بایگانیِ نظرات شخصی

خامنه ای قاتله ولایتش باطله

از خودت خجالت نمی کشی خامنه ای؟ فکر کردی تا کی زنده ای؟ دنبال چی هستی؟ نکنه واقعا فکر کردی نایب امام زمانی؟؟

نوشتن دیدگاه

لیبی – بحرین – یمن

خدایا به مردم شجاع بحرین و لیبی و یمن کمک کن که دیکتاتورهاشون رو برکنار کنند. روح شهدا شاد

این همه خشونت از جانب حکومتها شرم آور و غیر انسانیست تحت هر عنوانی

نوشتن دیدگاه

شرم باد بر این حکومت!

نخست وزیر و رئیس جمهور و رئیس مجلس سابق ایران تهدید به محاکمه و اعدام شدند. 25 سال تاریخ جمهوری اسلامی توسط خودش تهدید شده است. به چه جرمی؟ که از جمع کثیری از ملتشان که سوالی به حق داشتند حمایت کردند. که حق را به آسایش خود ترجیح دادند؟ غیر از دعوت به حرکتهای مسالمت آمیز برای طرح یک اعتراض جرمشان چه بوده؟ ای آنهایی که در قدرت هستید به خود بیایید و همه پلهای پشت سرتان را خراب نکنید .شما که این حرکت خود جوش مردمی را به دروغ به کشور های خارجی و گروهک ها نسبت می دهید بیدار شوید .ببینید چه چیزی جز حق طلبی این مردم بی دفاع را در مقابل دژخیمان سراپا مسلح شما به خیابان می کشد؟ این شرم و ننگ را به خود نخرید. آبروی کشور را بیش از این نریزید. این است اسلام و آزادی که شعارش را می دهید؟تا کجا پیش می روید ؟ تا چه حد در لجن متعفن دروغ و جنایتهایتان فرو می روید؟ به خود بیایید و توبه کنید .بدانید جنبش این ملت نه به فرمان خارجیها بوده نه حتی به تحریک موسوی و کروبی. آنها فقط در کنار مردمشان ایستاده اند. این خود مردم و متن جامعه هستند که شما را نمی خواهند. کمی بیندیشید .چرا کور و کر شدید؟ فضاحت و تحقیر را تا کجا برای خود می خواهید؟ دلتان را به چند مزدور خود فروخته دور و برتان خوش کرده اید؟ای کسانی که امروز خود را در موضع قدرت می دانید چشم بگشایید و ببینید که این سیستمی که برای خودساخته اید به خودتان هم رحم نخواهد کرد. حق در نهایت پیروز است .

نوشتن دیدگاه

آقای خامنه ای بیدار شو

آقای خامنه ای بس کن. این راه که در پیش گرفته ای به جایی نمی رسد. بیا و این لکه سیاه را از تاریخ کشورمان پاک کن. بیا و توبه کن و به اشتباه بزرگی که کردی اعتراف کن. بیا و اقرار کن که این راهی که می روی ،راه جنایت و دروغ ،راهی نیست که رضای خداوند در آن باشد. این راه اسلام و محمد و علی نیست. اصلا فرض کن که تو بر حقی. اگر اینطور است از چه می ترسی ؟ بیا و همه پرسی «واقعا» آزاد بر گزار کن و ببین چقدر از ملت ایران تو را می خواهند. آقای خامنه ای که طرفدارانت می گو یند علی زمانه ای! کدام رفتارت به علی می ماند؟ علی از حکومتی که حق مسلمش از قول خود پیامبر بود آنگاه که ملت نخواستند کناره گرفت. نه اینکه مردان مسلح بی رحمی را به کوچه و خیابان بفرستد و به زور اسلحه و زندان و شکنجه حکومت را به دست گیرد. علی که سلام خدا بر او باد با قاتل خود نیز مدارا کرد آنوقت تو زن و جوان بی گناه مردم را فقط به جرم یک سوال در خیابان و در زندان به کشتن می دهی. تو واقعا به خدا و دینت معتقدی؟ چرا به دروغ پای آمریکا و انگلیس و… را وسط می کشی. چرا ؟ شاید هم نمی دانی داری چه می کنی.شاید هم آنها که دوره ات کرده اند و ثروت این مملکت را در چنگال خون آلودشان گرفته اند تو را آنقدر بی خبر از همه جا نگه داشته اند که نمی دانی چه نام پلیدی از خود در تاریخ ایران و اسلام به جا خواهی گذاشت.  شاید هنوز پی به حقارت خود نبرده ای. شاید نمی دانی  به چه قیمتی عنوان ولی فقیه را یدک می کشی. شرم آور نیست حکومتی را به زور اسلحه به زور کشتن و کتک زدن ملت در خیابان. پر کردن زندانها از کسانی که فقط حرفی برای گفتن دارند وفقط سوالی داشتند. به قیمت بستن همه رسانه ها . دروغ گفتن شبانه روزی از صدا و سیما . و حالا هم تهدید کسانی که روزی یار امامی بودند که خود را به او نسبت می دهی حفظ کرده ای. شرم آور نیست؟ تو که باید همچون پدری مهربان یاور همه مردم کشورت باشی امروز جلاد آنها شدی که چرا حرفی زده اند که تو نمی خواهی بشنوی. که چرا تهدیدی برای تاج و تختی که برای خود ساخته ای شده اند. امروز اجازه می دهی یاران قدیمت را چون طرف حق ایستاده اند اینطور تهدید و آزار کنند؟تو بیشتر شبیه یزید ومعاویه نیستی تا علی و حسینی که به نامشان این جنایات را مرتکب می شوی؟ چشمهایت را باز کن و نگذار اینطور عده ای قاتل و دزد، جان و مال و نام ایران و اسلام را به باد دهند.به خود بیا و ببین که مردم کشور خودت با ملت تونس و مصر که خواهان آزادی و بیرون کردن دیکتاتوربودند فرقی ندارند. بیا و به صف ملتت بپیوند و خودت و اطرافیانت را فریب نده. بدان که مدت زیادی نمی شود بر ملتی بزرگ اینگونه ظلم رواداری. بدان که مردم بالاخره دیر یا زود حق خود را خواهند گرفت و خون بی گناهانی که به ناحق خونشان را ریخته ای دامنت را می گیرد. یک سال به هر شکل ممکن دروغ گفتی و نسبت ناروا به این جنبش بر حق دادی ولی در عرض چند ساعت همه هیمنه ات فرو ریخت. تا کی این ذلت را تاب می آوری..بیدار شو..

نوشتن دیدگاه

25 بهمن

1سال شعار دادند و ادعا کردند که فتنه خنثی شد. فیلم ساختند،نمایشگاه گذاشتند،همایش برگزار کردند.صدا و سیما با تمام توان تلاش کرد. دروغ گفتند،تهمت زدند،زندانی کردند،شکنجه دادند، کشتند،اعدام کردند، به خارجی ها نسبت دادند،همه رسانه ها در اختیارشون بود،ثروت مملکت در چنگشون بود،نیروهای نظامی تا دندان مسلح داشتند و…
اما در یک روز،تنها در چند ساعت هیمنه دروغینشان شکست. مردم آمدند. جنبش سبزباز اعلام وجود کرد .سبز ها با دست خالی آمدند. پر تعداد و با شجاعت .جانشان را در دست گرفتند و آمدند. برای احقاق حقشان آمدند .برای آزادی و دموکراسی آمدند..
کی چشمهایشان را باز خواهند کرد؟ کی دست از این دروغهای تکراری و مزحک  بر می دارند؟ ترس تمام وجودشان را برداشته. تا کی انکار؟

نوشتن دیدگاه

ایرانی سبز

من یک عضو جنبش بزرگ سبز هستم .من تا بحال از کشورم خارج نشده ام . من با هیچ دولت خارجی و هیچ گروهک ضد انقلاب ارتباطی نداشته ام.خودم آزادانه فکر می کنم و تصمیم می گیرم ولی 25 بهمن در خیابان بودم. می دانستم ممکن است توسط نیروهای امنیتی نظام کشته شوم.مورد ضرب و شتم قرار بگیرم. دستگیر و زندانی و شکنجه شوم .ولی به خیابان آمدم. چون اعتقاد دارم حکومتی که کشورم را به گروگان گرفته نه اسلامی است و نه جمهوری.می دانم که فقط قصد قدرت طلبی دارد. می دانم که دروغ می گوید و فقط از نام اسلام برای عوام فریبی استفاده می کند. می دانم قاتل و شکنجه گر است. برای همین سبز می مانم. این حکومت را نماینده مردم ایران نمی دانم و می دانم هر ایرانی آزادی خواه و آگاه همین گونه می اندیشد.
کسانی که از جنبش های دموکراسی خواهی کشورهای منطقه حمایت می کنند چرا حاضر نیستند حتی صدای ملت خودشان را بشنوند.ما هم همان را می خواهیم که آنها می خواهند. آزادی ،دموکراسی و برکناری دیکتاتور.
تا پیروزی…

نوشتن دیدگاه

برخورد نیروهای مسلح با معترضین

جا داره به نیروی نظامی و ارتش مصر به خاطر برخورد آرام و متمدنانه شان با معترضین تبریک بگوییم. کاش الگویی برای نیروهای انتظامی و امنیتی  مزدور ایران باشند که به ملت خودشون خیانت می کنند.

نوشتن دیدگاه

مبروک و الف مبروک یا شعب مصر

من یک ایرانی مسلمان و خواهان دموکراسی هستم. از اینجا به ملت تونس و مصر از صمیم قلب تبریک می گویم و امیدوارم این صحنه ها را در ایران شاهد باشیم. به عنوان عضو جامعه ای که یک بار انقلاب را تجربه کرده است امید دارم که هوشمندانه مراقب همه اتفاقات بعد از انقلابتان باشید ،سرنوشت کشورتان را خود به دست گیرید و اجازه روی کار آمدن یک دیکتاتوری دیگر تحت هر عنوانی را ندهید. به خصوص دیکتاتوری دینی. فردا باید هوشیارتر از امروز باشید.

و من الله توفیق

نوشتن دیدگاه

25 بهمن و وحشت حکومت

هنوز اندک زمانی بیش از اعلام دعوت برای تظاهرات 25 بهمن در حمایت از جنبشهای مردمی تونس و مصر نگذشته که واکنش حکومت وحشت زده دیکتاتوری ایران به این دعوت معترضان آغاز شد.هر قدر حکومتی که دم از اقتدار می زند و همه در آمدهای مالی و نیروهای نظامی و ابزار سرکوب و ارعاب و همه رسانه های کشور در اختیارش هست با یک پیغام جنبش سبز که هیچ اسلحه ای جز اتحاد و شجاعت تک تکشان در اختیار ندارند اینگونه وحشت زده می شود و دست به دستگیری های گسترده و حصر خانگی می زنند بیشتر به قدرت ملت سبز ایران پی می برم.

سبز و پیروز باشید

نوشتن دیدگاه

مصر

من دو آرزو برای مردم مصر دارم :

1. مبارزاتشون به خشونت کشیده نشه

2. بعد از پیروزی زیر بار حکومت دیکتاتوری دینی مشابه آتچه در ایران هست نروند

ما که توانایی این رو نداریم که کاری براشون انجام بدیم ولی از راه دور براشون دعا می کنیم.

نوشتن دیدگاه

استبداد دینی

آقای خامنه ای هنوز نفهمیده قیام مردم تونس و مصر علیه حکومتهای دیکتاتوریشون بود؟ به نظر من که می دونه ولی از وحشت اینکه حکومت خودش هم با اونها مقایسه بشه به بیراهه می زنه. برای همینه که 24 ساعت از رادیو تلویزیونشون دارند می گن که قیام مردم مصر و تونس اسلام خواهانه است . خیر آقایون دیکتاتور ها باید بروند. چه استبداد دینی باشه و چه غیر دینی. شما صدای آزادی خواهی ملت خودت رو پارسال نشنیدی حالا داری برای ملت مصر دلسوزی می کنی؟ اینهمه تظاهر و دروغ تا کی؟ تو و اطرافیانت مظهر استبداد و مردم فریبی هستید.

امیدوارم ملت های آزادیخواه چه مسلمان و چه غیر مسلمان تجربه تلخ حکومت اسلامی ایران را به خوبی بررسی کنند و جلو تکرار اون رو در کشورهاشون بگیرند که استبداد دینی هم دین و هم دموکراسی رو به باد می دهد.

نوشتن دیدگاه

سقوط دیکتاتورها

با تبریک به مردم شجاع تونس و آرزوی پیروزی برای ملت آزادیخواه مصر. آرزو می کنم روزی همه ملت ها از شر حکومت های دیکتاتوری رها شوندو به عدالت و دموکراسی برسند.از جمله ملت عزیز ایران

امیدوارم هیچ مردمی زیر بار حکومت دینی نرود که مدعیان حکومت دینی ، دین را ابزار قدرت طلبی و خودکامگی خود می کنند .ملتها بایداز تجربه انقلاب 30 سال پیش ایران و نتایج آن استفاده کنند.

نوشتن دیدگاه

اعدام 6 نفر دیگر در ایران

 

در اعدام های اخیر، ما همه مقصریم

 

هیچ حرفِ جدیدی ندارم وقتی قصه همان قصه ی دیروز است…اعدام پشت ِ اعدام…

همسر جعفر کاظمی گفته بود: «مردم» کمک کنید همسرم اعدام نشود که با اعدام او من و فرزندم نیز اعدام خواهیم شد. سحرگاه، امروز همسرش را دار زدند. اگر خاوران، گورِ گریه های بی صدای مادرانِ دهه ی شصت شد و اینک یک نسل همچنان به دنبال مقصر می گردد، فردا نسلی دیگر نیز دنبال مقصرِ اعدام های دهه ی هشاد خواهد گشت اما از ما نیز خواهد پرسید؛ مردم کجایِ این جمهوریَ اعدام ایستاده بودند؟

نمی دانم جمله ی کیست که می گوید از کسی که کتابخانه دارد و کتاب های زیاد خوانده نترس، از کسی بترس که تنها یک کتاب خوانده و آن را مقدس می پندارد و من همواره  از  این دسته از مردمِ شهر می هراسم  و از خودمان که «این جمهوریِ اعدام را ساخته ایم و اینک در مرکزش ایستاده ایم»…

این یک مطلب همدلانه است خطاب به خودم، خطاب به خودمان که چرا بیرون از ایران یک بار هم که شده فارغ از گرایش های سیاسی و فکری و به دور از دعوا برای پرچم و رنگ، یک فراخوان عمومی نمی دهیم تا یک روز همه ی ایرانیان در یک نقطه از یک سرزمین آزاد گرد هم جمع شوند و صدای واحدی باشند برای کسانی که در ایران صدایشان را بریده اند؟

این روزها که مجموعه مصاحبه هایم با خانواده های محکومان به اعدام در جرس منتشر می شود، هر بار چند نفری در فضای اینترنتی در مورد  دفاع  این خانواده ها  در مورد زندانیان شان شک می کنند و گاهی هم معترض می شوند که چرا واردِ بازیِ حکومت می شویم.  شاید باورشان این است که برای نه گفتن به اعدام و یا اعتراض به اجرای اعدام در ایران  حتما ابتدا باید قوانین را اصلاح کرد یا  او که بر دار می رود الزاما باید هم عقیده ی ما باشد تا اعتراض به اعدام در اولویت قرار گیرد.

اینجا دیگر صحبت از  حکومت نیست. صحبت از  کسانی که در قدرت هستند،  نیست، صحبت از شک و تردیدهای کاربرانِ  عادی  اینترنت است که اتفاقا  میزان اطلاعات و آگاهی آنان شاید از توده مردم بیشتر است و توقعی بیش از آنان می رود.  کسانی که  به صحبت های خانواده های محکومانِ به اعدام مشکوک هستند و می پرسند:

آیا دخترِ آن زنی که پس از عاشورا دستگیر و سپس  به اتهامِ نگهداری مواد مخدر محکوم به اعدام شده است راست می گوید؟ آیا همسرِ آن متخصصِ اینترنتی که به اتهام راه اندازی سایت های مستهجن، محکوم به اعدام شده است راست می گوید؟ آیا همسر آن فعال سیاسی که به اتهام ارتباط با مجاهدین به اعدام محکوم شده است، همه واقعیت ها را گفته است؟ آیا برادر آن فعال کرد سیاسی که مخفیانه بر دار شده است، راست می گوید؟ آیا خواهر فلان دانشجوی کرد که اعدام برادرش را موقتا متوقف کرده اند، حقیقت را می گوید؟ آیا همسر فلان معلمی که پس از عاشورا دستگیر و سپس به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است، واقعیت را می گوید.

این پرسش ها را نقد نمی کنم و می دانم که طرح آن مفید است و نمی شود چشم بسته از کسی دفاع کرد اما باورم این است  که  تلاش های مدنی و آگاهی رسانی باید به سمتی پیش رود که  روزی  «مردم» خودشان چوبه داری به پا کنند و فرهنگِ اعدام و انتقام را به دار بکشند. برای همین از کسانی که با تردید به خانواده های محکومان اعدام نگاه می کنند می پرسم آیا   همین تردید ها خود دلیلی بر وجودِ ابهام در  روند رسیدگی به پرونده ی محکومانِ به اعدام نیست و نباید پیش از آنکه به یک خانواده که جان عزیزش در خطر است شک کرد به یک حکومتی که رای به گرفتن جانِ یک انسان می دهد، مشکوک بود.

باید مردمی که دنبال ماشین احمدی نژاد می دوند،  مردمی که در مراسم سخنرانی ِ آقا بر سر و سینه می زنند، مردمی که به تماشای اعدام هم وطنانِ خود می روند را آگاه کرد و به آنها گفت ما اعضای یک خانواده ایم و نگذاریم هیچ سیاستمداری به راحتی میان مان حصار بکشد و فردا شما برای دفاع از آن سیاستمدار به روی عضو دیگر خانه ات گلوله و باتوم بکشی. خشونت هایی که در راهپیمایی سال گذشته رخ داد علاوه بر بسیج و سپاه و کسانی که با پول و سازماندهی شده  مردم معمولی را به باد باتوم و گلوله گرفتند، توده ای را هم در میان خود داشت که نمی شود گفت فقط برای ساندیس و اتوبوس های مجانی آمده بودند. تا این مردم  آگاه  نشوند در بر همین پاشنه می چرخد. همین مردمی که به محکومیت های طولانی مدت همسایه خود بی تفاوت هستند و به احکام اعدام کردها و بلوچ ها و همه و همه با دیده شک نگاه می کند.

بی تردید ضدیت با جمهوری اسلامی به معنی دفاع از  جرمِ کسانی که ممکن است مجرمانِ حقیقی باشند، نیست اما یادمان باشد که نمی شود وقتی بهزاد نبوی ها و مومنی ها و زید آبادی ها و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی را در دادگاه نمایشی به صف می کنند همه ما به نتیجه اعترافات و احکامِ صادره شک کنیم  اما در مورد کسانی که به هر دلیلی ما آنها را نمی شناسیم و یا هم اندیشِ ما نیستند،  به جای شک کردن به روند دادگاه و نه گفتن به اعترافاتِ آنان، به خود این خانواده ها شک کنیم و آرام و بی صدا از کنار این اعدام ها بگذریم.

یادم هست وقتی در مورد اعدام احسان فتاحیان و سپس در مورد اعدام آرش زمانی پور در همین وبلاگ نوشته بودم «کاش سران جنبش سکوت بشکنند:،  برخی ها دوباره همین تردید را مطرح کردند که مگر ما از جرایم همه محکومان با خبر هستیم؟ یا اینکه چرا از دور نشسته ایم و برای سران جنبش نسخه می پیچیم که چه بگویند.

برای کسانی که داخل ایران هستند  نسخه نمی پیچم که چه بگویند و چه نگویند اما در همین فضای مجازی کسانی را می بینم که خارج از ایران زندگی می کنند اما الزاما  دفاع از حقوق خانواده جعفر کاظمی، زهرا بهرامی، سعید ملک پور و یا کردها و سایر محکومانِ  به اعدام  را در اولویت  های اول نمی دانند و برایش طبقه و میزانِ اهمیت تعیین می کنند.  برخی ها حتی آشکارا و با نام خودشان در صفحه های مجازی اعتراض می کنند که چرا  واردِ  بازی حکومت می شویم.

باورشان این است که حکومت با صدورِ حکمِ اعدام  برای  کسانی که  در گذشته وابستگی یا سابقه سیاسی داشته اند، اینک دامی سیاسی پهن کرده است تا به محض آنکه کسانی از دل جنبش در دفاع از این محکومان بر آمدند، بازی را به میل خود اداره کنند و انگ بزنند. غافل از آنکه دستگاه قضاییِ تحت نظارتِ رهبری در طی این  سال ها و خصوصا در طول همین یک سال گذشته بارها نشان داده است که کاری به بازی منتقدانش ندارد و مهره های خودش را به میل خود  جابجا می کند.

اگر خاوران،  گورِ گریه های بی صدای مادرانِ یک نسل شد و اینک یک نسل همچنان در میان تصمیم گیران آن زمان به دنبال مقصر است،  این روزها می شود در میانِ خودمانِ هم دنبل قصورهای مردمی گشت. ما چرا چشم مان به تصمیم گیران است؟ ما مردم برای نجاتِ جان مردم چه می کنیم؟   مگر نمی گوییم تونس، نماد و رهبر نداشت و توانست دیکتاتور را فراری دهد، ما چه باید بکنیم؟ باز هم تاکید می کنم که به عنوان یک ایرانیِ دور از ایران هرگز برای مردمِ داخل ایران نمی توانم حتی پرسشگری کنم که چه می کنند؟ اما برای خودمان به عنوان ایرانیان خارج از کشور   این پرسش را  در صفحه  مجازیِ فیسبوک به اشتراک گذاشته بودم که اتفاقا موافقان این پرسش صدها نفر بوده اند و مخالفان آن هم تعدادی بسیار بسیار محدود که ترجیح می دهند بدون نام به اختلافات میان ایرانیان داخل و خارج دامن بزنند. کسانی که با نام و نشان می آیند ِ معمولا اتحاد برای « دغدغه های مشترک» و اتحاد برای « حقوق بسر» و نجات جان انسان را ضروری می دانند اما ارتش سایبری هم بیکار نمی نشیند و رادیکال تر وارد میدان می شود تا اختلافات را پررنگ کند.

همه پرسش این است، این روزها که دارند تند و تند و گاهی حتی  مخفیانه اعدام  می کنند، با اتهام سنگین محاربه و تروریستی و چه و چه دارند دهه شصت را تکرار می کنند نقشِ مردم چیست؟

اصلا بحث این نیست که مردم به خیابان بیایند و حتی بحثِ این هم نیست که از مردم حامیِ حکومت هم بخواهیم که به تماشای دسته جمعی، اعدام نروند ، همه  نکته این است که اعدام ها دارد عادی می شود.

برای خواندن سخنان خانواده های محکومان به اعدام،  فقط کافی است چند دقیقه وقت بگذارید،  کلید واژه ی سخنان بسیاری از  این خانواده ها «مردم» هستند.   ولی  حاکمیت نیز برای همین  مردم گلایه و  تردید هایی  ایجاد کرده است   تا دست و دلِ مردم را برای همدلی با خانواده های زندانیان و محکومان به اعدام بلرزانند. مردمی که علی رغم هراس و نا امنی شان،  این رزوها گاهی با تردید به خانواده های متهمان به اعدام نگاه می کنند و فکر می کنند دفاع از جان یک انسان مبادا دفاع از اندیشه ی او تلقی شود.

و اما  اگر در ایران  راهپیمایی و حضور خیابانی مردم را مانع شدند،  چرا ما ایرانیان خارج از کشور، در یک دنیای آزاد    یک همایش بزرگ خیابانی در  هر جایی برگزار نمی کنیم و  مشخصا به اعدام های اخیر  اعتراض نمی کنیم تا فردا که دوباره دهه ی شصت تکرار شد ما مردم  هم مقصر اصلیِ برپایی این چوبه های دار نباشیم؟

اگر سکوت کنیم فردا نسلی که  اینبار در دهه ی هشتاد قربانی اعدام شده است، از ما خواهد پرسید در همان دهه ی هشتادِ خودمان  در بلادی دیگر یک نفر  برای بیکاری و از دست دادن گاریِ میوه فروشی اش،  خودش را به آتش کشید،  همه ی مردمِ تونس انگار آتش گرفته بودند پس چرا وقتی پدران ما را هر روز زندان و بر دار می کردند و ما در ایران امکان اعتراض نداشتیم شما بیرون از ایران ، نه جدا جدا بلکه متحد و همراه، یک حماسه ی بزرگ برای اعتراض به اعدام  نیافریدید؟

شاید هم این یک توقعِ دور و دراز است و حاکیمت و ارتش سایبری و جمعی از خودی های عصبانی هم  کماکان میان ما پرسه می زند تا با مچ گیری و اختلاف افکنی ما را تشویق به دعوا و نزاع کنند….

پی نوشت:

اول سراغ دانشجو ها رفتند
من دانشجو نبودم، اعتراضی نکردم
پس از آن به روزنامه ها حمله بردند
من روزنامه نگار نبودم و اعتراضی نکردم
آن‌گاه به سینماگر ها فشار آوردند
من سینماگر نبودم، اعتراض نکردم
سپس نوبت به وکلا‌ی دادگاه رسید
وکیل نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند:

شعر اصلی از مارتین نیمولر بود و بعدها هم برتولت برشت آن را تکرار کرد  و این روزها هم خیلی ها به سبک و سیاق و نگرانی های خودشان برای حذف شدگانِ این عصر می گویند و به گمانم هنوز جا دارد که  بسیاری از خانواده ها این شعر برای بهاییان، زردشتیان، مجاهدین ، کردها و اقلیت های مذهبی و قومی و خیلی های دیگر در ایرانِ خودمان دوباره از نو  شود.

مصاحبه هایم با خانواده های محکومان به اعدام که بدون هیچ تفسیری فقط پرسشگری شده است و آنها شرح ماجرا را از زبان خویش گفته اند در زیر می آید . همین مصاحبه ها در صفحه های مجازی بحثی را برانگیخت که دلیل اصلی نوشتن این مطلب شده بود و حتی در یک مورد یکی از خانواده هایی که عضوی از خانه اش به اعدام محکوم شده است مجبور شد در همان صفحه مجازی و اینترنتی به مردم معمولی پاسخ دهد که جرم همسرش چیست  تا باور کنند که اعدام حق او نیست:

اعدامِ یک معلم:

همسر عبدالرضا قنبری: دختر خردسالم هیچ درکی از اعدام پدر ندارد، نگذارید یک معلم گمنام را اعدام کنند

اعدامِ یک همسر:

همسر سعید ملک پور: هرجا که می رویم به سایه بلند سپاه می رسیم

اعدام یک مادر:

دختر زهرا بهرامی: آقای دادستان! مادرم به خاطر قولِ شما اعتراف کرد تا آزاد شود نه اعدام

اعدام یک پدر:

همسر جعفر کاظمی: با اعدام همسرم، من و فرزندانم هم اعدام می شویم

اعدام یک برادر:

خواهر حبیب الله لطیفی:از همه کمک می خواهیم تا برادرم را از اعدام نجات پیدا کند

اعدام یک برادر:

برادرحسین خضری: خبر اعدام برادرم را از رسانه ها شنیدیم

علی نژاد
…………………………………………………..
هنوز شک داریم؟ کسانی به جرم داشتن چند تا پوستر و دادن چند تا شعار اعدام شدند؟
به نظر شما این جرمی است که مجازات اعدام داشته باشه؟
دادگاه کی تشکیل شد؟ وکیلشان که بود؟ آیا در موقع محاکمه حضور داشت؟ جرمشان طبق چه قانونی اثبات شد؟ چه کسی جواب این سوالات را خواهد داد؟
همین که توی رسانه هاشان بگویند 2 نفر با سازمان مجاهدین رابطه داشتند یا اینکه جرایم جنسی داشتند مجازات اعدام را توجیه می کند؟ این جنایتها تا کی ادامه خواهد داشت؟

نوشتن دیدگاه

حبس های سنگین برای جوانان نهضت آزادی

هر کسی هر حرفی روی حرف آقایان زد باید ریشه اش خشکیده شود؟ ای کسانی که هنوز باور ندارید به سبعیت این دیکتاتوری ظاهرا دینی، مگر چند نفر دشمن امنیت ملی خودشان هستند؟ این آقایان نه دین می شناسند نه ملت. فقط می خواهند بر مسند قدرت بمانند..

نوشتن دیدگاه

واقعا نمی بینند؟؟

واقعا جای تعجب هست کسانی که تظاهرات دولتی روز 4 شنبه را نشانه حمایت مردم از حکومت می دانند..نمی خواهند کمی از منطق خود استفاده کنند؟ واقعا چطور می توان تظاهراتی را که با هزاران تدارک قبلی و تعطیل کردن مراکز دولتی و پاداشها و تبلیغات رسانه ای فشرده انجام شد… با تجمعات خود جوش مردمی که بدون هیچ فراخوانی و هماهنگی قبلی و علی رغم آن همه خشونت که علیه انها صورت گرفت و کشتاری که اتفاق افتاد مقایسه کنند؟ واقعا نمی بینند؟ به چه چیزی چشم دوخته اند که حقیقت از دیده شان پنهان مانده؟؟ چرا حق را نمی جویند؟

نوشتن دیدگاه

قضاوت کنیم!

_بسیجی مردم را در خیابان تا حد مرگ کتک می زند.می گویند بسیجی نبوده عوامل فریب خورده بیگانه از لباس بسیج سو استفاده کردند!
_ماشین نیروی انتظامی جلو چشم همه مردی را زیر می گیرد.اول می گویند فیلم جعلی است بعد که قضیه فاش شد می گویند ماشین را دزدیده بودند!
_در کهریزک جوانان مردم را می کشند و به آنه تجاوز می کنند وقتی لو رفتند می گویند یک عده عوامل خودسر مقصر بودند و آقایان اطلاع نداشتند!
-بسیجی در خیابان مردم بی سلاح را به گلوله می بندد. می گویند بیگانگان اغتشاشگران را مسلح کرده اند که مردم را قتل عام کنند!

-نیروهای مسلح در ظهر عاشورادر محرم الحرام ملت عزاداررا که فقط قصد اعتراض مسالمت آمیز دارند را در خیابان به گلوله می بندند آنوقت آنچه در رسانه هاشان انعکاس می یابد اینست که عده ای اغتشاشگر به عاشورای حسینی اهانت کرده اند.حال حرمت شکن واقعی کیست؟

اکنون قضاوت کنیم :

-یا آقایان آنقدر بی عرضه و ناتوان در امور مملکت هستند که با اینهمه نیروهای مسلح نظامی و انتظامی و بسیج و سپاه و گارد و ارگانهای اطلاعاتی متعدد باز هم اسلحه به این راحتی وارد شده و در دست همه قرار می گیرد و ماشینهای دولتی سر قت می شود و از لباسهای آقایان سو استفاده می شود و هیچ کاری از دستشان بر نمی آید غیر از اینکه بنشینند و فغان کنند که وای امان از دست آمریکا و انگلیس و منافقین!
-یا احتمال دوم که معقولتر به نظر می رسد اینکه حکومت که نمی خواهد حرف حق مردم را بشنود از هر ابزار سرکوبی از قتل و شکنجه و تجاوز بهره می برد و برای مخفی کردن آن و جلوگیری از رسیدن اخبار این جنایات با استفاده از صدا و سیما کل اخبار حوادث را طبق میل خود تغییر داده و مشتی دروغ و فریب تحویل کسانی که دسترسی به دیگر رسانه ها ندارند می دهد و برای باور پذیر کردن آن از احساسات مذهبی مردم و حساسیتی که به اسامی کشورهای غربی دارند استفاده می کند.و تا آنجا که می تواند با ارسال پارازیتهای ماهواره ای و اخلال در شبکه اینترنت..بیشتر و بیشتر اطلاع رسانی را محدود می کند.و ثروت ملی بجای آنکه برای توسعه کشور هزینه شود صرف تبلیغات دولتی و تهیه وسایل سانسور و سرکوب و ارعاب می گردد.

حال دوستان و هم وطنانم..شمایی که هنوز باور نکرده اید که حکومتی که 30 سال به نام اسلام ودین هستی و ثروت ملی ما را به بازی گرفته اکنون نیز به جز دروغ و نیرنگ در چنته ندارد و هرگز دین مدار نبوده و نخواهد بود..بیایید بیدار باشیم و حقیقت را بجوییم که «آنچه عقل به آن حکم کند شرع نیز به آن حکم می کند» پس چشم بسته حرف کسی را نپذیریم حتی اگر خود را نماینده خدا بداند که هر کس بجز معصومین احتمال خطایش میرود .خودمان بجوییم و بیابیم و بخواهیم.

و اما دوستانی که دریافته اید و درد مندید..استقامت و مسالمت و منطق و همفکری را فراموش نکنیم.مرحله ای بس دشوار است.هزینه های گرانی پرداخته ایم ولی پایان راه روشن است و ما اگر چه زخم خورده اما امیدواریم. یادمان باشد این جنبش را هر چه بیشتر به هموطنانمان بشناسانیم.هر چه بیشتر فراگیرش کنیم.با اطلاع رسانی درست و روشهای مبتکرانه مان جلو هجمه تبلیغاتیشان را بگیریم.که هر چه بیشتر شناخته شوند به سقوط نزدیکتر خواهند شد. هر چه تعداد بیشتری از همشهریان و هم وطنانمان از همه اقشار را آگاه سازیم هزینه هامان کمتر و پیروزی نزدیکتر خواهد ش

شعار نویسی..ساخت سی دی از تصاویر و فیلمهای واقعی تجمعات..پخش مقالات و سخنرانیها

وصحبت با افرادو نزدیکان نا آگاه…گرچه راههایی ابتدایی ولی موثر است.

سبز بمانیم

نوشتن دیدگاه

سبز و پر غرور

دوستانم..هم وطنانم..شما باز هم حماسه ای بزرگ از شجاعت و درایت خلق کردید..کاخ دیکتاتوری بار دیگر به لرزه در آمد و ابهت پوشالیشان فروریخت..و اینروزها دیکتاتور را همچون موجودی پست که برای بقایش دست و پا میزند نظاره گریم که جز قساوت و دروغ و تهمت سلاحی ندارد..آنچه می کنند نه نشان قدرتشان که نمایانگر سردرگمی و ناتوانیشان در مقابل اراده آهنین ملت است.
ما خود را باور داریم و می دانیم که عاقبت حق پیروز است..
دلشکسته و غمگین از مرگ عزیزانمان هستیم اما نا امید نخواهیم شد.به نام آزادی و به یاد شهدای سبزمان تا پایان ایستاده ایم.آرام و پر شکوه

وعده ما 22 بهمن

نوشتن دیدگاه

دیکتاتورها بعد از آن همه جنایت در عاشورای سبز..باز هم دروغ پردازی را بیش از همیشه از سر گرفتند

ای کسانی که هنوز جنایتهایی که حکومت مدعی دینداری ایران سالهاست مرتکب می شود را باور ندارید..کسانی که هنوزبه دروغهای وقیحانه این قاتلین ملت شک نکرده اید و حجم عظیم تبلیغاتی که با ثروت این ملت علیه آنان و علیه خواسته های مشروعشان می کنند بر شما تاثیر گذار است..بیدار شوید و ببینید که با عزاداران حسین و با ملت بی گناه این مرزو بوم چه کردند..ببینید که مدعیان دین و دوستداران دروغین معصومین چگونه در عاشورای حسین به جان ملت افتادند و باز خون عزیزانمان را بی رحمانه ریختند..گناه مردم چه بود غیر از اینکه همچون حسین خواهان حق و عدالت شدند و در عاشورای او و در راه او اعتراضشان به جنایتها و حق کشی ها را اعلام کردند؟؟
آخر جنایت تا به کجا؟ ظلم آن هم به نام اسلام و دین تا کی؟
هموطنانم بیدار باشید..روی سخنم با شماییست که دروغهای این حکومت جلاد را از رسانه دروغ پرداز دیکتاتورها می شنوید و با شنیدن نام خدا و اسلام (که پیاپی دستاویز می کنند و با آن پوششی بر جنایتهای فجیعشان که هیچ سنخیتی با دین ندارد می سازند) به دروغ بودن آن شک می کنید.
ولی آنچه اینان می کنند اوج خیانت به دین و مقدسات و سو استفاده از دین برای قدرت است.
نه آنکه مردم سبز و حق طلب
ایران می کنند.
بیایید..با هم وطنانمان باشیم بیااییم چشم حقیقت بینمان را بگشاییم و حق را بجوییم.جنایت و تجاوز و دروغ و مردم فریبی همه از سلاحهای کهنه ظالمین و دیکتاتورهاست. مقهور ارعاب و اکاذیبشان نشویم.
اینان اگر بر حق بودند چه نیازی به اینهمه دستگیری..زندان..قتل..دروغ..خشونت و…داشتند؟ اینها که کشنه و زندانی می شوند همان ملت غیور و همیشه در صحنه ایرانند.اینان غریبه نیستند..دوستان و همسایگان و خواهران و برادران ما هستند. اسم آمریکا و غرب بهانه ای برای سرکوب صدای حق طلبی ملت است.هوشیار باشیم. چرا یک حکومت باید مردم خود را قتل عام و شکنجه کند؟ مگر حکومت مال این ملت نیست؟ پس چرا به جای سخن گفتن مردم را می کشند ؟؟چرا؟از چه وحشت زده اند اگر بر حقند؟ چرا بین آنچه می گویند و آنچه واقعا هست اینهمه اختلاف وجود دارد؟ بیدار باشیم..
سبز و پیروز باشید

نوشتن دیدگاه

ایران شده کربلا

من در بیشتر تظاهرات و اعتراضات بعد انتخابات بوده ام به جرات می گم که امروز صحنه های بی نظیری دیدم.درود به شجاعت این دلاوران ایرانی که چطور از وجود سبزشون برای زنده کردن آزادی و حقوق حقه شان مایه می گذارند…امروز همه بودند..همه شعار می دادند..شجاعانه به دیکتاتور زمانه می تاختند..نیروهای امنیتی با همه خشونتو وحشیگری شان خیلی جاها جلوی ملت واقعا کم می آوردند.
ولی چه دردناک است شنیدن خبر شهادت چند تن از عزیزان هم وطن به دست جلادان حکومت در این عاشورای سبز..شما تکرار عاشورایید..شما تاریخ ایستادگی در برابر ظلم را مکرر کردید..درود بر ملت شریف ایران..
دیری نمی پاید که سقوط این دیو صفتان را جشن خواهیم گرفت و یاد شهدایمان را زنده نگاه خواهیم داشت..
مقاومت همچنان ادامه دارد..به یاری هم وطنانمان می رویم

نوشتن دیدگاه

فردا عاشورای سبز

30 سال به نام خدا و دین ظالمانه ترین اقدامات را علیه ملت آزاده ایران روا داشتند ولی امروز دوره این حیله ها گذشته است..
مردم سبز ایران به راه حقیقی حسین لبیک گفته و برای احقاق حق خود به میدان آمده اند..
وعده دیدارمان..فردا..مراسم عاشورا

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.