آرشیو برای اطلاع رسانی

هشدار درخصوص وضعیت خیابان ها

برای همراهی و کمک به دانشگاه ها، شکستن جو شدید امنیتی و سردرگمی نیروهای امنیتی در خارج از دانشگاه ها، بهتر است برای ایجاد ترافیک سبز اولا کلیه دانشگاه ها و سطح تهران را پوشش دهیم و ثانیا دانشگاه ها را در دو دسته داخل محدوده طرح ترافیک و خارج از محدوده تقسیم کرده و برای ایجاد ترافیک سبز از ساعت 3 بعدازظهر به بعد برای خارج از محدوده و از ساعت 5 بعدازظهر به بعد در داخل محدوده اقدام کنیم. دانشگاه های داخل محدوده از ساعت 5 بعدازظهر (البته باید از ساعت 3:30 تا 4 از خانه خارج شوید) 1- دانشگاه تهران: خیابان انقلاب، حدفاصل خیابان ۱۶ آذر و قدس، خارج از ورودی دانشگاه تهران 2- دانشگاه شریف: خیابان آزادی، خارج از دانشگاه صنعتی شریف 3- دانشگاه پلی تکنیک: خیابان ولی‌ عصر، شمال چهارراه ولیعصر 4- دانشگاه جامع علمی ـ کاربردی: خيابان انقلاب – بين خيابان حافظ و خيابان استاد نجات اللهي 5- دانشگاه تربیت معلم تهران: خیابان شهید دکتر مفتح ـ شماره 49 6- دانشگاه تربیت مدرس: تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و شهید چمران 7- دانشگاه شاهد: ابتداي آزاد راه تهران – قم – روبروی حرم امام خمینی (ره) و شعبه ای هم بین میدان ولیعصر و چهارراه ولیعصر دارد. دانشگاه های خارج از محدوده از ساعت 3 بعدازظهر 8- دانشگاه آزادپونک: میدان پونک، انتهای دانشگاه اشرفی اصفهانی‌ 9- دانشگاه علامه طباطبایی: بزرگراه رسالت غربي – انتهاي اتوبان شهيد همت غرب – ميدان دهكده و شعبهای در خیابان علامه جنوبی سعادت آباد بالاتر از دانشگاه امام صادق 10- دانشگاه خواجه نصیر طوسی: خیابان شریعتی‌، زیر پل سید خندان و همچنین بالاتر از میدان ونک 11- دانشگاه صنعت آب و برق شهید عباسپور: فلكه 4 تهرانپارس – بلوار وفادار شرقي – بلوار شهيد عباسپور 12- دانشگاه شهید بهشتی: بزرگراه شهيد چمران – خيابان يمن – بلوار رشيد‌الدين فضل‌ا… – ميدان اوين – بلوار دانشجو- 13- دانشگاه الزهرا(س): ميدان ونك – انتهاي خيابان ونك – دانشگاه الزهرا(س) 14- دانشگاه پیام نور: ابتداي جاده لشكرك – ابتداي خيابان نخل (نرسيده به چهارراه ميني سيتي) 15- دانشگاه شاهد: ابتداي آزاد راه تهران – قم – روبروی حرم امام خمینی (ره) و شعبه ای هم بین میدان ولیعصر و چهارراه ولیعصر دارد. 16- دانشگاه علم و صنعت ایران: میدان رسالت ـ خیابان هنگام ـ خیابان دانشگاه علم وصنعت 17.- دانشگاه علوم انتظامي: اتوبان همت غربي – بعد از رودخانه كن
چنانچه دانشگاهی از قلم افتاده، خودتان اطلاع رسانی کنید.
آدرس کلیه دانشگاه های کشور، برای فعالیت جنبش در سطح کشور:

http://www.msrt.ir/sites/ravabetomomi/1/Forms/view.aspx

وبلاگ پینوکیو

نوشتن دیدگاه

در خانه نمانید ! برای ایجاد ترافیک از ساعت 5 تا نیمه شب در خیابانهاییم / ما را تنها نگذارید

نوشتن دیدگاه

نكات پیشنهادی در مورد 16 آذر (رسانه شماييد)

جنبش سبز، این بار در معرض آزمون بزرگ دیگری قرار دارد. پس از سرکوب تظاهرات 13 آبان، کودتاچیان، ناامیدانه در انتظار کاهش جمعیت معترضان در مراسم 16 آذر هستند. طبق اطلاعات اخبار واصله آقایان موسوی، کروبی و خاتمی، خود را برای حضور در میان دانشجویان آماده کرده اند،همچنین با همفکری جمع کثیری از فعالین جنبش سبز مجموعه ای از مهمترین نکات جهت برگزاری هر چه بهتر مراسم16 آذربه شرح ذیل ارائه میگردد:

کودتاچیان، به امید این که مراسم به صورت محدود و دانشجویی برگزار شود، تمام تلاش خود را بر سرکوب تظاهرات خیابانی و جلوگیری از پیوستن مردم به دانشجویان متمرکز کرده اند و به همین دلیل در اطراف دانشگاه های مهم تهران موضع گیری خواهند کرد. برای خنثی کردن این تدبیر، برگزاری تظاهرات پراکنده در نقاط مختلف، یک راهکار مناسب است. میتوان خیابانهای نزدیک دانشگاه ها را به عنوان میعادگاهی برای شروع تظاهرات پراکنده در نظر گرفت. با دور شدن از محل دانشگاه، میتوان همچون مراسم چهلم شادروان ندا آقا سلطان، در خیابانهای دیگر، به تظاهرات و سر دادن شعارهای دلخواه پرداخت. هرچند بنای جنبش سبز بر خشونت کلامی و انتقام گیری از طریق شعار نیست؛ مزدوران از مشاهده عصبانیت ما لذت میبرند.

1. طبق اطلاعات رسیده، کودتاچیان در روز 16 آذر، با روشی متفاوت از روز قدس و 13 آبان عمل خواهند کرد. بر این اساس، به جای تیراندازی، ضرب و شتم یا بازداشت، سپاه قصد دارد شهروندان رااز محل تظاهرات دور کند. برای مقابله با این امر، اولا: توصیه اکید به شهروندان این است که به محض مشاهده ستونهایی از اتوبوسهای پارک شده، از ورود به خیابان خودداری کرده و از محل دور شوند و در جایی دیگر به تظاهرات پراکنده اقدام نمایند. ثانیا: به هیچ وجه در بزرگراه ها و مکانهای نزدیک به بزرگراه تجمع نکنند. تجمع در خیابانهای شلوغ و مراکز جمعیتی و اقتصادی، بهترین راه برای افزایش شمار جمعیت و مختل کردن فرایند سرکوب است. ثالثا، در صورتی که به خیابان یک طرفه رسیدید، فقط در جهت مخالف حرکت ماشینها وارد خیابان شوید، تا تحرک نیروهای سرکوب، تحت نظر باشد. اگر خیابان یک طرفه به صورت غیر معمول خالی از ماشین بود، به این معناست که انتهای آن توسط ماموران بسته شده است.

2. طبق اطلاعات رسیده، کودتاچیان قصد دارند با اغراق و بزرگنمایی در خصوص دوربینهای کنترل ترافیک، به ارعاب شهروندان بپردازند. اما این کودتاچیان هستند که دیگر جرئت آدمکشی مثل روز 30 خرداد را ندارند! شکی نیست که ثبت دقیق مشخصات یک جمعیت میلیونی، اگر ممکن باشد، هیچ فایده ای برای کودتاچیان ندارد، چرا که دستگیری و تعقیب یک جمعیت “بیشمار” امکانپذیر نیست؛ آنها نمیتوانند تمام ایران را دستگیر کنند. با این حال، همراه داشتن ماسک برای مقابله با گاز اشک آور، مفید و بلکه ضروری است.

3. تردد با ماشینهای شخصی، در مسیرهای رفت و آمد نیروهای سرکوب، یکی از شیوه های مفید و موثر برای همراهی با تظاهر کنندگان و مقابله با کودتاچیان است. شهروندانی که به هر دلیل قادر به شرکت در تظاهرات خیابانی نیستند، میتوانند از این طریق همشهریان خود را یاری کنند.

4. بانگ الله اکبر، نه فقط به عنوان نماد ضد مذهب بودن حکومت، بلکه رسانه و نماد همبستگی و اتحاد تمام ایرانیان، از هر قوم و مذهب است. همه شهروندان میتوانند در هر مناسبتی از این نماد همبستگی استفاده کنند، اما آنچه برای پیشبرد جنبش اهمیت دارد، ویژگی شکلی و رسانه ای این عمل است. بانگ الله اکبر در شب قبل از تظاهرات بزرگ، رسانه ای است که به شهروندان فاقد اینترنت و ماهواره خبر میدهد که فردا تجمع یا تظاهراتی برپاست. به همین جهت از تمام فعالان و هواداران جنبش سبز، موکدا تقاضا میشود که بانگ الله اکبر یکشنبه 15 آذر را فراموش نکنند. حتی اگر به هر دلیل قادر به شرکت در تظاهرات نیستید، با فریاد الله اکبر خود، قلب سیاه کودتاچیان را به لرزه در آورید و به همراهان خود روحیه دهید.

5. مانند تمام فعالیتهای قبلی، رسانه شمائید. در روز 16 آذر کافیست خود را در خانه حبس نکنیم. این که تجمع در چه مکان یا زمانی برگزار شود، در درجه اول اهمیت نیست؛ مهم تهیه فیلم و به خصوص عکس و انتشار آن در سطح بین المللی است. جهان نظاره گر ماست.

جمعی از فعالین جنبش سبز

بالاترین

نوشتن دیدگاه

16 آذر….

50 شهر
200 دانشگاه

روز سبز دانشجو

نوشتن دیدگاه

پشت به “تيان آن مِن”، درباره استراتژی “گل در برابر گلوله” در روز ۱۶ آذر، عماد بهاور (تحلیلی بر شرایط موجود و وضعیت جنبش سبز در آستانه 16 آذر و لزوم خودداری از اقدامات خشونت آمیز)

حاکمان نظامی بر مبنای يک “تحليل اشتباه” با جنبش مواجه شده اند. لذا سرکوب خشونت آميز را به هرگونه وفاق و مذاکره يا سازش ترجيح می دهند. آن ها می خواهند با استفاده از ابزارها و تکنيک های امنيتی “اغتشاشات” را سرکوب کنند. برای رسيدن به اين هدف، بايد کاری کنند تا تجمعات راديکاليزه شده و به خشونت کشيده شود. لذا بر روی تحريک احساسات عمومی برای انجام خشونت متقابل در انتقام از سرکوب روز ۱۳ آبان حساب باز کرده اند. روز ۱۶ آذر بهترين فرصت برای سوء استفاده از احساسات دانشجويی خواهد بود.
آيا در روز شانزدهم آذر امسال فاجعه «تيان آن من» ديگری رخ خواهد داد؟ برخورد سخت حزب کمونيست چين با دانشجويان در ميدان «تيان آن من» در ۴ ژوئن ۱۹۸۹، منجر به کشته و زخمی شدن صدها تن از مردم چين شد. به ظاهر اعتراضات سرکوب شد و حکومت کمونيستی به راه خود ادامه داد. ضمن آنکه «ژائو زيانگ»، رهبر چين و دبيرکل حزب کمونيست، نيز که خواهان مذاکره و رسيدن به توافق با دانشجويان بود، از طرف حزب برکنار و به مدت ۱۶ سال تا زمان مرگش در حبس خانگی به سر برد. برای آن ها که مدينه فاضله شان کشور چين است، احتمالا سرکوب چينی نيز الگوی مناسبی برای برخورد با جنبش سبز خواهد بود.

يک تحليل اشتباه

در ذهن همه فعالين سياسی اين سوال مطرح است که چرا هسته مرکزی حاکميت ايران هيچ تمايلی به پذيرش، به رسميت شناختن، يا حتی ديدن جنبش سبز ندارد. گويی از نظر آن ها اساسا هيچگاه چنين جنبشی وجود نداشته است. آيا حاکميت اين جنبش را می بيند اما به روی خود نمی آورد و يا اساسا ناتوان از ديدن چنين جنبشی است؟ هفته گذشته کاظم انبارلويی در مصاحبه با نشريه مثلث در پاسخ به اين سوال که برای خروج از «وضعيت فعلی» چه بايد کرد، گفت: «خيلی وقت است که از وضعيت فعلی بيرون رفته ايم (!) اغتشاشاتی که اکنون به حداقل رسيده، نشان می دهد که مشکل حل شده است.» اظهارات انبارلويی و امثال وی آشکار می سازد که ايشان به عمد و يا نادانسته وجود جنبشی عظيم را ناديده گرفته يا باور ندارند.

شيوه برخورد نيروهای امنيتی با فعالين سياسی و مردم معترض در تظاهرات مختلف ، نشان می دهد که چيزی به عنوان جنبش سبز از طرف حاکميت به هيچ وجه پذيرفته نيست. پس به زعم ايشان آنچه در طی ماه های اخير رخ داده تنها اعتراض های محدود و هدايت شده از طرف رسانه ها و عوامل خارجی بوده است که می توان آن را با شيوه های امنيتی کنترل و سرکوب کرد. تمام استراتژی های امنيتی و سياسی حاکميت برمبنای چنين تحليلی استوار شده است.

خلاصه اين تحليل اينچنين است: از گذشته در تهران حدود ۲۰ درصد (اکنون حدود دو ميليون نفر) مردم معترض وجود دارد. اين مردمان از قبل هم وجود داشته اند اما منفعل و خانه نشين بوده اند. ايشان همواره در وضعيت قهر با حاکميت قرار داشته و در دوره های انتخاباتی در موضع تحريم بوده اند و به همين دليل هيچگاه رای شان ديده و محسوب نشده است (حتی در پشت پرده) . اين مردمان خاموش و منفعل هيچگاه خطری برای حکومت محسوب نمی شده اند چرا که نه سازمانی داشته اند و نه رهبری منسجمی و البته در اهدافشان هم اختلاف نظر و پراکندگی قابل ملاحظه ای وجود داشته است. «اما» ناگهان «تقارن» حوادث و اتفاقات انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ در اين طيف از مردم يک «اميد کاذب» ايجاد کرد؛ اميد به اينکه می شود از طريق حضور در جريان های قبل و بعد از انتخابات، با هزينه کم، تغييری اساسی در بنيان نظام سياسی ايجاد کرد. بدين ترتيب آن قشر منفعل و پنهان و غيرمنسجم ناگهان فعال و علنی شدند و درچارچوب ستادهای انتخاباتی انسجام يافته و به خيابان ها آمدند. اغتشاشات و تظاهرات پس از انتخابات نيز کار بخشی از همين دو مليون نفر اميدوار کاذب (!) بوده است. حال راه حل چيست؟ اگر اين مردم چند مرتبه به خيابان ها بيايند و هربار با قاطعيت هرچه بيشتر حاکميت مواجه شوند و پس از مدتی مشاهده کنند که اتفاقی نيافتاده است، اميدشان به تغيير به تدريج رنگ می بازد و به خانه های خود باز می گردند. به اين ترتيب نظام بحران را پشت سر گذاشته و زندگی بارديگر شيرين می شود.

تحليل فوق کم وبيش با همين محتوی اما طبيعتا با جملاتی پرطمطراق و دهان پرکن شامل انواع اصطلاحات و واژگان امنيتی و البته با امضای چند کارشناس متخصص امنيت با مدرک دکتری، در بولتن ها، گزارشات و جلسات مختلف ارائه و منجر به انتخاذ تصميماتی حساس در سطح ملی می شود. رد پيشنهاد وفاق، عدم مذاکره با رهبران جنبش، عدم پذيرش وجود بحران، به رسميت نشناختن جنبش سبز و در نهايت برخورد بسيار خشونت آميز با معترضان نشانگر آن که تمام تصميمات بر مبنای تحليل فوق اتخاذ می شوند.

شکی نيست که تحليل فوق از لحاظ مبنايی بسيار اشتباه است؛ جنبش حقيقتا وجود دارد؛ اين جنبش سطحی نبوده و بسيار عميق است. مطالبات آن جدی است و عدم پاسخگويی به اين مطالبات نظام را به شدت دچار بحران در سطوح مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سياسی می کند. تداوم بحران ها مشروعيت نظام را به صورت جدی مخدوش کرده و ثبات سياسی را از بين می برد. اما با وجود طرح اين مباحث از سوی اساتيد دانشگاه و روشنفکران و هشدار و تذکر مکرر به حاکميت، باز هم توجه ای به اين مسائل نشده است. البته يک دليلش می تواند اين باشد که به اعتقاد حاکمان، تئوری های فوق محصول «علوم انسانی غربی» هستند و به کار «شرق اسلامی» نمی آيند. به عقيده ايشان، مبنای مشروعيت و مبنای کارآمدی در دولت اسلامی با آنچه در غرب بوده و تعريف شده کاملا متفاوت است.

انشقاق در سازمان مجازی و تضعيف رهبر فرضی

از سويی ديگر حاکميت فرض می کند که حتی اگر اين جنبش ها و اين بحران ها جدی و واقعی باشد، می توان آن را با استفاده از منابع مالی و ابزار امنيتی کنترل کرد. می توان در سازمان جنبش شکاف ايجاد کرد و رهبری آن را با جنگ روانی و با استفاده از تکنيک های نرم افزاری تضعيف کرد. درست است که سازمان متکثر و مجازی جنبش دليل تداوم آن تا اين لحظه بوده است اما از همين تکثر و عدم تمرکز موجود در جنبش نيز می توان برای ايجاد اختلاف و انشقاق در آن استفاده کرد. با اعمال فشار روانی بر رهبران جنبش برای اعلام شفاف مواضع و مرزبندی ها، عملا در ميان اعضای جنبش ريزش نيرو به وجود خواهد آمد. از طرفی اگر رهبران اصلاح طلب در مورد اهداف و شعار ها اعلام موضع نکنند، رهبری جنبش به خارج از کشور منتقل شده و به سمت اهداف راديکال کشيده خواهد شد. اين همان چيزی است که حاکميت می خواهد و در آن صورت با مشروعيت بيشتر و توجيهات قابل قبول تری دست به سرکوب جنبش خواهد زد. بنابراين رهبران جنبش ناچارخواهند شد تا برای جلوگيری از انحراف و در نتيجه سرکوب جنبش به اعلام مواضع صريح تر بپردازند.

چه اتفاقی رخ داده است که آقای عسگر اولادی ناگهان نظر خود را مبنی بر وفاق با موسوی و خاتمی تغيير داد و گفت که ايشان از خط قرمزها گذشته اند و خود تبديل به خط قرمز شده اند؟ همه چيز به تحولات پس از ۱۳ آبان باز می گردد. خشونت کفه ترازو را به نفع حاکمان نظامی سنگين تر کرده است. اين را پيش از اين بسياری از صاحبنظران نيز گفته بودند؛ در فضای بحران و خشونت اين نظاميان هستند در معادلات سياسی برتری پيدا می کنند. به همان اندازه که تظاهرات مسالمت آميز روز قدس جريان را به نفع جنبش سبز تغيير داد، تظاهرات خشونت آميز ۱۳ آبان نيز باعث شد که اصولگرايان تا حدودی ابتکار عمل را در دست گيرند. آن ها تصور می کنند که توانسته اند تظاهرات ۱۳ آبان را سرکوب کنند و از اين بابت در پوست خود نمی گنجند. مهم نيست که برای اين کار ميلياردها تومان هزينه کرده و يا ده ها هزار نيروی نظامی و شبه نظامی را بسيج کرده باشند؛ مهم آن است که تصاوير ميليونی روز قدس ديگر تکرار نشد و آن ها اکنون می توانند جنگ روانی جديدی عليه رهبران جنبش سبز آغاز نمايند.

تقريبا تمام نشريات و رسانه های وابسته به جناح به اصطلاح اصولگرا از نشريات مثلث و پنجره و کيهان گرفته تا رجانيوز و فارس نيوز و الف، در ده روز گذشته يک استراتژی مشخص را پيگيری کرده اند: ايجاد جنگ روانی عليه موسوی، کروبی و خاتمی با هدف زير سوال بردن پايگاه اجتماعی و سياسی آن ها. يک بازی بسيار پيچيده که ضربات سختی به جنبش سبز خواهد زد؛ اصولگرايان دائم از رهبران جنبش می خواهند که نسبت خود را با تظاهرات خشونت آميز و طرح شعارهای راديکال از سوی بخشی از مردم روشن نمايند. درواقع از آن ها می خواهند که نسبت خود را با نظام روشن کنند.

نتيجه اين فشارها و نتيجه اين جنگ روانی احتمالا اين خواهد شد که موسوی و کروبی از مردم بخواهند که روز ۱۶ آذر در خارج از دانشگاه ها تجمع نکنند ويا شعارهای تند سر ندهند. اما از آنجا که «خوشبختانه يا متاسفانه» سازماندهی جنبش به صورت مجازی است و اين رهبران فرضی تسلط کامل بر فضای مجازی ندارند، بسياری از سايت های اينترنتی و شبکه های ماهواره ای وابسته به نيروهای اپوزيسيون خارج از کشور از مردم خواهند خواست که روز ۱۶ آذر به خيابان ها بيايند. در نتيجه نمود بيرونی اين وضعيت آن خواهد بود که رهبری موسوی و کروبی بر جنبش تضعيف شده و ديگر مردم به حرف های ايشان توجه نمی کنند. در واقع ابتکار اصولگرايان در راه اندازی اين بازی، رهبری جنبش را تضعيف کرده و سست شدن پايگاه اجتماعی ايشان را به نمايش خواهد گذاشت. فردای روز ۱۶ آذر نيز بمباران روانی بر سر موسوی و کروبی فرو خواهد ريخت که مرزبندی خود را با مردمی که عليرغم توصيه های ايشان به خيابان ها آمده اند و با نيروهای پليس درگير شده اند وشعارهای ساختارشکن سرداده اند، مشخص کنند. اين يعنی آغاز انشقاق در جنبش. در واقع جناح اصولگرا در روز ۱۶ آذر از يک سو به سرکوب بسيار خشونت آميز دست خواهد زد و از سوی ديگر رهبری جنبش را تضعيف و پايگاه اجتماعی آن را متلاشی خواهد کرد.

به نظر می رسد که موسوی، کروبی و خاتمی، برای اينکه در اين دام نيافتند بايد ضمن آنکه به صورت کلی خشونت را نفی کرده و بر انديشه عدم خشونت و مبارزات مسالمت آميز تاکيد کنند، مشخصا از ارائه دستورالعمل های مشخص درباره مکان و زمان و چگونگی اعتراضات خودداری نمايند. از طرف ديگر، رهبران جنبش سبز هيچ الزامی ندارند که مرزبندی خود را با تمام گرايش های موجود در جنبش سبز اعلام کنند يا دائما نسبت خود را با نظام سياسی تعريف نمايند. اين قطعا يک دام برای ايشان است. کافی است ايشان تنها به تشريح مواضع قانونی و اصلاح طلبانه خود همت گمارند. اين نظام است که بايد نسبت خود را با جنبش مردمی مشخص کند نه برعکس. اين نکته ای کليدی و رمز ماندگاری رهبران جنبش سبز خواهد بود.

۱۶ آذر ۸۸ و استراتژی «گل در برابر گلوله»

حاکميت بسيار تلاش کرده و می کند تا جنبش ميليونی سبز را به تظاهرات ده هزارنفری دانشجويی تقليل دهد. درصورتی که کار به اغتشاش و تظاهرات خشونت آميز بيانجامد، حاکميت از «حق قانونی استفاده مشروع از زور» برخوردار خواهد بود. ضمن آنکه بابالاتر رفتن هزينه ها که بيشتر از متوسط توان اعضای جنبش است، جنبش دچار ريزش نيروی گسترده خواهد شد. نتيجه چيزی جز تبديل جنبش فراگير به اغتشاش محدود و در نهايت سرکوب قانونی توسط پليس نخواهدبود. اپوزيسيون برانداز خارج از کشور، دانسته يا نادانسته، به تحقق اين سناريو کمک کرده است. بسيار روشن است که اپوزيسيون ساختارشکن آغاز کننده اين جنبش نبوده اند اما قطعا می توانند پايان دهنده آن باشند.

می توان اينگونه جمع بندی کرد: حاکمان نظامی بر مبنای يک «تحليل اشتباه» با جنبش مواجه شده اند. لذا سرکوب خشونت آميز را به هرگونه وفاق و مذاکره يا سازش ترجيح می دهند. آن ها می خواهند با استفاده از ابزارها و تکنيک های امنيتی «اغتشاشات» را سرکوب کنند. برای رسيدن به اين هدف، بايد کاری کنند تا تجمعات راديکاليزه شده و به خشونت کشيده شود. لذا بر روی تحريک احساسات عمومی برای انجام خشونت متقابل در انتقام از سرکوب روز ۱۳ آبان حساب باز کرده اند. روز ۱۶ آذر بهترين فرصت برای سوء استفاده از احساسات دانشجويی خواهد بود. همچنين در اين ميان با اعمال فشار گسترده و هماهنگ بر رهبران جنبش آن ها را وادار به موضع گيری در برابر شعارهای ساختارشکن و تظاهرات خشونت آميز می کنند. اگر رهبران جنبش در اين دام بيافتند، قطعا تضعيف رهبری ايشان و انشقاق در بدنه جنبش را به دنبال خواهد داشت. ابتکار جناح اصولگرا در پياده سازی اين سناريو پس از ۱۳ آبان چنان ايشان را ذوق زده کرده که امثال عسگر اولادی را از هرگونه وفاق منصرف ساخته است. اما نکات مهم ديگری وجود دارد که در معادلات و محاسبات اصولگرايان ناديده مانده است. برخی از اين نکات به طور خلاصه به شرح زير است:

۱- گاندی گفت وقتی شما مطالبه ای داريد، اول مسخره تان می کنند، بعد ناديده تان می گيرند، بعد سرکوبتان می کنند و درنهايت شما پيروز می شويد! اظهارات قائم مقام وزارت اطلاعات مبنی بر حضور ۴۰ هزار نفر در راهپيمايی روز قدس و ۵ هزار نفر در راهپيمايی روز ۱۳ آبان و اظهاراتی از اين دست نه تنها به زعم ايشان موجب تحقير و تضعيف روحيه اعضای جنبش سبز نخواهد شد بلکه جنبش را وارد «پروسه اثبات خويشتن» می کند. يعنی اين احساس تحقير شدگی و ناديده گرفته شدن توسط حاکميت انگيزه دوچندانی به اعضای جنبش برای حضور رسمی تر و علنی تر در مراسم ها و برنامه های مختلف می بخشد. بنابراين اگرچه علوی در انديشه هدايت يک جنگ روانی است اما قطعا متوجه اين امر نيست که «انکار تحقيرآميز جنبش» موجب تداوم و استقامت آن خواهد شد.

۲- «خواندن نماز جمعه با کفش» يک مثال از صدها مثال جالب از «عمل گرايی و واقع گرايی» اعضای جنبش است. ظاهرا اين دو پارامتر کليدی از چشمان حاکمان دور مانده است. هم اعضا و هم رهبران جنبش واقع گرا و عملگرا هستند و اين بدان معنا است که درجه تحريک پذيری و عمل احساسی آن ها به نسبت پايين تر است. اين جنبش به سرعت می تواند خود را تحليل کرده و انحرافات را تصحيح نمايد. يک نوع بازبينی، بازسازی و «خود- کنترلی» واقع گرايانه در عملکرد جنبش ديده می شود. شايد در مقاطعی جنبش به انحراف برود اما به سرعت مسير خود را اصلاح و اشتباهات را جبران می کند. لذا ممکن است درجه بالای اعمال خشونت از سوی نيروی انتظامی در روز ۱۳ آبان تا مدتی موجب بروز واکنش های احساسی شده باشد اما جنبش پتانسيل بالايی در کنترل خويش دارد. نيروی انتظامی و نيروهای شبه نظامی با اعمالی مانند حمله مستقيم به زنان قصد تحريک احساسات مردم و کشاندن آن ها به تقابل خشونت آميز را داشته اند. اينگونه خرج ذکاوت شايد به درد «جمهوری کومور» بخورد اما قطعا به کار ايران با يکصد سال تاريخ دموکراسی خواهی نمی آيد. لذا هيچ بعيد نيست که اشتباه استراتژيک ۱۳ آبان اين بار در ۱۶ آذر تصحيح شده و نقشه حاکمان نظامی نقش بر آب شود.

۳- «انديشه عدم خشونت و مبارزه مسالمت آميز» تنها يک شعار لوکس متعلق به طبقه متوسط نيست، بلکه «استراتژی اصلی» جنبش به شمار می رود. رهبران جنبش و بسياری از گروه های سياسی و غيرسياسی همبسته با جنبش با تمام ابزار تبليغاتی و اطلاع رسانی خود بر اين استراتژی تاکيد کرده و خواهندکرد. شايد در مواردی برخی از شرکت کنندگان در راهپيمايی ها به دليل القائات خارج از کشور دست به خشونت متقابل و انتقام جويی از شبه نظاميان بزنند اما قطعا فضای خشونت فضای غالب بر جنبش در آينده نخواهد بود. اين خود تضمين کننده سلامت و تداوم جنبش می باشد.

۴- همانطور که بسياری از صاحبنظران گفته اند دو عامل ديگر وجود دارد که باعث تشديد جنبش خواهد شد. يکی «شورش نان» است که احتمالا در پی اجرای طرح هدفمندکردن يارانه ها و گسترش نارضايتی مردم از وضع اقتصادی بوجود خواهد آمد. در اين حالت احتمال می رود جنبش طبقات پايين به جنبش طبقه متوسط بپيوندد و جنبشی به مراتب عظيم تر با مطالبات عميق تر شکل گيرد. دوم فشار بين المللی است که در پی بن بست مذاکرات اتمی با غرب و شکست احمدی نژاد در ايجاد رابطه با آمريکا بسيار بيشتر خواهد شد. اين عامل نيز به طور غيرمستقيم بر تداوم جنبش سبز خواهد افزود. اشتباهات اقتصادی و بين المللی دولت دهم اين ذهنيت را ايجاد می کند که آينده از آن جنبش سبز خواهد بود. همين اميد به آينده يکی ديگر از عوامل انگيزه بخش به اعضای جنبش برای ادامه راه می باشد.

۵- جنبش سبز به کوه يخی می ماند که تنها قله آن بيرون از آب مانده است. اصولگرايان با تمام توان درصدد ازبين بردن اين قله از ديد انظار عمومی هستند. اما قطعا نمی توانند تمام کوه يخ را از بين ببرند. کنترل امنيتی حتی در صورت موفقيت تنها به پاک کردن صورت مسئله می انجامد و نه حل آن . طبيعی است مطالبات همچنان باقی مانده و در زمان ديگر و به صورت جدی تر مطرح خواهد شد. شايد نمودهای بيرونی فروکش کند اما به زودی و در پی حادثه ای ديگر دوباره جنبش بر می خيزد. اين حرکت سينوسی اينبار «ميرا» نيست چراکه با مکانيسم های درونی هراز چندی به بازسازی و احيای خود می پردازد؛ مانند ويروسی است که جهش پيدا کرده و هربار با مشخصاتی جديد و به صورت جهش يافته ظهور پيدا می کند. همانطور که بارها صاحب نظران متذکر شده اند، اين جنبشی نيست که بتوان آن را کنترل و سرکوب کرد.

***

۱۶ آذر صحنه آزمون بسياری از نکات فوق است. اينکه تا چه حد جنبش واقع گرا و عملگراست؛ اينکه تا چه ميزان انديشه عدم خشونت و مبارزه مسالمت آميز در ميان مردم به عنوان يک اصل مطرح است؛ اينکه استراتژی «گل در برابر گلوله»، مورد قبول مردم و دانشجويان است يا خير؛ اينکه رهبران جنبش همچنان نفوذ فکری و کلامی بر جنبش دارند يا خير؛ اينکه عقلانيت حاکميت در ديدن و پذيرش جنبش تا چه حد است و … ؛ آيا عسگراولادی بار ديگر نظر خود را تغيير داده و سخن از وفاق ملی خواهد گفت؟

وقتی «ژائو زيانگ» در سال ۲۰۰۵ درگذشت، دولت چين که در اوج اقتدار و سرمست از موفقيت های اقتصادی و تبديل شدن به يک ابرقدرت جهانی بود، حتی اجازه نداد که برای اين رهبر سابق حزب کمونيست و مخالف سرکوب دانشجويان در ميدان »تيان آن من»، مراسمی به مناسبت درگذشت اش برگزار شود. حزب کمونيست می ترسيد که اين مراسم موجب شعله ور شدن مجدد اعتراضات شود. پس از ۱۶ سال نه تنها مشکل حل نشده بود که حتی «ابرقدرت چين» از جنازه ژائو زيانگ هم می ترسيد.

gooya
——————————
هوشیار باشیم و در نمایش مسخره دیکتاتور ها وارد نشویم.
16 آذر با حضور سبز و مسالمت آمیز خود بار دیگر سرود آزادی خواهی سر خواهیم داد.

نوشتن دیدگاه

16 آذر روز سبز دانشجو..باز می آییم..

باز هم برای آزادی..به یاد شهدا..نا امید نخواهیم بود ..می آییم با شعار صلح و دوستی..با ایمان به رهایی از زندان دیکتاتورها..برای اعتراض به شکنجه و زندان و تجاوز.. برای ایران آزاد…همه می آییم..مردم و دانشجویان هم صدا و متحد ..می آییم سبز

(2) دیدگاه

تاکتیک های پلیس و چگونگی مقابله با آنها

دولت ها منابع سرشار مالی برای کنترل تظاهرات و ناآرامی های توده ای و مردمی را در دست دارند. آنها با تکیه بر این منابع واحدهای ویژه برای برخورد با ناآرامی ها و نیز اعتراضات مردمی تشکیل می دهند بنابراین در مقابله با با چنین مکانیزم هایی ما باید راه های مناسب برای برخورد با تکنولوژی ضد شورش را توسعه دهیم. در نگاه اول به نظر می رسد که این مقابله جنگی نابرابرعلیه تکنولوژی است اما تجربه نشان داده است که با ابزاری ابتدایی و نیز تاکتیک هایی ساده می توان مقابله ای موثر را سازمان داد. باید توجه داشت که این شیوه ها در سرتاسر جهان بکار رفته و ضامن حفظ مردم در مخالفتهای مدنی و تظاهرات آرام بوده است.

تجهیزات و جنگ افزارهای پلیس ضد شورش

سازمانهای پلیس در تمام جهان برای درهم شکستن تظاهرات شیوهای متعددی را ابداع کرده اند. برخی از آنها جدید و برخی دیگر برگرفته از تاکتیک های جنگی کهن بوده است نکته مهم این است که تجهیزات جدید مورد استفاده پلیس ضد شورش موجب شده است که آنها شکست ناپذیر به نظر برسند اما واقعیت چنین نیست.
از نظر ظاهری پلیس های ضد شورش در آمریکا و اروپا یکسان به نظر می رسند و هر چند لباس های زرهی آنها هنوز استاندارد نیست اما تمامی آنها از سپرهای پلاستکی شیشه ای مانند استفاده می کنند.
هماند شوالیه های قدیمی یک پلیس مدرن ضد شورش پوشیده از لباسی زره مانند و چکمه های سنگین و کلاهخودی است که تمامی سر و گردن را می پوشاند. آنها می توانند وحشیانه و موثر حمله کند.
چیزی که موجب تاثیرگذاری پلیس ضد شورش می شود تماس رادیویی مداوم است. امروزه هر پلیسی دارای دو دستگاه ارتباطی است. که یکی از آنها درون کلاهخود است و دیگر بصورت جانشین توسط وی حمل می شود. این موجب می شود تا پلیس ضد شورش حرکتهای خود را هماهنگ کرده و خیابانها را براحتی پاکسازی کند. اگر آتش تهیه بیشتری هم لازم باشد آنها از گاز اشک آور ، گلوله های پلاستیکی و یا حتی زرهپوشها و نیزآب پاش های بزرگ استفاده خواهد کرد.

تاکتیک های پلیس و شیوه های شکست آنها

هرکسی که کوچکترین اطلاعی از تاریخ داشته باشد می تواند بروشنی ببیند که اغلب تاکتیک های پلیس ازشیوه های رزم کهن نسخه برداری شده است. رزم پلیس ضد شورش مانند گلادیاتورهای رومی است.
به عبارت دیگر هر چند این شیوه ها بهبود یافته اند اما در اساس مشابه هم هستند بدین معنا که تمامی شیوه های مقابله که موجب شکست پیاده نظام درهم فشرده به عنوان یک واحد نظامی می شد همان تاثیری را دارد که امروزه اگر در برابر پلیس بکار گرفته شود، موثر خواهد بود. در اغلب موارد پلیس ضد شورش به شکل خطی طولانی در محل های مورد نظرمستقر می شود، معمولا در برابر ساختمان های بزرگ و یا سد کردن خیابانها. اگر به این خطوط نظر کنیم عمق آنها معمولا یک یا دونفر است. خصوصا زمانی که در حفاظت از ساختمانها باشد. استقرار خطی زمانی موثر است که نیروها شانه به شانه در کنارهم ایستاده باشند اما چنین آرایشی در برخورد با موانع خیابانی نه چندان بزرگ مانند ماشین ها و پیاده روها از متزلزل بوده و درهم شکسته می شود و موجب می شود تا کل نحوه آرایش آنها مختل شود.
زمانی که خطوط تظاهرکنندگان در برابر خطوط پلیس شکل گرفت باید به سمت خطوط پلیس ضد شورش حرکت کرد. اگر آنها احساس خطر کنند، از همان ابتدا فاصله میان آنها بیشتر خواهد شد چرا که برای مقابله دست به پرتاب گاز اشک آور و گیج کننده و گلوله های لاستیکی خواهند زد. گاز اشک آور و نیز اسپری فلفل برای پراکنده کردن مردم و یا آرام کردن آنها برای حمله بعدی مورد استفاده قرار می گیرد. به همین علت بیشتر این نیروها مجهز به ماسک های مخصوص و سپرهستند. بنابراین پلیس تا زمانی که ماسک مخصوص را بر صورت نزده از عوامل شیمیایی استفاده نخواهد کرد. اگر آنها چنین ماسکی را بر صورت داشته باشند و تظاهرات نیز در فاصه ده متری از خطوط آنها باشد باز هم از گاز های شیمیایی استفاده نخواهند کرد چرا که موجب آسیب رساندن به نیروهای خودشان نیز خواهند شد. اما از گاز فلفل استفاده خواهند کرد.
برای اینکه خودتان را از معرض مستقیم اسپری فلفل دور نگه دارد از سپرهای کوچک استفاده کنید. استفاده از گاز فلفل می تواند موجب مشکلات تنفسی در شش ها و سوزش گلو شود، حتی کسانیکه در معرض مستقیم اسپری نبوده اند. در چنین مواردی یک کهنه بخوبی آغشته به سرکه کمک بسیار بزرگی خواهد بود. شستشوی سریع با آب زیاد نیز کمک بسیاری می کند. استفاده از ماسک های دهانی که بر روی بینی کشیده می شوند نیز موثرند.
حمله اصلی زمانی شروع می شود که گاز اشک آور شلیک شده باشد. در زمان حرکت نیروی ضد شورش تعمدا آرام حرکت می کند. علت این امر سنگینی تجهیزات آنها نیست بلکه حفظ وضعیت اصلی گروه به هر بهایی است. آنها تنها زمانی دست به حرکت سریع می زنند که جمعیت تظاهر کننده از برابر آنها فرار کرده و آنها به تعاقب شان بپردازند.
باید گفته شود که هیچ دولتی تاکنون نتوانسته است تا با استفاده از نیروهای ضد شورش با مقیاس وسیعی از مخالفان برخورد کند. علت این امر سرمایه گذاری بسیار سنگین برای آموزش و تهیه تجهیزات گران قیمت آنها است، بنابراین همیشه از نیروهای معمول پلیس نیز در کنار آنها استفاده می شود. البته وظیفه نیروهای ضد شورش سنگین تر از پلیس معمولی است. این موجب شده تا تظاهر کنندگان اغلب از این وضعیت سود برده و به دو بخش تقسیم شوند. بخشی به سمت نیروهای ضعیف تر رفته و بر آنها فشار بیاورند، در این صورت آنها از نیروهای ضد شورش کمک خواهند خواست در چنین وضعیتی گروه دوم تظاهر کننده به سمت هدف اصلی خواهند رفت.
بعضا مشاهده شده که تظاهر کنندگان برای نیروهای ضد شورش و پلیس دام می گسترند، یعنی گروه کوچکی از آنها با سرعت به سمت نیروهای دولتی رفته و از برابر آنها فرار می کنند، معمولا پلیس بسرعت واکنش نشان داده و بدون رعایت جوانب آنها را دنبال می کند، چرا که آنها هدف را راحت تصور کرده اند، در چنین وضعیتی بخش بزرگتر تظاهر کنندگان از خیابان های فرعی را به صورت ناکهانی در برابر خود خواهند دید و توان برخورد را از دست خواهند داد.

موانع خیابانی

موانع از بهترین ابزار ایجاد مانع در برابر حرکت پلیس در خیابان ها هستند. زمانیکه خطوط منظم پلیس برای برخورد با تظاهر کنندگان پیشروی می کند و یا زمانیکه پلیس از انواع خودروهای نظامی استفاده می کند، موانع خیابانی بهترین راه برای متوقف کردن آنها است. موانع خیابانی را تقریبا از هر چیزی می توان درست کرد. سطل های آشغال، ماشین های پارک شده دولتی و اصولا هر چیزی که می توان آن را حرکت داد از جمله موانع خیابانی هستند. حتی می توان از موانعی که پلیس در خیابانها کار گذاشته بر علیه آنها استفاده کرد. باید با خلاقیت به این قضیه نگاه کرد. در یک شهر عادی از چیز های بسیاری می توان به عنوان مانع استفاده کرد.

talkhgo.blogspot.com

نوشتن دیدگاه

برنامه های پیشنهادی برای 13 ابان

سیزدهم آبان امسال از اهمیت دوچندانی برای ما سبزها برخوردار است. از یک سو احیای یک میراث تاریخی ارزشمند بر دوشمان سنگینی می‌کند که همانا مبارزه با ظلم در هر شکلی از آن است و از سوی دیگر بار امانتی که شهدا و اسرای جنبش به یادگار گذاشته‌اند بر دوشمان سنگینی می‌کند. شهدایی که با خونشان نهال این جنبش را به ثمر رساندند و اسرایی که بسیاری‌شان در آفریدن حماسه ۱۳ آبان دخیل بودند و اینک اسیر بند کودتا هستند. موج سبز آزادی نیز در کنار مردم سبز ایران در موج‌آفرینی‌های مخصوص شب و روز سیزدهم آبان حضور خواهد داشت. هر کدام از ما رسانه‌ای مستقل و آگاهیم و در آفریدن هر یک از این موج‌ها سهیم و دخیل. پس نقش تاریخ‌ساز خودمان را جدی بگیریم و با اطلاع‌رسانی به دوستان و آشنایان و خویشاوندان در گستراندن موج سبز آزادی در سراسر ایران همراه شویم.

موج آفرینی اول – الله‌اکبر سبز، ساعت ۹
نوای سبز الله‌اکبر، شعار اصلی جنبش سبز بوده است که از روزهای آغازین حیات خود با تک تک حامیان این جنبش عجین شده است. این بار نیز، ساعت ۹ امشب(دوازده آبان) و نیز غروب روز سیزدهم آبان، هم‌نوا با یکدیگر بر پشت‌بام‌ منازلمان در سراسر کشور شعار الله‌اکبر را سر خواهیم داد و اخبار دروغ صداوسیمای غیرملی و دیگر رسانه‌های حامی کودتا در مورد سیزدهم آبان را خنثی خواهیم کرد.

موج آفرینی دوم – مچ‌بند سبز، پرچم سبز
چندی‌ است که کودتاگران به صرافت مصادره جنبش سبز افتاده‌اند و با تولید اصطلاحاتی نظیر «جنبش سبز علوی» در صدد لوث کردن، مصادره و پراکنده کردن این حرکت ملی هستند. البته فراموش کرده‌اند که جنبش سبز از اردیبهشت‌ ماه امسال رنگ سبز را با توجه به جایگاه ویژه آن در اذهان ملت خداجوی ایران برگزید و تا به امروز نیز از آن استفاده کرده است و هویتش با این رنگ شکل گرفته است. جای شکرش باقیست که بعد از نزدیک به نه ماه، کوررنگی کودتاگران برطرف شده و حداقل قادر به تشخیص رنگ سبز شده‌اند.

ما از این تشخیص به جا استقبال می‌کنیم و این فراخوان «جنبش سبز علوی» مبنی بر سبزپوشیدن را همان‌طور که تاکنون مشی‌مان بوده و چیزی تغییر نکرده لبیک می گویم و با پرچم، بادکنک، مچ‌بند، روسری و لباس‌های سبزی که این پنج ماه به تن داشته‌ایم باز هم به خیابان خواهیم آمد تا به این نظریه پردازان باهوش یادآوری کنیم رنگ سبز و توجه عاقلانه به باورهای مردم کشور را چه کسانی مطرح نمودند. این بار سبزها با خیال راحت و امن می‌توانند به برکت این دوستان سبزپوش به خیابان‌ها بیایند، پس موج سبز را با رنگ سبز بر تن و دست و سربندهای خود خروشان‌تر از هر زمان دیگری خروشان می‌کنیم.

موج آفرینی سوم – شعارهای سبز
شعارهای سیزدهم آبان نیز مثل قبل باید مبتنی بر نفی دخالت‌های روسیه و حمایت‌های پشت پرده آن از دولت کودتا، نامشروع بودن دولت کودتا، یادآوری شهدا و اسرای جنبش، حمایت از رهبران جنبش سبز، نفی خشونت و تکیه بر حقوق مسلم جنبش سبز باشد. برخی شعارهایی که تا به حال پیشنهاد شده است از این قرارند:

روسیه روسیه / مرگ به نیرنگ تو / خون جوانان ما / می‌چکد از چنگ تو
روسیه فریبکار/ دست از سر ما بردار
کروبی افشاء کن/ دیکتاتور رسوا کن
ما همه هم‌صداییم/ ما همه یک ندائیم
آزادی تجمع / حق مسلم ماست
13 آبان ما حامل این پیام است / جنبش سبز ایران آماده قیام است
یا حجة بن الحسن / ریشۀ ظلمو بکن
کروبی زنده باد / موسوی پاینده باد
محمود احمدی نژاد / مردود علم اقتصاد
ایران شده بازداشتگاه / اوین شده دانشگاه
زندانی سیاسی، آزاد باید گردد
شکنجه، تجاوز / دیگر اثر ندارد
تجاوز به ملت / شده مرام دولت
ملت ما بیدار است / از استبداد بیزار است

موج آفرینی چهارم – راهپیمایی سبز
حضور منسجم و گسترده در راهپیمایی سبز شاید بیش از موج آفرینی‌های مذکور حائز اهمیت است. از ساعت‌های اولیه روز سیزدهم آبان در خیابان‌ها حضور خواهیم یافت. مسیر راهپیمایی مهدی کروبی اعلام شده است. وی ساعت ۱۰:۳۰ در میدان هفت تیر حضور خواهد یافت. ما سبزها باید قبل از حضور وی در میدان هفت تیر باشیم و مقدمات حضور شیخ شجاع را فراهم کنیم و گوش به زنگ حملات احتمالی کودتاچیان نیز باشیم.

حضور اولیه در میدان هفت تیر و مسیر‌های منتهی به سفارت آمریکا ضروری است. خوب است این حضور در ابتدا پراکنده باشد تا در صورت وارد عمل شدن پلیس ضد شورش و یا نیروهای لباس شخصی به یک بخش از صفوف راهپیمایی در بخش دیگری مردم دوباره به هم بپیوندند و با همبستگی به راه خود ادامه دهند. این حضور در نقاطی که سه رهبر جنبش سبز، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی حضور می‌یابند حیاتی و ضروری است.

موج آفرینی پنجم – زنجیر انسانی سبز
مسیر خیابان هفت تیر تا خیابان مفتح و از خیابان مفتح تا مقابل سفارت سابق آمریکا مسیر زنجیره انسانی سبز خواهد بود که همزمان با سیزدهم آبان برگزار خواهد شد. این زنجیره انسانی سبز در اعلام همبستگی با خانواده‌های زندانیان سیاسی و به پاسداشت یاد و خاطره شهدای جنبش سبز تشکیل خواهد شد. مدت‌هاست پس از روزهای پرشور قبل از انتخابات، شهر فضایی زنده و بانشاط به خود ندیده است. پس با همان حضور پرنشاط و زنده خود، با همان پوسترها و عکس‌هایی که از روزهای قبل از انتخابات به یادگار داریم و پوسترهای جدیدی که فراهم کرده‌ایم به خیابان خواهیم آمد و دست‌هایمان را در دستان خواهران و برادران سبزپوشمان در این مسیرها زنجیر خواهیم کرد.

کودتاگران همه تلاش خود را به کار خواهند بست تا این زنجیره شکل نگیرد. شعار این زنجیره انسانی قبل از هر چیز نفی خشونت و صلح‌طلبی است. پس از خشونت بر حذر خواهیم ماند و در هر کجا که حضورمان ممکن است منجر به درگیری شود با صبر و بزرگواری برخورد خواهیم کرد و در صورت پافشاری و احتمال درگیری جای دیگری خواهیم رفت. این زنجیره را در مقابل سفارت آمریکا فشرده تر تشکیل خواهیم داد تا به یاد بیاوریم که دیگر زمان، زمان ادبیات پرخاشگرانه و جنگ‌جویانه نیست و این پیام مهم ۱۳ آبان سبز است.

موج‌آفرینی ششم – عکس و فیلم سبز
بی‌شک خبرنگاری شهروندی، انقلابی رسانه‌ای در دل جنبش سبز به وجود آورده است. مردم ما بودند که با عکس‌ها و فیلم‌های خود از اعتراضات مردمی، صدای اعتراض ملت ایران را به گوش جهانیان رساندند. این بار هم عکس و فیلم‌های سبزپوشان تصویرگر وقایع ۱۳ آبان خواهد بود. موج سبز آزادی هم از تمامی هم‌وطنان دعوت می‌کند که عکس‌ها و فیلم‌های مرتبط با راهپیمایی ۱۳ آبان را در اولین فرصت ممکن برای ما نیز ارسال نمایند تا از طریق موج سبز آزادی در کنار گزارش‌های خبرنگاران ما در دسترس عموم مردم قرار گیرد. در این زمینه، به خصوص از هم‌وطنان شهرستانی دعوت می‌‌کنیم که با ارسال فیلم‌ها و عکس‌های خود ما را در پوشش خبری راهپیمایی شهرستان‌ها کمک کنند.

پس وعده ما امشب، ساعت ۹ بر پشت‌بام‌ها و فردا سیزدهم
آبان در خیابان‌های سراسر کشور
موج کمپ
—————————
دوستان یادمون نره هر چه پر تعداد تر در خیابان ظاهر بشویم از سر کوب بیشتر هم وطنان جلوگیری میشه و نقشه های کودتا چیان نقش بر آب..
پس حتی اگه نمی تونیم در صفوف وارد بشیم توی خونه نمونیم و خیابانها رو شلوغ کنیم..
سبز باشید

نوشتن دیدگاه

13 آبان: ما همه با هم هستیم ملت بی شکستیم

سبز سبز سبز

نوشتن دیدگاه

فــــــــــــردا دربـــــی ســــــــبــز / بادکنک های سبز در استادیوم آزادی

فردا به آزادی می رویم برای آزادی پس نه قرمز نه آبی فقط سبز آزادی!

آبـــــــی >>> ســـــبــز <<< قــــــرمــــز

بالاترین

نوشتن دیدگاه

فراخوان – سبزهای خارج ازایران٫ حالا نوبت شماست. ۲۳ سپتامبر رو در تاریخ به عنوان روزی که نیویورک سبز شد ثبت کنید

بالاترین

نوشتن دیدگاه

محسن سازگارا سه شنبه 24 شهريور:”آقای موسوی هم اعلام کردند که در راهپيمايی روز قدس شرکت ميکنند،از مردم هم دعوت کردند”

شش موضوع مطرح ميشود / اوّل، همين 1-2 ساعت پيش مطرح شد که آقای موسوی هم در راهپيمايی شرکت ميکنند و از مردم هم دعوت کرده اند، پس همه از مردم دعوت کرده اند / موضوع دوّم، آقای رفسنجانی هم دعوت کرده اند، و حتی اگر اجازه اقامه نماز جمعه را به ايشان ندهند، ما شرکت ميکنيم / نکته سوّم، نامه عالی آقای منتظری است که ايشان به روشنی مطرح کرده که ولايت موجود ولايت نظاميهاست و نه ولايت فقيه و کاملاً مشروعيت زدايی کرده اند، قبلاً که فتوا داده بودند که حکومت زور و جور است و همکاری با آن حرام است و مخالفت با آن واجب است، الان هم که نوه های آقای منتظری را دستگير کرده اند / با اين نامه اخير حجت شرعی را بر آنهايی که به ولايت فقيه اعتقاد دارند تمام کرده اند / نکته بعد نامه شجاعانه آقای کرّوبيست که معلوم شد با آقای لاريجانی هم ديدن کرده و آنجا هم به او گفته اند که بايد کوتاه بيايد و ايشان گفته اند که ايشان ساکت نخواهد شد، و پافشاری کرده بر موارد جنايت، و قلم بطلان کشيده بر حرفهای محسنی اژه ای و کميسيون قلابی / مجموع اينها نشان ميدهد که سياستمدارن مدافع جنبش و بزرگان مذهبی همسو و همجهت با جنبش در حال حرکتند، اختتامش هم آقای موسوی بوده که به بين مردم خواهد آمد / ما هم بايد برويم در خيابان و رئيس جمهور منتخبمان را تنها نگذاريم / حکومت ميگويد دعوت کرده از خبرنگاران خارجی/ اين نشان ميدهد که امکان درگيری هم کاهش پيدا ميکند / امّا اگر خبرنگاران در مشت حکومت باشند ممکن است که بخواهند سو استفاده کنند و بگويند اينها طرفدار ما هستند چون نا اميد شده اند از ترساندن مردم / پس صفهای ما بايد متشکل باشد و متحد و علامتهای جنبش مانند “وی” و علمتهای ديگر را نشان دهيد، تهيه فيلم و عکس واجب اسّت / شعار دادن موزون هم کمک ميکند / مشود محتوای شعارهای تکراری حکومت را عوض کرد / دنيا منتظر روز قدس است که تبديل به يک روز تاريخی ميشود / ملاک دنيا فيلمها و عکسهای شماست / احتمال قطع اينترنت، تعطيلی…زياد است، پس از امروز خبر رسانی کنيد که آقای موسوی هم شرکت ميکنند و بزرگان همه دعوت و پشتيبانی کرده اند / نکته آخر، روز قدس برای ما يک روز تاريخيست که رشته های حکومت را پنبه ميکنيم و وارد فاز اعتصابات ميشويم که بعداً برنامه آنها را اعلام ميکنم
balatarin

نوشتن دیدگاه

“باید در تهران متمرکز شویم” بابک داد

اول: هركسي خود را «يك ايراني سبز» مي داند، اسباب سفر به «تهران» را مهيا كند تا جمعه صبح در يك نقطه اين شيربچه آسيا متمركز شويم و قلب تپنده اش را از شر بيماري كشنده ديكتاتوري نجات دهيم. در شهرستانها فضاي امنيتي طوري است كه فشار و آزار «بعد از حضور» بسيار است و فضاي محدودي براي حضور سبزهاي پرشمار دارند و حتي امكان انعكاس حضور مردم سبزپوش و پوشش خبري حضورها و سركوبها نيست. تهران بايد تنها محل حضور ميليوني مردم معترض به نظام ناعادل سلطاني و جنايات اخير باشد. تمام دوستان شهرستاني كه مشتاق هستند در روز ايران، در جشن شكستن بت ديكتاتوري سهيم شوند، بسم الله! تهرانيها آماده بزرگترين پذيرايي از هموطنان بت شكن خود شوند. جمعه چنان يار يكديگر خواهيم بود كه سبزي ما سياهي را همچون سيلابي بشويد و ببرد. شهرستانيهاي عزيز! يك سفر «نذر آزادي كشور» كنيد و به تهران بيائيد. و از شنبه، كه بت ترس فروريخت پژواك نداي عدالت و آزادي را در شهرستان خود خواهيد شنيد. كافي است «فشار از يك نقطه» باشد. ميليونها سبزپوش بايد تهران را از پنجشنبه اشغال كنند. نبايد از هاي و هوي باطل هراسيد. با هم اگر باشيم، باطل رفتني است؛ منتها ما يك «سفر سبز» به آزادي و عدالت بدهكاريم. بسم الله! تا حق، يا حق!/ ادامه دارد…

http://babakdad.blogspot.com/2009/09/blog-post_9626.html

نوشتن دیدگاه

روی اسکناسها مینویسم: “وعده سبزها روز قدس”

نوشتن دیدگاه

[«اعتصاب سريع»؛ در صورت بازداشت كروبي! / به اطرافيان خبر دهيد!]/بابك داد

مهدي كروبي يك آيت الله حقيقي است؛ «نشانه خدا» كه حامي مظلومان و بي پناهان است، كه از عدالت طلبي سرشار است و ياور ستمديدگان هراسان است. مهدي كروبي بدون اين لقبها اما دلپذيرتر است. وقتي كساني مانند احمدجنتي و صادق لاريجاني «آيت الله» مي شوند، «آيت الله كروبي» شجاع و وفادار و نستوه را «مهدي كروبي» خطاب مي كنيم تا بداند «باباي ستمديدگان» به القاب آقا و آيت الله محتاج نيست و شرافت و شأن پدرانه او را ارج مي نهيم. او حامي فرزندان زخم خورده ملت بود و براي احقاق آن عزيزان كه زير دست متجاوزان اوباش لبناني و سپاهيان رهبر، مورد تجاوز جنسي قرار گرفتند و پژمردند تا ديگر بدنبال رأي خود نباشند، به دنيايش پشت پا زد. كروبي براي اين بچه هاي سوخته دل و زخم خورده؛يك «پناه و حامي» شد و حتي بيشتر از پدرانشان هم پاي حقوق آنان ايستاد. اگر خبر دستور رهبر نظام كودتاچي، براي بازداشت مهدي كروبي درست باشد، واي بر ما اگر بلافاصله دست از كار و شغل خود نكشيم و اعتصاب نكنيم و واي بر اين حكومت معاويه اي، كه به فروپاشي خود سرعت داده است. اگر كروبي را بگيرند، بخاطر حفظ و صيانتي است كه او از ناموس پسران و دختران ايراني كرده و از موقعيت و مال و جان خود دست شسته،پس بايد كه ما هم بلافاصله از كار دست بشوئيم و اعتصاب كنيم. همان لحظه شنيدن خبر، كار يا وسيله كارمان را تعطيل و خاموش كنيم.

نوشتن دیدگاه

از امشب ساعت 22 با بانگ الله اکبر بر فراز بامها..به پیشواز روز قدس می رویم

نوشتن دیدگاه

تحریم محصولات صحت به علت تبلیغ در رسانه ضد ملی

(2) دیدگاه

باید برای روز قدس آماده شوید که خیلی برایش برنامه داریم! (محسن سازگارا پنج شنبه)

گفتگوی روزانه محسن سازگارا پنج شنبه ۱۲شهریور ۱۳۸۸.>>>> 6 موضوع: 1- برنامه افطار در مقابل اوین را ماموران برهم زدند، از همه کسانی که در این مراسم شرکت کردند تشکر میکنم، این گونه مراسمها در حقیقت جبهه جدید در مقابل کودتا گران است و بهتر است که در آن شرکت کنید.>>2- در خصوص شعارنویسی، بچه های خوش ذوق اصفهان بر روی دیوار نوشتن “مرگ بر سیدعلی قصاب” است که هم ماموران یک هفته نفهمیدند که این یعنی چی، و اینکه از این ایده که از استعاره و یا طنز در شعارنویسی استفاده شود خوب است.>>3- سوالی امده که سیگاری ها نمیتوانند سیگار را ترک کنند، ما فقط از سیگاریها میخواهیم که سیگاریها بجای سیگار خارجی، سیگارداخلی بکشند. چون سیگارخارجی را سپاه به ایران قاچاق میکند. درضمن باید بدانید که مسائل تحریمی، زمان بر است و اینکه ما اینجا بحث کنیم که مثلا برنج محسن را تحریم کنید، از فردا تحریم شود. >>4- پاسخ سوال: شب احیا اگر خاتمی در قبر خمینی مراسم داشته باشد، شاید وسایل نقلیه عمومی را ارائه ندهند که مردم نروند و یا اینکه از برگشت در نیمه شب بترسند، این فرصتی است که تمرین کار گروهی کنیم و آنهایی که ماشین دارند به دیگران کمک کنند.>>5- تحلیل خوبی از شکافهای درون کودتاگران رسیده که بعدا اشاره میکنم.>>6- باید برای روز قدس آماده شوید که خیلی براش برنامه داریم!

نوشتن دیدگاه

برنامه ها

یادمون نره..همه سبزها

1. شب قدر سخنرانی خاتمی
2. راهپیمایی روز قدس

نشان می دهیم به کودتا چیان حقیر که ما همچنان ایستاده ایم..آزادیمان و خون شهدای عزیزمان آن چیزی نیست که با ترفندهای مضحکتان از یادمان برود..

نوشتن دیدگاه

برنامه های جدید سبزها

1.افطار در پشت دیوارهای اوین به همراه خانواده زندانیان سیاسی

2.حضورسبز در مراسم شبهای قدر و تظاهرات روز قدس

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های کهنه »