آرشیو برای طنز

ابراهيم رها اعتماد

رسماً «نظر ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن»، شما اظهارنظرهاي اخير دوستان را ديدين؟ مثلاً بعد از تجمعات و اعتراضات گسترده در دانشگاه ها، دانشجويان کوي دانشگاه از بيخ تهديد شده اند که بلند نفس نکشند، سر شب شام بخورند، بروند دستشويي، مسواک بزنند، بخوابند. معاونت دانشجويي دانشگاه تهران در توضيح صدور اين اطلاعيه گفته؛ «اين اطلاعيه بنا به درخواست خانواده دانشجويان و همچنين ساکنان کوي دانشگاه منتشر شده است.» جل الخالق، من فکر مي کنم اين آقاي قمصري يکي از بهترين طنزنويسان مملکت است که تا حالا کشف نشده، يعني تصور کنيد که اطلاعيه يي بنا به درخواست خانواده دانشجويان صادر شده تا با دانشجويان برخورد جدي شود، اي طنزتو بخورم، يعني تصور کنيد اطلاعيه يي بنا به درخواست ساکنان کوي دانشگاه صادر شده تا با ساکنان کوي دانشگاه برخورد اساسي صورت گيرد، شما خوبي آقاي معاونت دانشجويي؟ عزيزان، وقتي که حرف مي زنيم، فکر هم بکنيم، ضرر که ندارد (آدم که نبايد فقط در زندان به فکر فرو برود، يا به فکر فرو ببرندش،) مسوول دانشگاه شريف هم حرف هاي مشابهي زده. مسوول دانشگاه خواجه نصير هم گفته دانشجوهاي ما به کيفيت غذا اعتراض داشته و تجمع کرده اند، بله عزيزم، من اطلاع دقيق دارم در روز 25 خرداد سه و نيم ميليون نفر به نپختن نخودهاي داخل آبگوشت شان اعتراض داشتند و به جاي آشپزخانه منزل شان آمده بودند وسط خيابان، اظهارنظر جالب ديگر مربوط به بازي داربي پرسپوليس – استقلال است. دوستان گفته اند با نماد سبز برخورد مي کنند (خدا به داد زمين چمن استاديوم برسد، احتمالاً شخمش مي زنند). گفته اند دو تا قاضي هم آنجا گذاشته اند تا کار تسهيل شود. حرف حساب جواب ندارد. تصور کنيد قبلاً بايد طرف را مي گرفتند، زنداني مي کردند، کلي در کهريزک مي ماند، بعد اگر سالم بود بايد نوبت دادگاهش مي رسيد، بعد قاضي مي آمد… حالا دوستان آنقدر به فکر مردم هستند که تمام اين بوروکراسي دست و پاگير را حذف کرده اند. جداً بچه ها متشکريم، اظهارنظر اساسي ديگر اين است که يک آقاي سرداري گفته در راهپيمايي روز قدس دو ميليون نفر سبز شرکت کرده بودند که ساواکي و مجاهد خلق بودند. و بعد اضافه کرده سايه بني صدر روي سر اينها بوده است. عزيز دل برادر اگر بعد 30 سال هنوز ساواک و بني صدر، فقط در تهران مي توانند دو ميليون نفر را بياورند کف خيابان پس يکي عبارت «ول معطل» را معني کند ما هم روشن بشويم، وزير مخابرات دولت بعد از نهم هم گويا گفته در واگذاري سهام مخابرات به سپاه کاره يي نبوده است. اي جان، مسووليت اين قضيه را رسماً خاله جان بنده به عهده گرفت، ولي اگر پس فردا مردمي که خطوط تلفن شان مشکل امنيتي پيدا کرده بود، آمدند و گفتند «خط ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن» ما مسووليت قبول نمي کنيم ها،

www.Ebrahimraha.com

نوشتن دیدگاه

فرهنگنامه سبز، قسمت یازدهم، استاندارد


زندان استاندارد: ” نوعی زندان است که در آن به زندانیان تجاوز نمی کنند، بلکه آنها را مقداری کتک می زنند.”
” زندان غیراستاندارد: ” کشتارگاه.”، بازداشتگاه استاندارد: ” محلی که در آن احتمالا بعد از دو ماه تفهیم اتهام می کنند.”
شکنجه استاندارد: ” دیدن رسانه ملی”،
شکنجه طبیعی: ” انفرادی سه ماهه، شلاق، کتک”. ” شکنجه غیراستاندارد: ” قتل عمد با اعمال شاقه”

چگونه یک زندان غیر استاندارد می شود؟
- به جای مجرم از رهگذران خیابانی به عنوان زندانی استفاده می شود.
- بازجو به جای اینکه از زبانش برای حرف زدن استفاده کند از بیل و کلنگ استفاده می کند.
- زندانی باید به جای نوشتن برگه بازجویی وصیت نامه بنویسد.
- رئیس زندان فرق خودش را با رئیس کشتارگاه نمی داند.
- قاضی به جای اینکه حکم را اعلام کند، حکم را اعدام می کند.
- مسوولان زندان پس از اینکه متهم کشته شد به دنبال هویت و دلایل دستگیری او برمی آیند.

نومینولوژی زندان استاندارد اوین:
” شکارگاه”( 1352 تا 1357): محلی که زندانی از آن فراری داده و در حین فرار به قتل می رسید.
” آموزشگاه” ( 1357 تا 1362): محلی که زندانبانان زندانیان را به زندانبان تبدیل می کردند تا از آنان برای کنترل سایر زندانیان استفاده کنند.
” کشتارگاه”( 1362 تا 1367): محلی که زندانیان سابق، زندانبانان سابق یا هم سلولی های سابق خود را می کشتند)
” شهربازی”( 1367 تا 1372): محلی که در آن تعدادی زندانی می آمدند و می رفتند و تعدادی زندانبان هم با چیزهای مختلف بازی می کردند.
” هتل اوین” ( 1372 تا 1382): محلی که در آن زندانی در زندان استراحت می کرد، معروف می شد، کتاب می نوشت، دکترا می گرفت.
” پارک شهر”( 1382 تا 1388): محلی که در آن زنان و مردانی که لباس شان برای رفتن به پارک و مهمانی مناسب بودند، دستگیر و زندانی می شدند، و بعد از اینکه شبیه سپور شهرداری و زنش لباس می پوشیدند آزاد می شدند.
” گوانتانامو درکه”( 1388): محلی که در آن تعدادی از رقبای انتخاباتی که رای شان دزدیده شده بود، خودشان هم از خیابان دزدیده شده و از طریق پزشکی قانونی جسدشان به خانواده تحویل داده می شود.

حکومت غیر استاندارد: ” حکومتی که قوانینش را دولت تعیین می کند، رئیس جمهورش قضاوت می کند و قوه قضائیه اش عملگی می کند.” دولت غیر استاندارد: ” دولتی که به جای اینکه یک رئیس جمهورش استعفا کند، پانزده وزیرش برکنار می شود.” مجلس غیراستاندارد: ” مجلسی که نماینده ملت است ولی نمایندگانش جرات ندارند از وسط مردم رد شوند.” دانشگاه غیر استاندارد: ” دانشگاهی که در آن عملیات کفن و دفن انجام شده و به عنوان قبرستان از آن استفاده می شود.” قبرستان غیراستاندارد: قبرستانی که در آن تعدادی دانشجو و فعالان سیاسی سخنرانی و اظهار نظر می کنند. پلیس غیر استاندارد: نیروهایی که هر وقت وارد خیابان می شوند به جای اینکه امنیت ایجاد شود، امنیت از بین می رود.

این واژه چون خیلی استاندارد است، نیاز به شعر ندارد.

http://www.doomdam.com

نوشتن دیدگاه