر خواهد شد.
هرچه مردم در اين روز عزم و اراده نيرومند تری برای دستيابی به حقوق انسانی خود به نمايش گذارند، توانايی خامنه ای در سرکوب و کشتار کمتر می شود. او از هفته ها پيش به همه فرماندهان اردوی کودتا فرمان داده است تا همه ابزارهای رسانه ای، اقتصادی و نظامی را برای جلوگيری از شکل گيری تظاهرات ميليونی مردم به کار اندازند. خامنه ای خوب می داند که پس از هشت ماه سرکوب و کشتار، پس از هشت ماه خونريزی برای احيای فضای ارعاب، حضور ميليونها ايرانی در تظاهرات اعتراضی عليه حکومت کودتا يعنی چه و چه پيامدهايی برای خود او دارد؟ همان گونه که گروهی از روزنامه نگاران ايرانی خارج از کشور در پيام خود خطاب به روزنامه نگاران جهان نوشته اند قصد او اين است که با اشغال نظامی شهرهای بزرگ و گماردن نيروهای سرکوب در مسير مردم از شکل گيری اعتراضات وسيع جلوگيری نمايد و همزمان با برگزاری تظاهرات فرمايشی در برابر دوربين ها و خبرنگاران خريداری شده انزوای حکومت کودتا را از انظار جهانيان پنهان نگه دارد.
ميرحسين موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی هريک به شيوه خود، اما به صراحت مردم را به شرکت هرچه وسيعتر در تظاهرات اعتراضی ۲۲ بهمن فرا خوانده اند. آنها به خوبی دريافته اند که امنيت و موجوديتشان فقط در سايه درخت سرسبز جنبش دموکراسی خواهی تامين و تضمين می شود. نه فقط آنان بلکه طيف گسترده ای از اصول گرايانی که سلطه کامل دولت احمدی نژاد را برای منافع خود مرگبار يافته اند، در سکوت خود آرزوی ادامه حضور اعتراضی مردم را منعکس می کنند.
۲۲ بهمن يک فرصت طلائی و تاريخی برای جنبش سبز است نه فقط اکثريت عظيم ملت مصمم به حضور در تظاهرات اعتراضی هستند، بلکه دست کم نيمی از بدنه نظام حاکم نيز در اين روياروئی به نوعی همراه با مردم و يا مردد و بی طرف نظاره گر صحنه اند.
خامنه ای ، در چنين شرايطی که حتی در بالاترين سطوح نظام حاکم نيز با نارضايتی های روز افزون و گسترده دست به گريبان شده است، بيش از هر زمان در برابر جنبش دموکراسی خواهی سبز آسيب پذير است. در ماههای گذشته او بارها به زبان تهديد و تطميع خواص را به پيروی از خود فراخوانده است. اما خواص از رفسنجانی و روحانيون سرشناس گرفته تا سران جناح اصلاح طلب هيچ يک دعوت او را اجابت نکرده اند. همه آنها با صراحت و يا بطور ضمنی مردم را به حضور و اعتراض عليه بيدادگری های خامنه ای فرا خوانده اند.حضور گسترده ملت در تظاهرات اعتراضی بيست و دو بهمن می تواند موازنه قدرت را در همه عرصه ها به سود جنبش سبز دگرگون کند و بدينسان نقطه عطفی در مبارزه ملت عليه خودکامگی خامنه ای باشد.
درپايان مطالعه مقاله روزنامه نگار معترض جان شيفته تحت عنوان “روزی برای کيش و مات جمهوری اسلامی” که اخبار روز نيز با عنوان “چه کسی ميدان آزادی را تسخير خواهد کرد” آن را منتشر کرده به خوانندگان توصيه می کنم.

دوشنبه ۱۹ بهمن ۸۸
علی کشتگر

نوشتن دیدگاه

اختصاصی جرس/ تقاضاهای آیت الله موسوی اردبیلی از رهبری : آزادی بی قید و شرط زندانیان و طرد افراطیها

آیت الله موسوی اردبیلی به رهبری گفت برای حل بحران پس از انتخابات به دیدار شما آمده ام. اما رهبری”شرائط بحرانی” را نپذیرفت

شبکه جنبش راه سبز (جرس): به گزارش خبرنگار جرس از تهران آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از مراجع تقلید و رئیس اسبق قوه قضائیه پس از 17 سال به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفت و مورد استقبال گرم وی قرار گرفت. آیت الله موسوی اردبیلی که علیرغم کبر سن و کسالت با ویلچر تردد می کرد، گفت برای حل بحران پس از انتخابات به دیدار شما آمده ام. اما رهبری اینکه “شرائط بحرانی است” را نپذیرفت. آقای موسوی اردبیلی متذکر شد من با این بدن بیمار از راه دور نیامده ام با شما جر و بحث کنم. آمده ام حرفهایم را بزنم و مزاحمت را کم کنم.

به گزارش خبرنگار جرس، وی اینگونه آقای خامنه ای را نصیحت کرد: “شما جای حضرت امام نشسته اید، شکست شما ، شکست انقلاب و لطمه به اسلام و تشیع است. باید همه به سمت حل این بحران حرکت کنیم. من سران معترضین شما را در تهران و قم می شناسم و شهادت می دهم قصدشان اصلاح امور کشور بر اساس قانون اساسی است و هیچیک قصد سرنگونی شما را نداشته و ندارند. نگرانی شما از این بابت بجا نیست.”" آیت الله اردبیلی افزود:” شما مرا بیش از سی و پنج سال است می شناسید، جز خیر شما را نمی خواهم، پایم هم لب گور است.” آقای خامنه ای خیرخواهی ایشان را تصدیق کرد.

به گزارش خبرنگار ما از تهران آیت الله موسوی اردبیلی اینگونه ادامه داد:” شما برای ملت پدری کنید. چرا باید اینگونه تلقی شود که شما یک سر دعوا هستید و از افرادی که مقبول ملت نیستند حمایت می کنید؟ از اینها فاصله بگیرید و سخنان معترضان را بشنوید.”

آنگاه وی پیشنهادهای مشخص خود را اینگونه با آقای خامنه ای در میان گذاشت:” اولا برای حل سریع بحران همه زندانیان وقایع اخیر را بدون قید و شرط آزاد کنید.” آقای خامنه ای بلافاصله پاسخ داد: “مجرم را چگونه آزاد کنیم؟”

آیت الله اردبیلی گفت: “آنها را که من می شناسم و ظاهرا همه شاخصها را نیز می شناسم، اینها مجرم نیستند، نه اینکه عفوشان کنید، عرض کردم آزادشان کنید. حتی اگر مجرم هم بودند – که نیستند – مگرعفو مجرمین آن هم در سالروز انقلاب اسلامی سیره مرحوم امام نبود؟ تقاضای دوم، اطرافیان افراطی را از خودتان دور کنید. اگر شما به این دو تقاضا که تقاضای همه علاقه مندان انقلاب است عمل کنید من هم در عوض قول می دهم با همین پای علیل در قم راه می افتم و بیت به بیت برای دولت مورد نظر شما تأیید می گیرم.”

خبر نگار جرس می افزاید، مقام رهبری ضمن تشکر گفت: “شما حتما این کار را بکنید.” آیت الله موسوی اردبیلی نیز با لبخند گفت:” عرض کردم مشروط به آنکه حضرتعالی هم به دو خواسته حقیر عمل فرمائید.” که آقای خامنه ای جوابی نمی دهد.

خبرنگار ما می افزاید رهبری تا در ورودی آیت الله موسوی اردبیلی را مشایعت کرد. لازم به ذکر است در خبر قبلی جرس تقاضای آزادی دکتر سید علیرضا بهشتی پسر شهید آیت الله بهشتی نخستین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق آزادی زندانیان سیاسی ذکر شده بود که البته آن مورد نیز مورد قبول مقام رهبری واقع نشد.

نوشتن دیدگاه

هشدارهای كليدي برای راهپيمائي 22 بهمن

ه جنبش راه سبز(جرس): آنچه در پی می آید، مجموعه ای از توصیه هایی ست که حاصل خرد چمعی سبزها برای حضوری پرشکوه و با اقتدار در جریان تظاهرات 22 بهمن است. این هشدارها از امروز تا روز 22 بهمن به کمک خرد جمعی عاشقان این مرز و بوم کامل و کامل تر می شود . بنابراین از کلیه صاحبنظران می خواهیم که در این هم اندیشی مشارکت نمایند و از خانواده میلیونی جنبش سبز دعوت می کنیم که هر 12 ساعت یکبار تغییرات این هشدارها را رصد نمایند تا انشاالله در غروب 21 بهمن جامع ترین برنامه راهپیمائی در اختیار مردم عزیز ایران قرار گیرد.

الف – قبل از روز راهپيمايي

1-حضور حداكثري در راهپيمايي – از هر طريقي كه مي‌توانيد طرفداران جنبش سبز را براي حضور در راهپيمايي تشويق كنيد – به آنها اطمينان دهيد كه خطري آنان را تهديد نمي‌كند زيرا احتمال خشونت دولتمردان در روز ملي در حضور سيصد خبرنگار خارجي وجود ندارد.

2- براي تشويق مردم به حضور در راهپيمايي 22 بهمن در هر جايي كه مي‌توانيد شعارنويسي كنيد.

3- به دوستان و بستگان شهرستاني خود بگوئيد اگر شرايط آن شهرامكان راهپيمائي سبزها رانمي‌دهد ميهمان شما شوند و به تهران بيايند.

4- مي‌توانید كودكان كوچك را با كالسكه و نماد سبز به راهپيمايي بياوريد.

5-از حالا در تدارک نماد سبز باشید. نه تنها براي خود بلكه براي هديه دادن به كساني كه نياز دارند . (این نمادها می تواند چتر، نقاب، بازوبند، بادكنك، نوشتار و … باشد.)

6-تنها به راهپيمايي نيائيد. از حالا دوستان و بستگان را خبر كنيد كه حتي الامكان در مجموعه‌هاي بيش از سه نفر در اين راهپيمايي حاضر شويد.

7-پيش‌بيني لباس و پوشش مناسب را از حالا بنمائيد. حتي الامكان از پوششی استفاده نمائيد كه انگشت نما نباشيد و ضمناً امكان استتار نمادهاي سبز را در درون آن داشته باشيد.

8-بهتر است پوشش ظاهري “غير متمايز” و حتي الامكان محافظه كارانه داشته باشيد.

9-از بردن موبايل دائمي خود (اگر اطلاعات مهمي در آن وجود دارد) خود داري كنيد. به جای آن از تلفن همراه اعتباري يا كارتي استفاده نمائيد.

10-چون به شما كيك و سانديس!! نمي‌دهند، پيش‌بيني خوراكي مختصر را بنمائيد.

11-در صورت امکان پلاکاردها و نمادهای سبز را قبل از روز 22بهمن به اماکن مشرف به خیابان آزادی و انقلاب منتقل نمائید.

12- شب 22 بهمن ، درفاصله ساعت ده تا ده و پانزده دقيقه ، در پشت بام ها ويا پارك ها ويا هر محل ديگري كه بتوان اطلاع رساني كرد نداي الله اكبر سر دهيد و حضور سبز مردم را در راهپيمائي 22 بهمن خواستار شويد .

13-ساعت خود را به دقت تنظيم نمائيد تا بتوانيد در حركت موج سبز (بعداً توضيح داده مي‌شود) مشاركت فعال داشته باشيد.

ب- روز راهپيمائي

1- به دليل فقدان رسانه، از حالا به دوستان خبر دهيد، هر ساعتي كه تظاهرات دولتي اعلان مي‌شود سبزها يك ساعت قبل از آن خود را به محور خيابان آزادي و ميدان آزادي برسانند.

2- تا زماني كه به محور اصلي راهپيمائي يعني خيابان انقلاب و آزادي نرسيده‌ايد از بيرون آوردن نماد سبز خودداري كنيد ، چرا كه ممكن است مانع از رسيدن شما به مسير اصلي راهپيمائي شوند.

3- حتي در مقابل خشونت، خشونت نورزيد.

4- در ذهن راهپيمايانی كه سبز نيستند بذر عشق و محبت بكاريد و بدانيد كه روزي اين بذر سبز خواهد شد. به عقايد آنان احترام بگذاريد و شعارهاي هنجارشكن ندهيد.

5- از شعارهاي متين و محترمانه‌اي استفاده كنيد كه مورد پذيرش همه سبزها و رهبران جنبش سبز باشد و به مخالفان بهانه ندهيد.

6- در مقابل شعارهاي توهين آميز به رهبران سبز صبور باشيد و کریمانه بگذريد.

7- با شعارهاي متعادل غير سبزها را سبز كنيد.

8- هرگز متعرض غیر سبزها ولو اینکه شعار علیه رهبران جنبش سبز بدهند نشوید ، اما اگر اتومبیل آنها با بلند گو به میان جمعیت سبزها آمد و با بلندگو در صدد اخلال بر آمد ، اتومبیل را پنچر و بلندگو را قطع کنید تا توان ادامه اخلال نداشته باشد.

9- مواظب باشيد صدا و سيما نتواند سناريوسازي كند (مانند کارناوال عاشورا، پاره كردن تصوير امام خميني، توهين به امام حسين و ….)

10- تا مي‌توانيد عكس و فيلم بگيريد.

11-اهميت نماد سبز و نوشتارهای مكتوب ،از شعارها بيشتر است. حتي مي‌توانيد سكوت كنيد اما نماد سبز را فراموش نكنيد.

12 – كساني كه با مترو مي‌آيند در ايستگاه‌هاي نواب، آزادي، دانشگاه شريف پياده شده و به راهپيمائي بپيوندند.

13- با غير سبزها و حتي بسيجي‌ها با محبت برخورد نمائيد.

14- مراقب دام و فريب شيادان باشيد – ممكن است با نماد سبز شعارهاي هنجار شكن بدهند، عكس پاره كنند، اتوموبيلي را آتش بزنند و … هرگز با آنان هم صدا نشويد.

15 – احتمال كشف حجاب، آتش زدن پرچم و …. وجود دارد. مراقب باشيد فریب نخورید و بهانه به دست بازیگران ندهيد.

16- از نشان دادن نماد سبز قبل از پيوستن به مسير اصلي راهپيمائي خودداري كنيد.

17- علاوه بر آنكه در طول راهپیمائی از نماد سبز استفاده می کنید ، اما جهت فيلمبرداري و عكس‌برداري خبرنگاران و هلي‌كوپترها لازم است هر 15 دقيقه يكبار ( به عنوان مثال يازده ، يازده و پانزده دقيقه، يازده و نيم و …) نمادهاي سبز با دست‌هاي افراشته به مدت يك دقيقه به همراه شعارهای الله اکبر به نمايش درآيند.

18- سلاح جنبش سبز اخلاق است. هرگز به كساني كه عكس احمدي نژاد يا رهبر را دارند توهين نكنيد. به بسيجيان توهين نكنيد. يادتان نرود كه مردم در سال 57 با شعار : ارتش برادر ماست، خميني رهبر ماست و قرار دادن گل د ر لوله تانك ديكتاتور را به زانو درآوردند.

19- با آغاز صحبت احمدي نژاد د رميدان آزادي پشت به سخنران ايستاده و بادكنك و نمادهاي سبز را بلند نمائيد.

20- حتي الامكان پارچه سبز (پهن و بلند) هنگام سخنراني احمدي نژاد در ميدان آزادي گشوده شود.

21- قطعنامه جنبش سبز: اجراي بيانيه 17 ميرحسين موسوي (پاسخگويي حاكميت، آزادي مطبوعات، آزادي زندانيان سياسي، آزادي تجمعات و احزاب، برگزاري انتخابات آزاد و سالم)

22- جهت راهپيمائي و حركت سبزها از سوي كليه خيابان‌ها به سوي ميدان آزادي است. اما به محض شروع سخنراني احمدي نژاد جهت حركت وارونه مي‌شود.

23- پس از اتمام سخنراني احمدي نژاد، کلیه نمادهای سبز را مخفی ویا معدوم نمائید و همراه باسایر مردم به سوی خانه هایتان بروید. تداوم راهپیمایی با نماد سبز مخصوصا در مسیرهای فرعی بهیچ وجه به مصلحت نمی باشد.

نوشتن دیدگاه

محسن سازگارا 16 بهمن

متن خلاصه صحبتها: هشت موضوع مطرح ميشود / اوّل، پاسخ به دو سوالی است که من خلاصه دهها سوال را طی اين دو سوال سعی ميکنم که پاسخ بدهم / سوال اوّل اينست که “آيا در 22 بهمن آکسيون نهايی اتفاق می افتد؟” / به زبانهای مختلف اين سوال مطرح شده است و من بايد اين نکته را پاسخ بدهم که اگر زودهنگام به سراغ آکسيون نهايی برويم، کمر حکومت اگر نشکسته باشد، ممکن است که جنبش با شکست مواجه بشود، ولی تمام مسئله اينست که جنبش سبز از روز نخست بر اساس چهار هدف مشروعيت زدايی، تقويت همبستگی و مقاومت ملّی، ايجاد شکاف و فرسايش کودتاچيان و فلجسازی آنها تمام آکسيونهايش را شکل داده، گاهی يک آکسيون به هر چهار هدف يا چند تا از آنها کمک کرده و آهسته آهسته جلو آمده است / الان که قرار داريم توازن قوا به گونه اي است که به جرات ميتوان گفت که سمت ملّت در رسيدن به اهداف تا حد زيادی موفق بوده و حکومت در موضع ضعف قرار دارد، از اينجا به بعد آکسيونهايی که جنبش ميگذارد، بخصوص مواقعی که ميليونی به خيابان می آيد، ممکن است آن چيزی که به آکسيون نهايی معروف است اتفاق بيافتد، هيچکس حوادث را پيشبينی نميتواند بکند/ در تمام انقلابها و جنبشهای اينچنينی هم اينگونه بوده که يک حادثه اتفاق افتاده ولی وقيت توازن قوا بهم خورده بوده، مردم در يک فاصله کوتاهی پيروز شده اند، بخصوص اينکه جنبش ما بگونه ای پيش آمده که فاز نهاييش بشکل مسير کوتاهی است که همه مردم را به خيابان می آورد، مراکز قدرت رژيم سقوط ميکند و همجا تعطيل ميشود و همه به مردم ميپيوندند، به احتمال زياد قابل پيشبينی است که چنين سرنوشتی اتفاق می افتد، امّا آيا اتفاق پيشبينی نشده ای در راه است؟ اگر 22 بهمن هم اتفاق نيافتد، مطمئن باشيد چندی بعد يا قبلش است / امّا الان ميشود گفت که آنچه که حکومت داشته يعنی سرکوب اوليه، تجاوز، تهديد، زندان، گروه ترور، دستگيری، محارب خواندن و اعدام و همه اينکارهايی که ميکرده، و دور دوّم خشونت ورزيش بعد از عاشورا، همه را انجام داده است و ما يادمان باشد که ما با مبارزات مدنی و بی خشونت و با آمدن در خيابان به عنوان يکی از آکسيونهايمان که تقويت مقاومت و همبستگی ميکند و آنها را مانند يک بوکسور ورزيده مشتی به آنها ميزند و آنها را در وسط رينگ گيج ميکند، اين کارها را برای اين نميکنم که فقط فکر کنيم حکومت رويش کم ميشود يا فکر کنيم که اگر نشان دهيم ما اکثريت هستيم، آنها قانع ميشوند و کنار ميروند، قبلاً هم گفتم، ما با مبارزات بی خشونت قصد قانع کردن ديکتاتور را نداريم، هيچ ديکتاتوری قانع نميشود، ما با مبارزاتی که ميکنيم پايين ميکشيمش و شکستش ميدهيم و يادمان هم باشد وقتی ضربات متعدد بهش ميزنيم، او به جايی ميرسد که ممکن است ضربه نهايی ديگر يک مشت محکم نباشد بلکه با يک فوت يا يک تکان ممکن است زمانی که گيج است زمين بخورد / پس در پاسخ به اين سوال که “آيا 22 بهمن ميتواند آکسيون نهايی اتفاق بيافتد يا کمی قبل يا کمی بعدش؟” که پاسخ اينست که با توجه به توازن قوا، اگر جمعيت چند ميليونی در کمال صلح و آرامش پايش را در 22 بهمن به خيابان بگذارد، آنچنان اين توازن قوا را بهم ميزند که هر لحظه ميتواند اين آکسيون نهايی اتفاق بيافتد / امّا آيا الزاماً در اين روز اتفاق می افتد؟ معلوم نيست امّا اين را ميشود گفت که سپاهی ها و استراتژيستهای کودتاچيان اشتباه بزرگی کردند، آنها آمده اند خودشان را در معرض آزمون و آزمايش قرار داده اند و خودشان را با همه توانشان دارند در 22 بهمن به خيابان می آورند، آمده اند و آن تظاهرات دولتی روز 9 دی که بين 50-100 هزار نفر را آوردند، دروغ گفتند گفتند و کردندش چند ميليون و حالا بعد از آن بازيشان اينست که در ميدان آزادی 100-200 نفر اگر زورشان برسد از سراسر ايران بياورند، خبرنگاران خارجی را بياورند، اينترنت را قطع کنند بلکه راه ميدان را هم ببندند، آدمهای خودشان را بگذارند که فيلم و عکس بگيرند و به دنيا بدهند و فيلم و عکس ما بعداً برسد، و فکر ميکنند که با اين روش ميتوانند که اين شويی که هميشه داشته اند را بدهند و اعلام کنند که ميليونها نفر از رژيم و آقای خامنه ای و احمدی نژاد پشتيبانی ميکند در حالی که چند چيز را پيشبينی نکرده اند: يکی محکم بودن رهبران جنبش که ايستاده اند، يکی نترسيدن مردم که اعلام کرده اند که حتی خانواده اعدامی ها اعلام کرده اند که سفت ايستاده اند و می آيند، و يکی اين اتحاد و همبستگی که دارد شکل ميگيرد و مردم به خيابان می آيند / بنابر اين اشتباه بزرگی که کرده اند فرصتی مناسبی است برای جنبش که ميتواند ضربات اگرنه نهايی ولی بسيار تعيين کننده و بزرگ را به کودتاچيان بزند، بخصوص اينکه احمدی نژاد را دارند به ميدان آزادی می آورند، بنابر اين ميتواند اتفاق چائوشسکو بيافتد، بخصوص اينکه تاکيد شده بر اينکه راهپيمايی بزرگ 22 بهمن برگزار شد و با نمادهای سبز به خيابان آمديم، بعد از ظهرش و هدف بعدی تظاهرات جلوی زندان اوين است و تمام مراکز حساس رژيم بايد به خودشان بلرزند/ من باز هم تکرار ميکنم اينکه تمام مراکز رژيم از اين به بعد در خطرند بخصوص به اشتباه استراتژيکی که کرده اند و تمام هستيشان را کودتاچيان ميخواهند 22 بهمن به ميدان بياورند، اين امکان را به ما ميدهد که هرچقدر بيشتر و ميليونی پايمان را در تهران بيرون بگذاريم، امکان فروپاشی حکومت بسيار نزديکتر ميشود / سوال دوّم، که به کرّات از بچه های شهرستانها پرسيده اند که آيا به تهران بياييم؟ که من باز هم اين پاسخ را تکرار ميکنم که الان چون تمام قوايشان را در تهران جمع ميکنند، شهرستانها بسيار مناسبت است که آکسيون داشته باشيم و حرکت کنيم و من خواهشم از بچه های شهرستان اينست که با موبايل با تلفن و هر وسيله اي که ميدانند، در جريان اخبار تهران هم باشند چرا که حکومت بايد بداند که وقتی ميليونها نفر در سراسر ايران به خيابان می آيند، تمام مراکز قدرتش در تمام شهرستانها هم در خطر است: زندانها، دادستانی های انقلاب، استانداری ها، مراکز راديو و تلويزيون و…. بايد بداند که همه اينها با هر تحولی که بشود در معرض برخورد مردم قرار دارد برای اينکه حرف نهايی را به حکومت بزنند / اگر بچه هايی که شهرستان هستند احساس ميکنند که در شهرشان نميتوانند مفيد باشند و جو جوری است که نميتوانند آکسيون مثبتی بکنند، آمدنشان به تهران به بچه های تهران کمک ميکند، و اگر نه يک نکته خوب اينست که در تمام مراکز استانها امکان راهپيمايی های بزرگ در مسيرهای اعلامی حکومت از آنجايی که نيروهايشان در تهرانند، ميتواند حکومت را سرگرم کند و هر تغيير و تحولی در تهران يا برعکس در شهرستانها ميتواند به تهران کمک کند / نکته دوّم شلوغيها در شهر لار است که برای چهارمين روز ادامه دارد و مرگ بر ديکتاتور گفته شده است و لاری های مقيم شيرا هم پشتيبانيشان را اعلام کرده اند/ نکته سوّم، 90 نفر از روشنفکران و نخبگان لبنان از جنبش سبز ايران پشتيبانی کرده اند و 111 نفر از اساتيد ايرانی هم به چين اعتراض کرده اند به سرمقاله ارگان حزب کمونيست چين که جنبش را متهم به وابستگی کرده است / نکته چهارم، اعلاميه مادران داغدار در محکوميت اعدامها و اعلاميه زندانيان سياسی که دعوت به 22 بهمن برای راهپيمايی کرده اند و تاکيد بر درستی حرف آقای موسوی و کرّوبی که قوه قضاييه را ضابط دستگاه امنيتی خوانده اند / نکته پنجم، اعلاميه 17 تشکل شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است که آنها هم دعوت به راهپيمايی 22 بهمن کرده اند / نکته ششم، در تهران در بالايی تونل توحيد عکس آقای خامنه ای را پايين کشيده و آتش زده اند / نکته هفتم، در خارج از کشور و در برلين با تظاهرات بچه ها اجازه نداده اند که جشن سالگرد انقلاب اسلامی بگيرند ،در نيويورک و بسياری از شهرهای ديگر هم بچه ها ميخواهند همين کار را بکنند / نکته آخر، ارتش سايبری که اين روزها در حال هک کردن سايتها هست، نکاتی را بايد در موردش صحبت کنيم که به فردا موکول ميشود

http://aryo-barzan.blogspot.com

نوشتن دیدگاه

اطلاع رسانی برای 22 بهمن

دوستان سبزم ظاهرا کودتاچیان ترس خورده باز هم اشکالات جدیدی در اینترنت ایجاد کردند شبکه های ماهوارهای هم نه تنها در تهران بلکه در بسیاری شهرها پارازیت داره.پس تا 22 بهمن به پا خیزیم و با پخش اعلامیه و سی دی و اسکناس نویسی و هر روش کم خطر و موثری که می دونیم اطلاع رسانی کنیم.به خصوص به هر طریق ممکن فیلمهای تظاهرات گذشته و بیانیه ها و سایر مطالب روشنگرانه را به شهرستانها برسانیم و بین مردم پخش کنیم .البته در همه موارد رعایت احتیاط الزامیست زیرا کارهای مهمتری در پیش است..

نوشتن دیدگاه

بیانیه مادران عزادار ایران : اعدام را بس کنید، اعدام را بس کنید!

اخبار روز: مادران عزادار ایرانی با انتشار اطلاعیه ای نسبت به اعدام جوان ایران و فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان شناسایی و محاکمه ی عاملین کشتارها و جنایت ها علیه مردم شده اند.
متن این اعلامیه به شرح زیر است:

ما مادران امروز، دختران دیروز ایران ایم که در روزها و ماه های انقلاب ۵۷ فعالانه شرکت داشتیم. آیا سزاوار است که پس از گذشت سی و یک سال از انقلاب، همچنان شاهد اعدام فرزندان خود باشیم؟ این سوال همه ما مادران ایرانی است.
ما مادران عزادار که به صورت خودجوش در طول ۷ماه گذشته شنبه ها در پارک لاله و سایر پارک ها و اماکن عمومی دیگر با حضور فعال خود کشتارها و بازداشت ها را محکوم کرده و خواستار پایان بخشیدن به این اعمال غیر انسانی و غیر قانونی بوده ایم، امروز با اعدام فرزندان خود روبرو هستیم.
آیا سزاوار است ما مادران در همه عرصه های تاریخی شاهد فنا شدن فرزندان خود باشیم؟
چه کسانی ما مادران را محکوم به این مرگ تدریجی کرده است که همیشه در سوگ عزیزان خود بنشینیم؟
مگر خواست فرزندان ما در طول سی و یک سال گذشته چه بوده است؟
آیا مشارکت فرزندان ما در انتخابات بایستی به بازداشت، شکنجه، تجاوز، کشتار و اعدام شان منجر شود؟
ما مادران عزادار ایرانی، کلیه اعمال غیر انسانی و غیر قانونی فوق را محکوم می کنیم و هشدار می دهیم اگر مسئولان به خواست مادران ایران زمین توجه نکنند و همچنان به این اعمال خشونت بار ادامه دهند، با اقدامات اعتراضی گسترده تری روبرو خواهند شد.
ما مادران عزادار ضمن تکرار خواسته های خود، “آزادی زندانیان عقیدتی” و “محاکمه آمران و عاملان کشتار فرزندانمان”، از تمام مردم ایران و جهان می خواهیم که از جوانان ما به صورت گسترده حمایت و از انجام این چنین اعمال بیرحمانه به هر طریق ممکن جلوگیری کنند.
زندگی ما به حیات فرزندانمان بستگی دارد. نگذاریم فجایع تاریخی دهه ۶۰ دوباره تکرار شود.

مادران عزادار

منبع: وبلاگ گروه همبستگی با مادران عزادار ایرانی در شهر کلن

نوشتن دیدگاه

سهمیه بندی بسیج برای تسخیر خیابان انقلاب تهران در روز 22 بهمن

هدف اصلی سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده

شبکه جنبش سبز(جرس): بخشی از برنامه گسترده نیروهای نظامی –امنیتی برای مقابله با حضور مردم در راهپیمایی روز 22 بهمن ماه فاش شد

به گفته برخی از منابع موثق، براساس برنامه از پیش طراحی شده از سوی نیروهای نظامی -امنیتی خیابان انقلاب حدفاصل امام حسین تا میدان آزادی به مناطق مختلف تفکیک شده است و هر منطقه به بسیج یکی از شهرهای ایران واگذار شده است تا صبح 22 بهمن توسط نیروهای اعزامی بسیج از شهرهای مختلف تسخیر شود

به عنوان مثال زیر پل کالج در اختیار بسیج بابلسر ،حدفاصل شانزده آذر تا انقلاب در اختیار بسیج مشهد و به همین ترتیب تمامی نقاط خیابان بزرگ انقلاب تا میدان آزادی قرار است توسط نیروهای بسیج از صبح زود 22 بهمن پوشانده شود.برنامه ریزی برای سهمیه بندی خیایان سراسری انقلاب و واگذاری آن به بسیج هر شهر از یکماه پیش شروع شده است و هر سهمیه به فرماندهی بسیج شهرها ارسال شده است.در نامه های ارسالی برای ابلاغ سهمیه ها نوشته شده است که بسیجی های کاملا مخلص و وفادار و تابع ولایت به تهران اعزام شوند. بسیج برخی از شهرها از جمله مشهد به مرکزفرماندهی طرح سهمیه بندی بسیج برای 22 بهمن تهران اعلام کرده اند که قادر به تامین سهمیه تعیین شده نیستند و با کمبود نیروهای کاملا مخلص و تابع ولایت روبرو هستند

بسیج هر شهر همچنان موظف شده است تمامی پارچه های سبز موجود در پارچه فروشی ها را خریداری کند و بر آن شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و سبز فقط سبز علی بنویسند و این پارچه های شعار نویسی شده را به هنگام تسخیر خیایان های تهران در دست بگیرند

اصلی ترین هدف سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط نیروهای بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده است و آغاز برنامه ای گسترده برای سرکوب مخالفان در روزهای پس از 22 بهمن عنوان شده است.
جرس

نوشتن دیدگاه

قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمدي (ص) _ زهرا رهنورد

سي و يكسال پيش معناي پيروزي انقلاب اسلامي مترادف بود با تحقق آرمانهاي بلند و مغفول و هزار و پانصد ساله مردم ايران. آرمانهايي همچون آزادي، دموكراسي، قانونگرايي، عدالت و مساوات و رفاه و برابري حقوق زن و مرد، و احقاق حيثيت فراموش­ شده زنان.
و البته اين هويت مضبوط همه انقلابها است كه تبلور تماميت آرزوهاي مردم خود باشند.

اما حالا، دهه فجر پاورچين پاورچين پا به صحنه تاريخ سي ساله انقلاب اسلامي نهاده، درحاليكه طوفاني از مطالبات مردمي را پيش روي خود دارد.

از آن ليست بلند بالاي مطالبات، يكي، از همه جالبتر است! آن كه پوستين وارونه به تن كرده! مساوات بين زن و مرد كه امروز يك مساوات مخوف است؛ مساواتي كه عليرغم دفاع هميشگي از حقوق زنان و مساوات­ طلبي ذاتي نهفته در درون آن از مساوات مذكور و به خاطر آن از حكومت تشكر نكرده، بلكه نهايت انتقاد و تنفر خود را اعلام مي­ كنم: مساوات در خشونت نسبت به زنان و مردان. «طاعت ار دست نيايد، گنهي بايد كرد».

در روزهاي گذشته، هنگاميكه زنان و مردان مطالبات خود را بيان كردند … به طور مساوي، زنان و مردان دستگير شدند، زندان شدند، بازجويي شدند، و در سلولهاي انفرادي و نمور پوسيدند … يا در كهريزكهاي متنوع به شهادت رسيدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زير ماشين له شدند، يا به تير كين گلوله به شهادت رسيدند …

امروز – باز هم مثل سي سال پيش – بازخواني مسائل زنان جز در چارچوب مطالبات اساسي و سياسي مردم ايران بسيار دشوار است. اگر مباحثي چون ديه مساوي زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدد زوجات، لزوم وزارت و مديريت و اشتغالهاي زنان را در اولويت قرار نمي­دهيم، به دليل آرمانهاي بلندي است كه مغفول مانده و فعلاً از حذف آزاديهاي سياسي و دموكراسي و قانونگرايي سخن مي­گوييم كه بر تارك همه آنها، تحقق يك مساوات عجيب و مخوف، حيرت همگان را برانگيخته است.

فهرست مصائب زنان در روند آزاديخواهي و دموكراسي طلبي ابعاد اين مساوات مخوف را بر ملا مي­ كند:

- زنان و دانشجويان گمنام در بند

- زنان روزنامه ­نگار در بند

- زنان وكيل و طرفداران حقوق بشر در بند

- زنان مساوات­ طلب و طرفداران حقوق مساوي زنان

- زنان طرفدار حقوق كودكان

- و زنان آزادي خواه ديگري كه در قلمروهاي متفاوت مطالبات خود را بيان داشتنه­ اند و شربت مجازات را نوشيده­ اند.

اما پيامبر مصطفي (ص)، در تمام طول حيات درخشان و الهي خود، رأفت خاصي نسبت به زنان ابراز داشتند.

اگر سيره پيامبر (ص) رهنماي مدعيان اسلام است، به پا خيزيد و يكبار هم كه شده پيروي از او را به اثبات رسانيد … و رأفت محمدي پيشه كنيد …
به يمن و مباركي بيست و دوم بهمن، تاريخ پيروزي انقلاب اسلامي، همه زندانيان سياسي را آزاد كنيد … و اين اقدام را با آزادي زنان زنداني كليد بزنيد

جرس

نوشتن دیدگاه

نامه شدید الحن سید حسن خمینی خطاب به عزت الله ضرغامی

شبکه جنبش راه سبز (جرس): عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به پخش گزینشی سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در صدا و سیما از نگارش نامه‌ای اعتراض آ‌میز و شدیداللحن از سوی سید حسنن خمینی خطاب به عزت‌الله ضرغامی خبر داد.

قدرت الله علیخانی در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، گفت:«در آستانه 22 بهمن، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، وظیفه همگان به ویژه رسانه ملی این است که همه را به وحدت و رحمت و رافت که همان آرمانهای امام و منویات رهبری است دعوت کنیم و همگان را در این مراسم سرنوشت‌ساز همه ساله دعوت نمائیم.»

وی تاکید کرد:« می‌بایست شعار اصلی نظام و انقلاب که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است را فراموش نکنیم و خدای ناکرده باعث آزردگی روح امام عزیز و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نشویم.»

نماینده اصلاح‌طلب مردم قزوین ادامه داد:«لیکن متاسفانه در این ایام به صورت گزینشی مطالبی از امام بزرگوار از طریق صدا و سیما پخش شده که مقدمه و مؤخره آن برای بینندگان و شنودگان چندان مشخص نیست.»

علیخانی تصریح کرد:«این عمل باعث نگرانی پیروان آرمان‌های امام(ره) بخصوص بیت شریف امام و بویژه حضرت حجت الاسلام والمسلین حاج سید حسن آقای خمینی گردید.»

وی افزود:«به طوری که مطلع شدم، یادگار امام راحل، حضرت حجت‌الاسلام و المسلین حاج سید حسن آقای خمینی، نامه‌ای اعتراض آمیز و شدید اللحنی خطاب به ریاست محترم صدا و سیما نوشته‌اند.»

این عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس خاطر نشان کرد:«انتظار می‌رود ریاست محترم صدا و سیما با اشراف بیشتر نسبت به زیرمجموعه خود و مراقبت بیشتر، هر چه سریعتر نسبت به این موارد گزینشی عکس العمل لازم را نشان داده و جلوی این موارد را بگیرند و کار به جایی نرسد که نامه اعتراض‌آمیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی برای آگاهی افکار عمومی منتشر شود.»

نوشتن دیدگاه

برنامه دولت کودتا، نمايش پشتيبانی مردم از حکومت، نامه سرگشاده روزنامه‌نگاران ايرانی به خبرنگاران خارجی دعوت‌شده به ايران

اين نامه توسط گروهی از روزنامه نگاران ايرانی تهيه و امضا شده است. نامه در حال ترجمه به چند زبان دنياست تا برای روزنامه نگاران کشورهای مختلف ارسال شود.

امضای نامه ادامه دارد. از همه روزنامه نويسان ايرانی دعوت می شود از طريق اين ای ميل نامه راامضا کنند.

roozirani@yahoo.com

همکاران گرامی، روزنامه نگارانی که برای تهيه عکس وگزارش از سالروز انقلاب پيروزی انقلاب اسلامی در فوريه ۲۰۱۰ به ايران دعوت شده ايد ، با شما سخن می گوئيم.
ما گروهی از روزنامه نگاران ايرانی هستيم که بناچار در غربت بسر می بريم. بسياری ديگر چون ما در سراسر جهان پراکنده اند و ۴۵ نفر از انها در روزهائی که شما بايران می رويد ، د رمخوفترين زندان های دنيا زير شکنجه قرار دارند.

همکاران گرامی ،
گناه همه ما روزنامه نگاران زندانی و تبعيد شده ا ز ايران جز اين نيست که می خواهيم بر اساس بيانيه جهانی حقوق بشر و در متن جريان آزاد خبر، رويدادهای ايران را آزادانه منعکس کنيم.
حکومت ايران بعد از کودتای انتخاباتی تابستان امسال بر شدت سرکوب مطبوعات آزاد افزوده و همراه آن با به کارگيری تازه ترين ترين شيوه های سرکوب کوشيده جنبش صلح آميز ايران را از ميان بر دارد.
دولت غيرقانونی و تقلبی اکنون که بعد از هشت ماه به نتيجه دلخواه نرسيده ، نمايش تازه ای را تدارک ديده است. بر اساس اطلاعات دقيق رسيده از ايران ، دولت برآمده از کودتای انتخاباتی احمدی نژاد، با تمام قوا و استفاده از امکانات وسيع دولتی سرگرم جمع آوری جمعيتی در تهران است.
برنامه دولت اين است که از يک سو مانع رسيدن جمعيت ميليونی طرفدار جنبش سبز به محل برگزاری مراسم و سخنرانی محموداحمدی نژاد درميدان آزادی تهران شود و از سوی ديگر اين ميدان را از تظاهر کنندگان دولتی پر کند.

همکاران گرامی،
دعوت از خبرنگاران خارجی برای پوشش دادن مراسم سالگرد انقلاب در روز ۱۱ فوريه ۲۰۱۰ بخش ديگری از نقشه فريبکارانه دولت غير قانونی محمود احمدی نژاد است. اين دولت که تا کنون بسياری از خبرنگاران رسانه های خارجی را بعنوان جاسوس دستگير و فعاليت بخش عمده رسانه های جهانی را ممنوع کرده است ، اکنون می کوشد با دعوت از خبرنگاران رسانه های جهانی ، می خواهد به نمايش مردمی بودن خود را پوشش جهانی بدهد.
روش حکومت ايران کاناليزه کردن خبرنگاران بسوی تظاهرات دولتی و ممانعت از حضور انها در نقاط ديگر است.

همکاران گرامی،
شما نه تنها بعنوان نمايندگان رسانه های جهان آزاد، بلکه بجای همکاران ايرانی خود که در تبعيد يا زندانند به ايران می رويد. دعوت کننده شما دولتی آزادی کش ، ضد مطبوعات آزاد و پايمال کننده بديهی ترين حقوق انسانی است.
شما بر خيابان هائی پا می گذاريد که هنوز از خون بهترين فرزندان ايران رنگين است. همه شماحتما فيلم به قتل رساندن ندا را ديده ايد. اين دختر جوان نماد و نمونه کسانی است که دولت کودتائی انها رادستگير کرده ، مورد تجاوز قرار داده به زيرشکنجه برده و به قتل رسانده است. اين دختر جوان و چند تن مانند وی را در خيابان به دست مزدوران حکومت کشته شدند اما صدها تن در سياه چال ها و زندان ها و يا در جاهائی که معلوم نيست مورد تجاوز قرار داده، شکنجه کرده و به قتل رسانده است.

همکاران گرامی،
ما فهرست روزنامه نگاران زندانی ايران رابر اساس گزارش “سازمان گزارشگران بدون مرز” دراختيار شما می گذاريم و از شما درخواست می کنيم ، انها را بجوئيد و بيابيد. از خودشان و زندانبانان انها بپرسيد:
- اين روزنامه نگاران چرازندانند؟

همکاران گرامی،
از شما عزيزان که به جای ما به ميهن زير سلطه استبداد ما می رويد، می خواهيم در دام نقشه قاتلان آزادی نيافتيد.
شما را باين نکات توجه می دهيم:
- تظاهرات از شب ۱۱ فوريه آغاز می شود. فريادهای اله واکبر که در شهرها طنين خواهدافکند ، صدای اعتراض مردم و مقدمه حضور ميليونی ايرانيان سبز خواهد بود که روز ۱۱ فوريه به دعوت آقايان محمد خاتمی ، مير حسين موسوی و مهدی کروبی به خيابان ها خواهند آمد.
- مسير اصلی راه پيمائی در خيابان انقلاب واز شرق تهران- ميدان امام حسين- تا غرب تهران – ميدان آزادی – است. سپاه پاسداران از هم اکنون تدارک ديده است با بستن خيابانهای منتهی به خيابان انقلاب و سرکوب مردم مانع حضور انها شود. جنبش سبز رابايد در اطراف اين مسير و در سراسر تهران ديد و نه تنها در مسيری که دراختيار تظاهر کنندگان دولتی گذاشته خواهد شد.

همکاران گرامی،
روز ۱۱ فوريه مانند روز های مشابه، دولت کودتايی مسيرها را کنترل خواهد کرد تا مردمی که از مقابل دوربينهای شما می گذرند، بسيجيانی باشند که نمايش مضحکی از يک ملت را برای دوربينهای تلويزيونی به صحنه می برند.
شما صدای اعتراض ملت ايران را واضح تر از هميشه می توانيد بشنويد اگر به پشت ميله ها و فنس ها و حصارها و به مردم واقعی ايران بنگريد.

همکاران گرامی،
ترديد نداريم که دست های خونين کودتاچيان را پس خواهيد زد و دستان مردم رنجديده ايران را خواهيد فشرد. شما به
برايتان سفری تاريخی می رويد . ما با قلب هائی که برای آزادی می طلبد و چشمان خيسی که بدرقه شماست ، همراهتان هستم.
اميد واريم که تيتر اول دنيا در روز فوريه ۲۰۱۰ “پيروزی يک ملت” باشد.

همکاران گرامی
فريب آنان را ناديده بگيريد، ببينيد هر چه ديدنی است، نمايش هايش را رسوا کنيد، خواست واقعی مردم را بشنويد. و در اين سفر تاريخی بازگو کننده و گزارش دهنده مظلوميت مردم ايران باشيد. اين درخواست همکاران زجرديده شماست.

سامناک آقايی – هوشنگ اسدی – نوشابه اميری ـ آسيه امينی ـ فريبا امينی – مسعود بهنود – احمد باطبی – آرش بهمنی – محمد تاج دولتی – بابک داد – شهرام رفيع زاده – بهرام رفيع زاده – سامان رسول پور – حسن سربخشيان – فريدون شيبانی – فرشته قاضی – مسعود قريشی – رضا گنجی – فرهمند عليپور – نيک آهنگ کوثر – سيد ابراهيم نبوی – عليرضا نوری زاده – حنيف مزروعی – مهدی محسنی – مليحه محمدی – جواد منتظری – روزبه ميرابراهيمی – اميد معماريان – سراج الدين ميردامادی

گویا نیوز

نوشتن دیدگاه

انقلاب اسلامی و اقتصاد: از وعده‌های طلائی تا روزهای سیاه

به گواهی آرشیو گوگل، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، یک جمله‌معروف رهبر انقلاب اسلامی را از متن سخنرانی وی در ساعات نخست ورود به ایران سانسور کرده است. آیت‌الله خمینی در سخنرانی معروف خود خطاب به صدها هزار نفری که در بهشت‌زهرا گردآمده بودند، گفت:«آب و برق و اتوبوس را برای شما مجانی می‌کنیم. معنویت را گرفته‌اند این‌ها از شما».

وعده‌های طلائی آغاز انقلاب

دلیل سانسور این‌جمله آن است که وعده‌های طلائی رهبران انقلاب در عرصه اقتصادی، هرگز تحقق نیافت. بهبود سطح زندگی “مستضعفان” وعده اصلی رهبر انقلاب و اطرافیان وی در تمام سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب بود. ۲۶ سال پس از استقرار جمهوری اسلامی، محمود احمدی‌نژاد نیز با همین وعده‌های رویائی در انتخابات شرکت کرد.

روز ۲۱ فرودین سال ۱۳۵۸ (سه ماه پس از پیروزی انقلاب) تیتر اصلی و بزرگ روزنامه کیهان چنین بود:«امام خمینی: برای همه زحمتکشان خانه بسازید».

دلیل استفاده از این تیتر، صدور فرمان آیت‌الله خمینی برای افتتاح حساب ۱۰۰ امام و همزمان با آن تاسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بود. این بنیاد که حدود یک‌ماه بعد آغاز به کار کرد، باید هزینه تامین مسکن زحمتکشان را فراهم می‌کرد. اما اساسنامه آن، هشت سال بعد، در ۱۷ آذر ۱۳۶۶ به تصویب رسید.

وعده‌های طلائی، نشان می‌داد که نخستین رهبران جمهوری اسلامی، از اقتصاد واقعی چیزی نمی‌دانند. بعدها، آیت‌الله خمینی در یکی از سخنرانی‌های خود فریاد کشید که «ما برای خربزه انقلاب نکردیم. اقتصاد مال خر» است.
نقش متخصصان در اقتصاد ایران

اما در درون سیستم، نیروهای متخصصی بودند که می‌دانستند ایران، پس از سقوط رژیم شاهنشانی، نیازمند یک نظام اقتصادی منطبق بر نیازها و ضروت‌های تازه است. ابولحسن بنی‌صدر، دکتر اقتصاد و نخستین رئیس‌جمهور اسلامی ایران، ضمن اعتقاد به “اقتصاد اسلامی” که بهره بانکی را حرام می‌داند، علیرضا نوبری را به ریاست بانک مرکزی منصوب کرد، بهره بانکی را به ۴ درصد کاهش داد و در تمام مدت ریاست‌جمهوری خود کوشید استقلال بانک مرکزی را از دولت حفظ کند

اقتصاد سایه

مشکل اقتصاد ایران، از آغاز استقرار جمهوری اسلامی تاکنون، همواره وجود نهادهای موازی با دولت یا “اقتصاد سایه” بوده است.

در دوران حیات آیت‌الله خمینی، علاوه بر بنیاد مسکن انقلاب، کمیته‌امداد امام خمینی، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید، بنیاد ۱۵ خرداد و ده‌ها نهاد غیردولتی دیگر، اعلام موجودیت کردند. هدف این بنیادها، ظاهرا یاری رساندن به اقشار کم درآمد بود. اما همه آن‌ها به تدریج به مراکزی برای رانت‌خواری و تقویت اقتصاد سایه و فساد مالی در ایران تبدیل شدند.

فراز و فرودهای بانک مرکزی

در کنار این روند منفی، سیستم بانکی و به ویژه بانک مرکزی در عرصه رقابت جناح‌ها شاهد فراز و فرودهای بی‌شمار بود. به دنبال خلع ید از ابوالحسن بنی‌صدر، محسن نوربخش، که دکترای اقتصاد خود را از کالیفرنیا دریافت کرده بود، ریاست بانک مرکزی را به عهده گرفت و حسین نمازی، (دارای درجه دکترای اقتصاد از اتریش) نیز به عنوان وزیر اقتصاد و دارائی برگزیده شد.

نوربخش و نمازی، تا سال ۱۳۶۵ در این سمت‌ها باقی ماندند. در این دوران، میرحسین موسوی (مهندس معمار) که آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی بود، در تنظیم سیاست “اقتصاد جنگی” خود از پشتیبانی نوربخش و نمازی بهره می‌گرفت. این سیاست‌اقتصادی توانست به رغم همه دشواری‌ها، تورم و گرانی را در دوران جنگ تاحدی مهار کند.

یک تکانه مهم در پایان جنگ ۸ ساله، تاثیر بحران‌های خارجی را بر اقتصاد داخلی ایران به خوبی آشکار می‌کند: در مردادماه سال ۱۳۶۶، هنگامی که ایران قطعنامه شماره ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد را برای آتش‌بس با عراق پذیرفت، نرخ دلار ناگهان از ۱۴۵ تومان به ۶۵ تومان و دو هفته بعد حتی به ۵۹ تومان تنزل یافت.

پایان استقلال نهادهای تخصصی

تا پایان دوران ۸ ساله ریاست‌جمهوری محمد خاتمی، تاکید بر استقلال نهادهای مهمی مثل سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی ادامه داشت. اما محمود احمدی‌نژاد، روز ۲۳ مرداد ۸۶ شورای پول و اعتبار را منحل کرد. او پیش از آن سازمان برنامه و بودجه را نیز، به زیر مجموعه نهاد ریاست‌جمهوری تبدیل کرده بود.

بر اساس نظر اکثریت کارشناسان اقتصادی ایران، هدف احمدی‌نژاد از این اقدامات، سیطره‌کامل بر منابع ارزی و پولی کشور بود. براساس گزارش رسانه‌های رسمی ایرانی، در دوران احمدی‌نژاد نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شدت گسترش یافت، بودجه نهادهای مذهبی تا ۳۰۰ درصد و حجم نقدینگی ۲۱۰ درصد بالا رفت. افزایش حجم نقدینگی، گرانی و تورم را به بار آورد.

سرنوشت حساب مازاد درآمد نفت

افزایش بهای نفت، سبب شد که محمد خاتمی برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک حساب “ذخیره مازاد درآمد نفتی” ایجاد کند. هدف آن بود که بخشی از درآمدهای ناشی از افزایش بهای نفت به مصرف تقویت بخش خصوصی و زیرساخت‌های اقتصاد تولیدی برسد و بخشی از آن برای دورانی ذخیره شود که تولید نفت ایران کاهش می‌یابد.

اما با روی کارآمدن احمدی‌نژاد، ذخائر این حساب، به اضافه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار درآمدهای نفتی سال‌های اخیر، صرف ریخت‌وپاش‌هائی شد که دولت هنوز حساب آن را به دیوان محاسبات پس نداده است.

احمدی‌نژاد در دوران ریاست دولت‌نهم، رئیس‌کل بانک مرکزی را، دوبار به خاطر مقاومت در برابر سیاست‌های پولی خود برکنار کرد. بهمنی، رئیس‌کل منتخب احمدی‌نژاد، اخیرا ادعا کرد که نرخ تورم در آذرماه ۱۳۸۸ به ۱۵ درصد رسیده و در پایان سال‌جاری خورشیدی یک رقمی خواهد شد. اما اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان اقتصادی نرخ تورم فعلی را حدود ۲۵ درصد برآورد می‌کنند. آن‌ها معتقدند با اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها نرخ تورم از ۴۰ درصد نیز خواهد گذشت.

امیدهائی که به باد رفت

در دوران هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، این امید آفریده شد که جمهوری اسلامی سرانجام به یک سامانه اقتصادی مستقل از نفوذ جناح‌ها و دولت‌ها برسد و با تعقیب اهداف ترسیم شده در “سند چشم‌انداز ۲۰ ساله” سرانجام از مصرف درآمدهای نفتی رهائی یابد.

اما با روی کار آمدن احمدی‌نژاد این امید به باد رفت. کارشناسان اقتصادی اخیرا خط فقر یک خانواده ۴ نفره را ۸۰۰ هزار تومان اعلام کردند. اگر این رقم دقیق باشد، در حال حاضر، حدود نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق زندگی می‌کنند.

۳۱ سال پس از استقرار جمهوری اسلامی،ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس‌جمهور این نظام، در روزنامه انقلاب اسلامی نوشته است:«تا ساخت دولت ایران تغییر نکند، اقتصاد “مصرف‌محور” به “اقتصاد تولیدمحور” تبدیل نخواهد شد.

جواد طالعی

http://www.dw-world.de

نوشتن دیدگاه

فصل نشستن نيست! بنشينيم يخ مي زنيم! بابک داد

روي سخن اين نوشته، با برخي از نخبگان جامعه است كه هنوز تصميم قاطعانه اي براي برخاستن نگرفته اند و عادت كرده اند اظهار تأسفي كنند و بگذرند. روي سخن اين نوشته با خود ماست، مايي كه بايد زودتر تصميم بگيريم و وارد ميدان عمل شويم و مردم را ياري رسانيم. مايي كه دچار “عادتِ اِاِاِ گفتن” شده ايم!

عده اي از ما اين روزها داريم عادت مي كنيم به شنيدن خبرهاي بد و فقط به اظهار تأسف كردن و به “اِاِاِ” گفتن! و اين عادت دارد تبديل مي شود به رژيم روزانه ما! مي شنويم فلاني و صد نفر ديگر را دستگير كرده اند؛ در جواب مي گوييم:”اِاِاِ!” بعد مي رويم و كارمان را ادامه مي دهيم! مي خوانيم فلاني را ترور كردند! نچ نچي مي كنيم و مي گوييم:”اِاِاِ”! بعد مي رويم خبر بعدي را مي خوانيم! تلفني زنگ مي زند:”شنيده اي به جوانان زنداني در عشرت آباد سپاه تجاوز ميشه؟” مي گوييم:”اِاِاِ؟” خيلي هم متأسف مي شويم اما باز به همان گفتن “اِاِاِ” بسنده مي كنيم و عملي درباره آنچه شنيده ايم انجام نمي دهيم. شايد نمي دانيم روزي شايد خبر مردن يا دستگيري يا ترور خودمان هم فقط يك “اِاِاِ” و نچ نچ را در اطرافيان باعث شود و باز به زندگي شان ادامه بدهند. ما غالبا” گمان مي كنيم اگر موضوع خبرها ما باشيم، احتمالا” بساط دنيا در هم پيچيده مي شود و جهان كن فيكون مي شود! اما اگر وضع به همين منوال پيش برود، ديگر براي كسي حساسيتي باقي نمي ماند تا براي ما چيزي بيشتر از يك اِاِاِ ساده نشان دهد. ما كم كم داريم به عادتي دچار مي شويم كه تلخ ترين خبرها را بشنويم و بدترين اخبار فقط يك “اِاِاِ” در ما ايجاد كند و تأثير آن اتفاقات به سرعت محو شود. و اين خيلي خطرناك است. براي هر ملتي اين خطرناك است، ما ايراني ها كه همينطوري هم در خطر زاده شده ايم و بايد بيشتر مراقب خودمان باشيم. خوشبختانه مردم هوشيار ما هرگز به “عادتِ اِاِاِ گفتن” مبتلا نشده اند و اين جاي شكر دارد.

گاهي سئوال مي كنم چه اتفاق ديگري بايد بيفتد تا ما را جدا” تكان بدهد، به خيابانها بكشاند و به خانه بازنگرداند؟ چه شوك ديگري مي تواند ما را از خلسه و از عادت “اِاِاِ گفتن” نجات دهد؟ رأيمان را دزديدند، جوانانمان را كشتند و زنداني كردند و در زندانها به آنها تجاوز كردند، شكنجه شان كردند و جسدشان را از خانواده ها مخفي ساختند. مادران عزادارمان را از سوگواري بر مزار عزيزانشان منع كردند و آنها را دسته دسته دستگير مي كنند. نخبگان سياسي ما را با تحقير به خانه نشيني مجبور كردند و ما هر روز به شنيدن خبرهاي تلخ دستگيري اين، يا سوء قصد به آن و ترور آن ديگري و كشتن آن ديگران عادت مي كنيم. بي اينكه بدانيم ما به عنوان كساني كه با افكار عمومي سر و كار داريم، مسئوليم كه خاموش ننشينيم. مسئوليم كه حساسيت هايمان را هر روز سوهان بكشيم، حسگرهايمان را هر روز تازه كنيم و اجازه ندهيم ديكتاتوري از ما ربات هايي بيروح بسازد كه ديگر هيچ خبري ما را تكان ندهد. اگر چنين نباشيم، مردمي كه با تمام وجودشان دارند سختي هاي اين روزها را درك مي كنند و با تمام حسگرهايشان دارند اين سختي ها را احساس مي كنند، از ما عبور خواهند كرد و روزي روزگاري در فرداي آزادي اين كشور، يقه روشنفكران خود را خواهند گرفت كه در روزهايي كه ما در آتش بوديم، چرا شما يخ زده بوديد؟ ما به آزادي، به مردم و به خود بدهكاريم و امروز فصل نشستن نيست. فصل همراهي با اين موج ميليوني آزاديخواهي است. بگذار حاكمان صداي ما را رساتر از هميشه بشنوند و باور كنند سكوت ما، علامت رضايت نيست.

در اين سرماي كشنده استبداد ديني، هر كدام از ما به عنوان نيروهاي مؤثر جامعه، نخبگان يا روشنفكران نبايد بنشينيم، نبايد بخوابيم، وگرنه يخ مي زنيم و مي ميريم. حتي اگر تا فرداهاي پيروزي زنده بمانيم، فرداها كه فرا برسند از نگاههاي سنگين و ملامت گر مردم، خواهيم مرد. و آن مردن، بد مردني است. پس “به نام آزادي” برخيزيم و مردم را تنها نگذاريم.

http://babakdad.blogspot.com

نوشتن دیدگاه

رمز گشایی از ترور

علي افشاري
انتشار اطلاعات جدیدی از سوی خانواده مرحوم دکتر علی محمدی، ابعادی از جعبه سیاه ترور این فیزیکدان برجسته کشور را رمز گشایی کرد. این اطلاعات آشکار می سازند که وی چند بار توسط وزارت اطلاعات احضار شده و نیروهای امنیتی قبل از روز ترور به منزل وی آمده وبرخی ازوسایل و مدارکش را جمع آوری کرده بودند. همچنین معلوم شد که چند هفته قبل از ترورش، وی از کار در یکی از مراکز حساس هسته ای کشور استعفا داده بوده است. این اطلاعات سرنخ های جدید و ارزشمندی را برای شناسایی عاملین این اقدام جنایت کارانه فراهم می کند. از همان ابتدا، این ترور معمایی غامض به نظر می رسید که شناسایی دلایل و علل آن و همچنین هویت ضاربان نیازمند گذشت زمان و دستیابی به اطلاعات کامل تری بود.

دو فرضیه اولیه مطرح شده در فضای سیاسی کشور، ناتوان از تبیین قانع کننده چرایی کار بودند. فرضیه نخست با معرفی وی به عنوان یک دانشمند هسته ای، صهیونیست ها را عامل ترور می دانست که با همسویی سازمان های امنیتی آمریکایی و وابستگان داخلی در راستای اختلال در پیشرفت توانایی هسته ای کشور، وی را کشته اند. این فرضیه از سوی نهاد های حکومتی و بخصوص حامیان دولت کودتا طرح شد و در این راستا با عبور از تمامی مرزهای انسانی و اخلاقی، مراسم تشییع جنازه وی را نیز به نفع خودشان و گفتمان دلخواه شان مصادره کردند. البته پس از اینکه دوستان، هم دانشگاهیان و متخصصین فیزیک کشور اعلام کردند که وی هیچ کارتحقیقاتی و فعالیت تخصصی در زمینه فیزیک هسته ای انجام نداده است، از نام بردن وی به عنوان دانشمند هسته ای عقب نشینی کردند.

فرضیه دوم با توجه به حمایت فعال دکتر علی محمدی از جنبش سبز و تلاش های وی در تبلیغ برای مهندس موسوی، انگشت اتهام را به سمت نیروهای افراطی حکومت نشانه رفت. بر اساس این فرضیه، حضور مقتول در صحنه های اعتراضی پس از انتخابات و امضای نامه های انتقادی باعث خشم حامیان دولت کودتا شده و در نتیجه وی را به عنوان قربانی دیگر خط ترور انتخاب کردند تا با پهن کردن سفره خشونت، فضا را برای امنیتی کردن بیشتر و سرکوب کامل اعتراضات مهیا سازند.

گمانه نخست که از سوی وزارت اطلاعات و نهاد های رسمی حکومت پشتیبانی می شود، هنوز نتوانسته است مدرک قابل قبول و محکمه پسندی ارائه کند. وزیر اطلاعات در آخرین موضعگیری در این خصوص بیان داشته است: “در ترور آقای علی‌محمدی تركیبی از ضدانقلاب با صهیونیست‌ها و استكبار مشتركا طراحی این برنامه را انجام داده بودند و بحمدالله به سرنخ‌هایی نیز رسیده‌ایم”.

اما با گذشت یک ماه از این رویداد، بالاترین مقام امنیتی کشور توضیحی در مورد سرنخ ها نمی دهد و اعلام می کند که کسی نیز در این مورد بازداشت نشده است.البته احتمال اینکه برخی از سرویس های اطلاعاتی خارجی دست اندرکار و یا خط دهنده این ترور باشند، بالقوه وجود دارد اما اثبات این مدعا نیازمند ارائه مدارک متقنی است و گرنه سرنوشت آن نیز مانند حجم انبوه اتهام های بی اساسی می شود که در گذشته ارائه شده است و امروز فقط رویه ای مندرس و نخ نما را بازتاب می دهد که افکار عمومی اعتمادی بدان ندارد.

فرضیه دوم نیز نارسایی های عمده ای دارد؛ چون موقعیت دکترعلی محمدی در جنبش سبز بدانگونه نبود که آنالیز هزینه فایده در سیاست ارعاب و وحشت پراکنی حکم به قتل وی بدهد. علی القاعده با توجه به هزینه بالای این نوع کار ها، قربانی باید از بین کسانی انتخاب می شد که موقعیت موثرتری در جنبش سبز داشتند که حذف فیزیکی آنها پیام جدی تری را منتقل می کرد. مانند ترور خواهر زاده مهندس موسوی.

اما اگر اطلاعات تازه را در کنار قرائن قبلی قرار دهیم با توجه به پیشینه وزارت اطلاعات در قتل های سیاسی، آنگاه می توان پازل مناسب تری را ترسیم کرد که بهتر بتواند حقیقت ماجرا توضیح دهد. روشن سازی حقیقت پیرامون این رفتار ناجوانمردانه و شناسایی آمران و مجریان آن ضرورت مهم در جبران این ضایعه و همچنین گامی مهم در کور کردن خط ترور است.

مشاهده و بررسی عکس های منتشر شده نشان می دهد محلی که مقتول پیش از انفجار بمب هوشمند از آنجا خارج شده است، منزل مسکونی نیست. پشت شیشه های شکسته شده پنجره ها، دیوار آجری و یا تور های فلزی است. معمولا از این پنجره های کاذب در مراکز امنیتی و یا حساس استفاده می شود. همچنین ساختمان خالی است و اسبابی در آن وجود ندارد.

سوابق دکتر علی محمدی نشان می دهد که وی یک عنصر معتقد به نظام، دانشمند متعهد به نظام بوده است که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد گرایش های اصلاح طلبانه پیدا کرده بگونه ای که در اواخر، عکس خاتمی را بر روی میز کارش می گذاشته و همچنین در انتخابات به موسوی رای داده است.

مروری بر ترور های سیاسی در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی این واقعیت را روشن می سازد که ترور های اخیر مشابهت های بسیاری با قتل های سیاسی آن دوران دارند.

بار ها و بار ها مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی بیگانگان، سازمان مجاهدین خلق، سرویس های جاسوسی خارجی، ضدانقلاب و وهابیون را به عنوان عاملان ترور ها معرفی کرده اند، اما بعد ها روشن شده است که بخش هایی از خود حکومت مجری این قتل ها بوده اند. به عبارت دیگر کشتن افراد بی گناه و انداختن تقصیر آن به دیگران امری است که در سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ریشه دار است.

در ماجرای بمب گذاری در حرم امام رضا و یا قتل کشیشان در اصفهان هم افرادی به تلویزیون آورده شدند و اعتراف کردند که از سازمان مجاهدین خلق ماموریت داشته اند تا این فجایع را انجام بدهند، اما بعد ها پس از دستگیری سعید امامی و اعترافات وی معلوم شد که این اعمال جنایت بار دستپخت نیروهای امنیتی خودی بوده است.

این چنین فجایعی در قالب حفظ نظام توجیه می شود که به باور حاکمان جزو بزرگترین مقدسات است. در اصل وقتی حفظ نظام اسلامی و اصل ولایت مطلقه فقیه آنچنان بزرگ می شود که مافوق احکام ثانویه و در عداد احکام اولیه اسلامی قرار می گیرد، آنگاه زمینه برای این انحراف مساعد می گردد که می توان هر منکر و حرامی را برای حفظ این باور مقدس انجام داد.

هنگامی که جان آدمی بی ارزش انگاشته شود و قتل و مرگ انسان ها حرمت نداشته باشد، فجایعی چون اعدام های گسترده مخالفان سیاسی و قربانی کردن هستی افراد برای سناریو های امنیتی رخ می دهد. حتی آمار بالا و غیر متعارف تصادفات مرگ بار نیز توجهی بر نمی انگیزد. فساد سیاسی و سقوط اخلاقی در بخش مسلط جمهوری اسلامی به مرور چنان رسوخ کرده است که براحتی جان افراد بی گناه را می گیرند و سپس با دروغ پراکنی، راه انداختن تبلیغات با استفاده از انحصار رسانه ای و ایجاد فضای ارعاب و ترس، واقعیت را تحریف می کنند و به گردن دیگران می اندازند. نمونه آشکار دیگری که در نوع خود در تاریخ جهان بی نظیر است ماجرای قتل دلخراش ندا آقا سلطان است که امروز به نماد مبارزات آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ایران تبدیل شده است. مقامات مسئول انتظامی و قضایی با دریدن پرده حیا و شرم، شیپور را از سر گشادش دمیده و با وارونه کردن ماجرا شاهد این جنایت هولناک را به عنوان قاتل معرفی می کنند و نمایش های مضحک و شرم آور در برابر سفارت انگلیس راه می اندازند. در حالی که دست های ناپاک نیروهای افراطی، آلوده به خون این شهید راه جنبش سبز است و با هیچ تمهید نمی توان بر این واقعیت سرپوش نهاد. شاهد شجاع این ماجرا که هزینه دلیری اش را با ترک اجباری وطن و مختل شدن زندگی حرفه ای اش پرداخته است، اینک به شکل مضاعفی مجازات داده می شود تا دیگران حساب کار دستشان بیاید که مبادا جنایات برخی از ولایت مداران را افشا کنند.

چنین رویکردی که از ویژگی های بنیاد گرایی اسلامی است و در بینش سنت گرایی اسلامی اصلا وجود ندارد، روشنگر استفاده ابزاری از باور های اسلامی است که قائلان و کارگزاران آن اعتقادی به معاد و پاسخگویی در برابر محضر الهی ندارند.

اکنون دوباره خط ترور و خشونت شبه دولتی فعال شده است و بیم آن می رود تا جنایت های دوره قتل درمانی به شکلی دیگر تکرار شود تا حاکمیت از بن بست گرفتار شده خلاصی یابد. پرداختن به پرونده ترور دکترعلی محمدی و همچنین ترور سید علی موسوی نقش موثری در تاباندن نور و افشاگری بر علیه این شیوه ضد انسانی دارد. روشن شدن حقایق این پرونده ها و افشا گری پیرامون آمران و عاملان می تواند این دستگاه اهریمنی را زمینگیر کند و فضا را برای پایان دادن به قتل و حذف فیزیکی فعالان سیاسی مخالف، روشنفکران منتقد و دانشمندان ناراضی مساعد گرداند. بنابراین باید مطالبه برای رسیدگی به این پرونده ها، اجرای عدالت و جلوگیری ازانحراف آنان و یا مشمول مرور زمان شدن را به شکل مستمر مطرح کرد.

roozonline

نوشتن دیدگاه

هشدار عفو بين‌الملل درباره ادامه اعدام‌ معترضان

سازمان عفو بين‌الملل با انتشار بيانيه‌ای، از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست اجرای حکم ۹ نفری که به اتهام “محاربه” به اعدام محکوم شده‌اند را متوقف کنند. عفو بين‌الملل در اين بيانيه نوشته است که مقام‌های ايران قصد دارند اين ۹ نفر را پيش از فرارسيدن سالگرد انقلاب ايران در ۲۲ بهمن ماه اعدام کنند. معاون خاورميانه و آفريقای شمالی اين سازمان در اين بيانيه، صدور احکام اعدام برای بازداشت‌شدگان را “ناعادلانه” دانسته و افروده که آن ها از دسترسی به وکيل محروم بوده و برخی از اين افراد، برای اعتراف، “تحت فشار” قرار داشته‌اند. بر اساس اين بيانيه، ناصر عبدالحسنی و رضا کاظمی، دو تن از ۹ نفری هستند که قرار است به زودی اعدام شوند. هويت هفت نفر ديگر هنوز اعلام نشده است.
gooyanews

نوشتن دیدگاه

بیانیه‌ی مهدی کروبی در آستانه‌ی ۲۲بهمن

همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند.

کلمه: حجت الاسلام مهدی کروبی در آستانه ۲۲ بهمن و سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه ای را منتشر کرد.

به گزارش سایت سحام نیوز، متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ و سربلند ایران

اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم.

با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم.

ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

۱- همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند.

۲۲ بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است ، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

۲- در حالی به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت ۲۵ خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش.

باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است.

من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

۳- در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای “فتنه” و عده ای دیگر “بحران” و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است.

حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار “عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا” نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.

۴- متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

• بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

• تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

• آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی

• فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد

• فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند. من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای شوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

آخرین کلام، لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین

مهدی کروبی

۱۴ بهمن

نوشتن دیدگاه

هشدار خاتمی به خامنه ای

محمد خاتمی،در تازه ترین سخنان خود از برخوردهای خشونت آمیز با مردم و “آزادی مطلق خشونت گران” به شدت انتقاد کرد و از رهبر جمهوری اسلامی خواست، رهبر همه مردم باشد.

رئیس جمهور سابق ایران که در جمع اعضای شورای مرکزی خانه احزاب سخن می گفت،ضمن دادن هشدار نسبت به “گرایش رهبری به یک جناح خاص” گفت: ما قانون اساسی و اسلام را می خواهیم؛ می خواهیم رهبری که در چارچوب قانون اساسی جایگاه مهمی دارد، رهبر همه کشور و همه مردم باشد.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیاد باران، خاتمی “تعلق یافتن رهبری نظام به یک جناح سیاسی را جفا به آیت الله خمینی، انقلاب و اسلام” دانسته و تصریح کرده است که اگر سیاست ها و رفتارهایی وجود دارد که این تلقی در جامعه پدید می آید، باید این سیاست ها و روش ها عوض شود.

ولایت دروغ

سخنان محمد خاتمی در حالی منتشر می شود که طی روزها و هفته های اخیر، شایعاتی درباره سازش پشت پرده رئیس جمهور سابق ایران با آیت الله خامنه ای منتشر شده بود. این شایعات که رسانه های حامی محمود احمدی نژاد بدان دامن میزدند حکایت از این داشت که خاتمی در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است.

هر چند این قضیه از سوی خاتمی تکذیب شد اما هفته گذشته مجله ایراندخت مدعی شد که خاتمی در نامه خود به رهبری عنوان کرده که “جریان اصلاح‌طلب و ما، دولت موجود را به رسمیت می‌شناسیم اما باید جلوی تندروی‌ها را گرفت. تندروی هم در این سو وجود دارد هم درآن سو.”

این مجله نوشته بود خاتمی در نامه خود تاکید کرده که بهتر است از هاشمی‌رفسنجانی بخواهیم جریان حکمیت را رهبری کند. خاتمی به جریان اصلاحات و ریشه‌های خط امامی آن نیز اشاره و تصریح کرده که “این جریان قابل حذف نیست”. او از همین زاویه خواستار آزادی زندانیان سیاسی و گشودن فضای سیاسی شده است.

براساس گزارش “روز” میرحسین موسوی و مهدی کروبی از چنین نامه ای اطلاعی نداشتند و موسوی خوئینی ها، عضو مجمع روحانیون مبارز و مدیر مسول روزنامه توقیف شده سلام نیز با ابراز بی اطلاعی از وجود چنین نامه ای گفته بود که در مجمع روحانیون مبارز نوشتن چنین نامه ای مطرح نشده و در صورت مطرح شدن، قطعا مورد مخالفت قرار می گرفت.

اما دیروز محمد خاتمی، به تکذیب شایعات مطرح شده در محتوای نامه پرداخت و اعلام کرد: “بعضی ها ولایت دارند که دروغ بگویند، «فلانی نامه نوشته» یا «در نامه فلان چیز آمده»؛ در حالی که نه اصلا کسی از محتوای آن خبر دارد و نه اصلا چنین چیزهایی وجود داشته است.”

خاتمی با تاکید بر اینکه رهبران جنبش سبز به مردم پشت نکرده اند، تصریح کرده است که انتشار این گونه شایعات “روش غلط و شیطنت آمیزی است که با هدف مأیوس کردن مردم انجام می شود، تا بگویند چهره هایی که مورد توجه مردم بوده اند به آنها پشت کرده اند، که چنین چیزی نیست.”

رئیس جمهور سابق ایران، کسانی را که درباره محتوای این نامه به گمانه‌زنی پرداخته بودند، متهم به تلاش برای ایجاد اختلاف میان رهبران معترضان به نتایج انتخابات در ایران کرده و ادامه داده: “همان ها می‌خواهند با جوسازی فضا را به گونه‌ای جلوه دهند ‌که افرادی که این افتخار را داشتند که مورد توجه مردم بوده‌اند با هم اختلاف دارند و بگویند که اینها با هم اختلاف دارند که اصلا این طور نیست.”

با برانداز نمی شود هر رفتاری کرد

وی در بخش دیگری از سخنانش، با بیان اینکه “مردم حق دارند اعتراض کنند و اطمینان پیدا کنند که رأی آنها موثر است” به صدور احکام اعدام برای بازداشت شدگان اشاره کرده و گفته است: “پاسخ اعتراض مدنی و انتقاد از فشار و سرکوب زندان و احیاناً اعدام نیست. اینها بحران را افزایش می‌دهد و تمایل به خروج از چارچوب‌ها را تقویت می‌کند.”

به گفته خاتمی “مسائل اجتماعی با فشار و سخت گیری حل نمی شود” و “نمی‌شود گفت هر کس اعتراض دارد برانداز است و با او باید با سختی رفتار کرد.”

رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه “معتقدم با برانداز هم نمی‌شود هر رفتاری را کرد” ابراز امیدواری کرده با مردم با خشونت رفتار نشود.

وی همچنین گفته است: “کدام دستی است که ضدیت با همه چیز دارد و سعی می‌کند خواست‌های نادرست خود را پشت سر مقدسات پنهان بکند و در واقع امام، رهبری و نظام را در مقابل جریانات قرار دهد؟ اوست که با انقلاب دشمنی می‌کند، نه ما.”

خاتمی مهم‌ترین اعتراض اصلاح‌طلبان را در شرایط کنونی اعتراض به نقض قانون اساسی دانسته و گفته: “اگر این نقض توسط جریان‌ها و گروه‌هاست که بد است و اگر توسط حکومت است که بدتر است.”

او در عین حال یاد آور شده اینکه “امروز می‌گوییم قانون اساسی مبنا است، معنایش این نیست که قانون اساسی امری مافوق بشری است، بلکه به این معنی است که با روش مردمی تدوین و تصویب شده و مبنای نظام جامعه قرار گرفت.”

خاتمی با تاکید بر اینکه “اسلام و جمهوری اسلامی که ما می‌خواستیم این نبود که حکومت تحت نظارت مردم نباشد”، گفت: “اسلامی که در جمهوری اسلامی آمده اسلامی نیست که حق مردم را نشناسد، آزادی‌های مردم را به رسمیت نشناسد وعدالت را نخواهد و این اسلام هیچ سنخیتی با اسلام انقلاب اسلامی ندارد.”

وی همچنین جمهوری اسلامی و مردم‌سالاری را بدون وجود احزاب و تشکل‌ها ممکن ندانسته و خواستار آزادی احزاب در کشور شده است.

خاتمی گفته: “آزادی که ما می‌گوییم آزادی بیان، آزادی اندیشه و بیان کردن اندیشه و به صحنه آوردن آن اندیشه است و اینکه از مردم خواسته شود در مورد آن اندیشه نظر بدهند.”

رئیس بنیاد باران سپس به تاریخ یک‌صد ساله مبارزه مردم ایران برای نیل به مردم‌سالاری و ضدیت با حاکمیت خودکامگان اشاره کرده و افزوده است: “در عصر حاضر نیز حکومت‌هایی که متکی به مردم نیستند خود به خود متکی به بیگانه می‌شوند.”

خاتمی همچنین بر لزوم شرکت گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن تاکید کرده است: “چقدر خوب بود همه عزیزانی که امروز در زندان هستند در جمع ما بودند و همه با هم در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن شرکت می‌کردیم.”

rooz

نوشتن دیدگاه

میرحسین موسوی: آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می‌نامد متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است/ توصیه‌هایی برای چگونگی حضور در راهپیمایی22 بهمن

پارلمان‌نیوز: مهندس میرحسین موسوی در گفت‌و‌گویی تفصیلی به ۱۰ سئوال در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه‌ای کشور، برپایی راهپیمایی و تجمع و برنامه‌های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، مهندس موسوی در این گفت‌و‌گو که کلمه در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.

مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم می دانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه‌های استبداد شاهی می‌دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می‌نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده‌ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده‌اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روزها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی‌ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه‌های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید.

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخنگویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.

تاریخ انتشار: ١٣ بهمن ١٣٨٨

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »