آرشیو برای Uncategorized

احمدی‌نژاد: آمريکا می‌داند روزی از خاندان پيامبر اسلام در همين منطقه شخصی ظهور خواهد کرد!

اصفهان – خبرگزاری مهر: دکتر محمود احمدی نژاد با تاکيد بر اينکه در جريان انتخابات اخير به گونه‌ای فضا سازی شد که ملت ما ضعف دارد و بايد از آنها امتياز گرفت، گفت:کسانی که می‌خواستند نام ايران را بردارند اکنون به ايران نياز دارند.
به گزارش خبرنگار مهر در اصفهان، رئيس جمهور شامگاه پنجشنبه با حضور در جمع خانواده شهدا و ايثارگران افزود: امروز نام شهيدان ايران در بالاترين قله‌های عالم می‌درخشد و به هر کشوری که سفر می‌کنيم صحبت از ايران و ملت ايران است و ملتها به طور گسترده به دنبال شناخت ملت ايران هستند چرا که اين شهدا به دنبال راه امام و حق حرکت کردند.
وی با اشاره به اينکه اکنون ثروت جهانی رسانه و تبليغات را قدرتهای جهانی در دست گرفته اند، گفت: با وجودی که ايران چيزی در دست نداشت و همه تحليل گران هم آماده شکست ايران بودند اما اين امر محقق نشد.

احمدی‌ نژاد ادامه داد: ‌در خصوص وقايع اخير نيز بسياری از تحليلگران خودشان اعتراف کردند با چنين طراحی می‌توان نزديک به يکصد حکومت را دچار انحطاط کرد اما ملت ايران پا برجا ماند که رمز اين ماندگاری اتصال به مکتب امامت و ولايت است.

رئيس جمهور با اشاره به حمله آمريکا و اينکه آنان تاکنون دليل اين حمله را بيان نکرده‌اند گفت: ‌استکبار برای اين حمله يک دليل داشت که بيان نمی‌کند و البته اسناد آن را بدست آورده ايم و آن اين است که آنها می‌دانند بالاخره روزی از خاندان پيامبر اسلام در همين منطقه شخصی ظهور خواهد کرد ‌که ريشه تمام ظالمان عالم را خواهد خشکاند و ملت ايران هم از ياران اين مرد الهی است.

وی گفت: موضوع ۱۱ سپتامبر سناريويی از پيش تعيين شده و بهانه‌ای برای حمله به خاورميانه بود و در آن زمان نيز همه تحليل‌گران اعتقاد داشتند که کار خاورميانه تمام است.

احمدی‌نژاد ادامه داد: اکنون هشت سال از آن زمان می‌گذرد و آمريکا ذليل‌تر از گذشته شده و اکنون ذلتی بسيار را در عراق و افغانستان تحمل می‌کند.

رئيس جمهور با اشاره به اينکه آنان در مرزهای شرقی و غربی ايران ارتش به راه انداخته، در جنوب ايران نيز با ناوهای خود و در شمال نيز با تحرکات ماهواره‌ای توطئه می کنند، اظهار داشت: ‌اين در حالی است که ايران در اين ميان چون گلستانی آرام پيروز و عزيز است.

وی وضعيت آمريکاييها در افغانستان را مناسب نداست و يادآور شد: آنان اکنون چون يک چهارپا در گل مانده و برای نجات خودشان هر روز نيروی بيشتری را به منطقه وارد می‌کنند، ‌اين در حالی است که اگر آنها ۵۰ سال هم در افغانستان بمانند راهی جز ذلت ندارند.

ايران مهمترين کشور خاورميانه است

احمدی‌نژاد با اشاره به اينکه برخی سی سال پيش به دنبال حذف ايرانی اسلامی از صحنه جغرافيايی بودند اظهار داشت: ‌در حال حاضر خاورميانه مهمترين منطقه عالم است و هر قدرتی که بخواهد مطرح شود بايد سری در خاورميانه در بياورد که در اين ميان نيز ايران مهمترين کشور خاورميانه است و کسانی که می‌خواستند نام ايران را بردارند که اکنون به نام ايران نياز دارند.

رئيس جمهور بسياری از مسائل مطرح شده عليه ايران را غير واقعی خواند و اظهار داشت: آنان نمی‌خواهند خودشان را از تک و تا بيندازند.

وی مورد ادعاهای رژيم صهيونيستی عليه ايران گفت: اين رژيم که سهل است جد و آباد آنها هم که باشند هيچ کاری نمی‌توانند بکنند.

احمدی‌نژاد گفت: اکنون که در آستانه عيد غدير خم بسر می‌بريم بايد بدانيم اين عيد متعلق به همه بشريت است چرا که اگر امام نباشد هستی و انسان نيز بی‌معنا است.

اتصال به امامت و ولايت رمز ماندگاری شهدا

وی در ادامه امام را قله، واسطه و راهنمای کامل دانست و گفت: ‌تمام پيامبران الهی برای معرفی اين حقايق آمده و نقطه اصلی همه مستکبران نيز تقابل با جبهه حق است.

رئيس جمهور رمز عظمت شهدای ايران را در همين مسئله دانست و گفت: ‌پيام شهدا دعوت به امام و خط نورانی امامت و ولايت است و همين امر نيز سبب ماندگاری نام و ياد آنان است، چرا که تاکنون در طول تاريخ جنگهای بسياری روی داده که اکنون ديگر اثری از آن کشته ها نيست.

به گزارش مهر رئيس جمهور در اين جلسه از نزديک با خانواده شهدا گفتگو کرد و به تعدادی از خانوداه‌های شهدای اصفهان نيز نشان ملی ايثار اعطاء کرد.

گویا

نوشتن دیدگاه

واکنش مادر ندا به نمایش بسیجیان: دخترم را کشتید، سیاه بازی را تمام کنید

شبکه جنبش راه سبز (جرس): “می خواهم فریاد بزنم چه می خواهید از دخترم؛ تو را به خدا بس کنید، او را کشتید حالا سیاه بازی راه انداخته اید مقابل سفارت انگلیس برای چی؟” مدام اشک می ریزد این مادر، گریه امانش نمی دهد، او مادر ندا آقاسلطان است که این سخنان را می گوید. درست در لحظه ای که جماعتی را همچون زمان های برگزاری نمایش های رو حوضی خیابانی جمع می کنند، جمع کرده اند تا هنرشان را به رخ بکشند که در قتل این دختر دست خارجی و دشمن در کار است تا شاید بتوانند شرم شان را از قتل دختران و پسران جوان میهن پنهان کنند.
ندا آقاسلطان در جریان اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات و پس از خطبه های آیت الله خامنه ای در نماز جمعه تهران که هشدار داده بود در این تجمعات ممکن است برخی به دنبال اهداف تروریستی خود باشند به همراه عده ای دیگر از جوانان معترض به شهادت رسید. انتشار فیلم چگونگی جان دادن این دختر جوان در لحظه ای کوتاه تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد. دولت احمدی نژاد و فرماندهان نظامی تاکنون بارها اعلام کرده اند که ندا آقاسلطان توسط عوامل خارجی به قتل رسیده است.

روز گذشته در حالیکه عده ای را تحت عنوان دانشجویان بسیجی مقابل سفارت انگلیس برده بودند تا نمایش بازسازی صحنه قتل ندا آقاسلطان را به اجرا درآوردند، مادر این شهید جنبش سبز، عازم روزنامه ایران بود تا تکذیبیه خبر دروغ این روزنامه را برای انتشار تحویل آنها دهد. او دقایقی با خبرنگار ما همکلام شد. خبر دروغ ایران چه بود؟ مادر ندا می گوید: آنها به دروغ نوشته اند که من برای دادن مجوز ساخت فیلم دخترم به شبکه خبری سی ان ان پول گرفته ام. او در حالی که داغ دلش تازه شده است و اشک می ریزد، می گوید:” من اگر داشتم خودم پول می دادم که فیلم دخترم را بسازند، چطور ممکن است برای ساختن فیلم دخترم پول خواسته باشم. “

خبر روزنامه ایران و برخی سایت های وابسته به اقتدارگرایان که با اعتراض مادر ندا مواجه شده به این شرح است: “با گذشت چندین ماه از واقعه قتل ندا آقاسلطان، اخیرا شبکه خبری سی‌ان‌ان در تماسی که با خانواده ندا آقاسلطان برقرار کرده از آنان خواسته با این شبکه برای ساخت مستندی درباره زندگی دخترشان همکاری کنند. بر همین اساس، این شبکه خبری در نخستین گام برای نشان دادن حسن‌نیت خود به خانواده آقاسلطان به آنان پیشنهاد داده با دریافت 150 هزار دلار عکس‌ها، خاطرات و فیلم‌های مختلف مربوط به مرحومه ندا آقاسلطان را در اختیار سی‌ان‌ان قرار دهند. بنا بر این گزارش، سی‌ان‌ان قصد دارد با جمع‌آوری این عکس‌ها و نیز اطلاعات بیشتر درباره ندا آقاسلطان دست به ساخت مستندی از این واقعه دردناک زده و با وارونه کردن واقعیت، حملات بیشتری را متوجه جمهوری اسلامی کند.”

مادر ندا یکبار دیگر ماجرای چگونگی به شهادت رسیدن فرزندش را اینگونه شرح می دهد: “من به همراه دخترم در تجمعات اعتراضی شرکت می کردیم. روز به شهادت رسیدن فرزندم به ندا گفتم امروز نیروهای نظامی حکم تیر گرفته اند بیرون نرو. ولی دخترم اعتراض کرد و گفت: مادر! اگر من نروم، تو نروی، دیگران هم نروند، پس چه کسی باید این اعتراض را فریاد بزند. او به همراه استادش به تظاهرات رفت و کشته شد.”

مادر ندا می گوید:” خودشان دخترم را کشتند، آنها یکبار که مرا تهدید به سکوت می کردند از زبانشان در رفت که دخترم را نشان کرده بودند، آنها به من گفتند که فیلم تو و دخترت را در راهپیمایی های قبلی داریم. این ادعای آنها نشان می دهد که آنها دخترم را نشان کرده بودند و در روز حادثه او را کشتند و حالا مقابل سفارت انگلیس نمایش راه انداخته اند.”

مادر ندا در حالی به برگزاری نمایش بازسازی صحنه قتل دخترش در مقابل سفارت انگلستان در تهران معترض است که اقتدار گرایان تیم های رسانه ای خود را به صحنه اعزام کرده اند و تدارک وسیعی برای پوشش خبری این مراسم دیده اند. امروز بیشتر روزنامه های اقتدار گرایان در صفحه اول روزنامه هایشان این مراسم را به صورت برجسته منتشر کرده اند. کیهان در صفحه اول خود به نقل از تجمع کنندگان که آنها را دانشجو خوانده، نوشته است: “انگلیس قاتل ندا آقاسلطان را برای محاکمه به ایران تحویل دهد”، روزنامه ایران نیز همراه با چاپ عکسی نوشته است: “دانشجویان در برابر سفارت انگلیس اجرا کردند؛ بازسازی صحنه قتل مشکوک آقاسلطان” و روزنامه رسالت نوشته است “دانشجویان صحنه واقعی قتل ندا آقاسلطان را به تصویر کشیدند”. هیچکدام از این روزنامه ها ننوشتند که مادر و پدر ندا در لحظه ای که دانشجویان به خون خواهی ندا جمع شده بودند کجا بوده اند و موضع آنها چیست.

خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسداران، سناریوی نمایش اجرا شده در مقابل سفارت انگلیس را اینگونه شرح داده است:

” در ابتداي اين تئاتر خياباني يكي از دانشجويان به عنوان مجري شبكه bbc فارسي به ايفاي نقش پرداخت. سپس يكي ديگر از دانشجويان در نقش مامور سازمان جاسوسي انگليس MI6 ماموريت آرش حجازي براي قتل ندا آقا سلطان را تشريح كرد. وي با دادن مبالغ،‌اسلحه و بيان نحوه ماموريت آرش حجازي و همچنين دادن بليت رفت و برگشت به ايران، حجازي را براي انجام ماموريت روانه ايران كرد.

در قسمت بعدي اين تئاتر، دانشجويي كه نقش آرش حجازي را بازي مي‌كرد و چهره خود را با تصوير اين فرد پوشانده بود، نحوه قتل ندا آقا سلطان را به يكي از همكارانش توضيح داد.

قسمت بعدي اين تئاتر صحنه قتل ندا آقا سلطان بود. آرش حجازي با حضور در كنار ندا آقا سلطان وي را عليه جمهوري اسلامي و سر دادن شعار تحريك كرده و وي را به گوشه‌اي از محل قتل راهنمايي مي‌كرد. همكار وي نيز در اين زمينه او را به اين كار تشويق مي‌كرد و بعد از آن نيز هنگامي كه ندا آقا سلطان در حال شعار دادن بود، همكار آرش حجازي از پشت سر وي با اسلحه‌اي كه در پيراهن خود پنهان كرده بود، پشت سر ندا آقا سلطان را مورد هدف گلوله قرار داد و وي را به قتل رساند و بعد از آن سوار بر وسيله نقليه خود، از محل دور شد.
در قسمت بعدي آرش حجازي با حضور در محل قتل با ايجاد سر و صدا و هياهو مردم را به سمت خود و جنازه ندا سوق داد و شروع به سردادن شعارهايي عليه جمهوري اسلامي كرد.”

بازداشت ساعتی پدر و مادر ندا در روز 13 آبان

مادر ندا در این گپ و گفت کوتاه خبر از بازداشت ساعتی خود و همسرش در روز 13 آبان می دهد. او می گوید: روز 13 آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم. اما همینکه بسیجی ها چهره ما را شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. او می افزاید: آنها سپس برای چند ساعت ما را بازداشت کردند.

اقتدارگرایان که هنوز از شوک رسوایی به قتل رساندن جوانان ایرانی در رسانه های دنیا بیرون نیامده اند، هر روز می کوشند با نمایشی تازه این رسوایی را به گونه ای پنهان و با قلب ماهیت کردن این اتفاق از پاسخ دادن به این پرسش که با کدامین مجوز به روی جوانان معترض وطن، گلوله بسته اید، طفره می روند. اما جنبشی که با خون این جوانان آبیاری شده، مثل رود خروشان به پیش می رود. دیروز مردم شرکت کننده در مراسم 13 آبان را به باطوم بستند ولی باز فردایی در پیش است. 16 آذر در پیش است و بار دیگر جنبش سبز ایران، صدای اعتراض خود را بلند خواهد کرد تا شاید این بار، حاکمیت صدای مردم را بشنود.

نوشتن دیدگاه

بیانیه شماره یک ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر

جنبش سبز دانشجویی که زنجیره سبز دانشجویان در تمام دانشگاه‌های آزاد و دولتی سراسر کشور است، در روز شانزده آذر امسال (روزدانشجو) بعدازظهر دعوت به برگزاری مراسم هم زمان می نماید. به گزارش خبرنگار رویداد “ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی” اعلام نمود: “مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند.”

در ادامه این بیانیه آمده است: “ازتمام مردم درهمه شهرها دعوت می شود که با پیوستن به فرزندان دانشجوی خود درمراسم امسال دردانشگاه ها، آنان را تنها نگذارند ودرصورتی که کودتاچیان از ورود آنان به محوطه دانشگاه ها ممانعت به عمل آوردند با تجمع اتومبیل دراطراف دانشگاه ها وایجاد ترافیک، تردد سرکوب گران را با اشکال مواجه سازند وبه این ترتیب دانشجویان را یاری دهند”.

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی با تاکید بر نفی هرگونه خشونت در اعتراضات مردمی اعلام نمود: “مراقبت ازانضباط مبارزات بی خشونت مجددا مورد تاکید قرارمی گیرد و دانشجویان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نیفتند. اما اگرمزدوران بخواهند به صحن دانشگاه وارد شده و حمله کنند، سد کردن راه آنان و یا بررسی راه های گریز و پخش شدن درسطح شهر از واجبات است.
اصل براین است که با حفظ انضباط مبارزات بی خشونت درشانزده آذرامسال کتک خورده و یا دستگیری نداشته باشیم. بررسی راه های بیرون رفتن ازدانشگاه و برگزاری تظاهرات پراکنده و سریع در مراکز شهری متعدد، توسط دانشجویان سبز هردانشگاه به عمل می آید.”

در ادامه بیاینه ستاد هماهنگی آمده است: “جنبش سبز دانشجویی ازتمام دانش آموزان مدارس کشور نیزدعوت می نماید که با سردادن شعارهای جنبش سبزدرروزدانشجو، درمدارس و یا هنگام خروج ازآن ها همبستگی خود را با دانشجویان اعلام نمایند.
“اتحاد، مبارزه، پیروزی”(شعاردیرینه جنبش دانشجویی)، “برادرسپاهی چرا برادرکشی” و” ارتشی وسپاهی دولشکرالهی یاورملت ما درجنگ با تباهی” به اضافه سایرشعارها، پیشنهاد جنبش سبزدانشجویی برای مراسم امسال است.”

در پایان این بیانیه تایید شده است: “امسال دانشجویان غیرازبرگزاری مراسم درسطح کشور و دعوت ازاقشارگوناگون ملت به خصوص دانش آموزان برای پیوستن به آنان، اولین گام را نیزدردعوت ازنیروهای مسلح برای پیوستن به ملت برمی دارند. این امریکی ازمقدمات شرکت عموم مردم درمراسم سراسری محرم امسال خواهد بود.”

اتحاد- مبارزه – پیروزی
جنبش سبزدانشجویی
هفتم آذرهشتاد وهشت

sarkhat.com

نوشتن دیدگاه

محسن سازگارا دوشنبه 20 مهر:”روز 13 آبان تظاهرات به سياق روز قدس با شعار بر عليه استکبار، چه داخلی چه خارجی”

هفت موضوع مطرح ميشود / نکته اوّل، خبر در مورد شعار مرگ بر ديکتاتور دادن بچه های خواجه نصير و شلوغی يکی از دبيرستانهای جنوب غربی تهران که مقامات مدرسه به دليل شعارهای مرگ بر ديکتاتور دانش آموزان، مجبور شدند مدرسه را در نيمه روز تعطيل کنند / از اين دو خبر استفاده ميکنم، جواب سوالاتی را ميدهم نظير آنهايی که ميگويند جو مدرسه ما خفقان است، بعضی جاها دوربين نصب شده….يک اصل کلّی برداشت ميکنم: حتماً تشکيل گروههای 3-7 نفره بدهيد، حتماً شبکه سازی کنيد، و آنچه که ميکنيد متناسب باشد با فضای مدرسه يا دانشگاه / اگر فضا سنگين است، نوشتن يک شعار يا چسباندن يک اطلاعيه ساده بر روی تخته کلاس، ديوار، افشا کردن اسامی بسيجی ها، اگر فضا مناسبتر است شعار بدهيد و تظاهرات کنيد / مديريت و تنظيم و چگونگی کشيدن حرکت به خارج از مدرسه يا دانشگاه به عهده خودتان است / با وضعيتی که بسيج دارد و تبديل به نيروی سپاه شده، بايد پافشاری کنيم که دفاترش در مدارس و دانشگاهها بسته شود و اخراج شود / نکته دوّم، آقای فيروز آبادی صراحتاً گفته که مقاومت نيروی زمينی سپاه به جای بسيج است، بدليل اينکه اين سازمان ديگر داوطلبی نيست، و ريزش کرده اند، مجبور شده اند تبديلش کنند به يک سازمان حرفه ای آدم کش زير نظر امثال آقای نقدی، برای همين دانش آموزان و دانشجويان حق دارند که پافشاری کنند که دفتر اين سازمان نظامی در آنجا بسته و برچيده بشود / برای اين کار ميتوانيد اسامی کسانی را که عضو بسيج هستند به در و ديوار بزنيد، هرجا که آنها آمدند، مانند سلف سرويس، ميتوانيد زير لب هو کنيد / در زمان ما مزدور برو گمشو هم به گارد شهربانی در دانشگاه ميگفتيم، ميتوانيد در کلاسهای درس از آنها دوری کنيد و حرف نزنيد / بسته به شرايط امنيتی بايد با طيفها و فعاليتهای مختلف اين مبارزه را مستدام کرد / نکته سوّم، ملاقات آقای کرّوبی و موسوی است و صحبتهای خوبی که آقای کرّوبی برای دفاع از حقوق مردم کرده اند و آقای موسوی هم همينطور و اشاره ای که ايشان کرده به 13 آبان و اينکه کسانی که در آن حرکت بودند الان در زندان هستند به جرم وابستگی به خارجی و اجنبی…/ روز 13 آبان، روزيست که ما ميتوانيم به سياق روز قدس، در راهپيمايی ضد استکباری خود حکومت و همان مسيرها برويم، و شعارهای خودمان را بدهيم…
balatarin

نوشتن دیدگاه

چرا دولتهای دیگر از طریق سازمانهای بین المللی در زمینه ی رعایت حقوق بشر بر دولت ایران فشار وارد نمی آورند؟ – گنجی

roozonline

اشاره: روابط جمهوری اسلامی و جهان غرب، خصوصاً دولت آمریکا،همیشه چالش برانگیز بوده است. در اینجا کوشش خواهد شد تا ضمن تشخیص مسأله ( identifying the problem) ، تأملاتی پیرامون حل مسأله (problem- solving) صورت پذیرد.

1- مذاکره یا عدم مذاکره

گفت و گوی ایران و جهان غرب به رهبری آمریکا به سود منافع ملی طرفین است. هدف گفت و گو، حل مسائل و رفع مشکلات مورد نزاع طرفین است. اگر گفت و گوها به برقراری روابط دیپلماتیک(گشایش سفارت) بینجامد، منافع بیشتری نصیب دو کشور خواهد شد.

1-1- عاملان و سازندگان دموکراسی: گذار به دموکراسی وظیفه ی مردم ایران است، نه هیچ دولت یا سازمان خارجی. تصویب بودجه برای کمک مالی به نیروهای اپوزیسیون، پیامدهای زیانبار بسیاری دارد:

1-1-1- بودجه هایی که تاکنون از سوی دولت آمریکا برای مقابله ی با دولت ایران تصویب شده، در رسانه هایی چون V.O.A، وزارت امور خارجه ی آمریکا و بوروکراسی دولتی هزینه شده اند. یعنی به اپوزیسیون ایرانی پرداخت نگردیده است.

2-1-1- اگر به فرد یا گروهی از ایرانیان وجوهی پرداخت شده باشد، غیر شفاف بوده است.

3-1-1- تحلیل اخبار آدمی را به این نتیجه می رساند که اگر وجوهی پرداخت شده باشد، به احتمال زیاد، چنان وجوهی به گروه های خشونت طلب پرداخت و صرف عملیات خشونت بار شده است.

4-1-1- اگر چنان بودجه هایی به اپوزیسیون پرداخت شوند، مخالفان رژیم به عوامل دست پرورده ی سازمان های اطلاعاتی- امنیتی آمریکا تبدیل خواهند شد.

5-1-1- پرداخت پول به گروه کوچکی از مخالفان، این فرصت را برای رژیم خودکامه و سرکوبگر ایران فراهم می آورد تا مدعی شود: مخالفانش مزد بگیران آمریکا هستند.

6-1-1- اختصاص بودجه برای اطلاع رسانی به رسانه های آمریکایی مثل V.O. A و رادیو فردا مساله ای نیست که از سوی دموکراسی خواهان و مدافعان حقوق بشر ایرانی نامشروع به شمار رود. هر رژیمی رسانه هایی راه می اندازد تا به وسیله ی آنها اهداف مورد نظر خود را تعقیب نماید، تلویزیون پرس تی. وی ایران، یک نمونه از چنان اقدامی است.

7-1-1- اختصاص بودجه برای تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاه ها، دعوت اساتید دانشگاه ها برای فرصت های مطالعاتی- تحقیقاتی، و امور آموزشی؛ قابل دفاع خواهد بود.

2-1- انزوای بین المللی: در انزوا قرار دادن یک رژیم خودکامه،لزوماً به سرنگونی آن رژیم نخواهد انجامید. انزوای سیاسی-اقتصادی یک رژیم خودکامه،هیچ کمکی به فرایند گذار به دموکراسی و بهبود وضعیت حقوق بشر نمی کند. وقتی رژیم خودکامه و ستمگر با دولت های دموکراتیک روابط گسترده ی اقتصادی- سیاسی داشته باشد، دولت های دموکراتیک می توانند با استفاده ی از این روابط، به رژیم یاد شده فشار وارد آورند تا حقوق بشر را رعایت کند.

3-1- نگاه به چند تجربه : کوبا و کره شمالی سال های زیادی است که تحت تحریم و انزوای سیاسی قرار دارند. واقعیت نشان دهنده ی آن است که این نوع مجازات ها نتوانسته است هیچ کمکی به دمکراتیزه شدن و بهبود وضعیت حقوق بشر در آن دو کشور داشته باشد. اما ترکیه که عضو پیمان ناتو بود، مجبور بود حداقل هایی را رعایت کند و برای دریافت امتیاز بزرگ عضویت در اتحادیه ی اروپا، حدود 200 هزار قانون آن اتحادیه را پذیرفته و فرایند دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی و جامعه را سرعت بخشیده است.

2- پارادوکس دولت نامشروع و مذاکره

رهبران جنبش سبز ایران و عاملان و بازیگرانش، دولت احمدی نژاد را نامشروع و کودتایی به شمار می آورند. این رویکرد، خواسته یا ناخواسته، این اصل را در برخی اذهان پدید آورده است که هرگونه مذاکره و توافق با این دولت نامشروع و ناپذیرفتنی خواهد بود.

1-2- گذار به دموکراسی و گفت و گو: فرایندهای واقعی گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر نشان دهنده ی آن است که هم اپوزیسیون داخلی و هم دولت های دموکراتیک درگیر مذاکره و توافق با دولت های سرکوبگر بوده اند. بدون مذاکره – و بده بستان های محصول منافع مشترک- ممکن است رژیمی از راه انقلاب خشونت بار یا حمله ی نظامی دول خارجی سرنگون شود،اما این امر پیامدهای ناخواسته ی منفی بسیاری دارد. چنان رویدادهایی ساختار سیاسی را لزوماً به ساختار دموکراتیک تبدیل نخواهند کرد.

2-2- شروط گفت و گو با دولت احمدی نژاد: مذاکره ی با دولت احمدی نژاد تحت شرایطی مجاز خواهد بود: گفت و گوها شفاف و علنی باشد، مشروعیت بخش به دولت نباشد، بلکه به معنای گفت و گو با دولت یاغی (Outlaw state) باشد[1]، سرکوب برنامه ریزی شده و گسترده ی مردم ایران فدای منافع سیاسی- منطقه ای دولت آمریکا نشود(مدل توافق با لیبی که در آن دولت آمریکا در پروژه ی هسته ای با دولت لیبی به توافق رسید و نقض آشکار حقوق بشر توسط رژیم سرهنگ قذافی نادیده گرفته شد).

3-2- عملی نبودن گفت و گو با اصلاح طلبان: اگر آمریکا به انتظار مذاکره ی با اصلاح طلبان بنشیند، گرفتار چند خطا شده است:

1-3-2- نظام سلطانی علی خامنه ای، اصلاح طلبان را از ساختار سیاسی کاملاً حذف کرده و به هیچ وجه اجازه ی بازگشت آنان به ساختار سیاسی را نمی دهد. سهل است، او اکثر آنان را بازداشت کرده، در زندان ها تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داده و به تلویزیون می آورد تا اعتراف کنند که مجریان انقلاب(یا کودتای) رنگی آمریکا در ایران بوده اند.

2-3-2- اصلاح طلبان حتی اگر در قدرت باشند، حتی اگر بخواهند، نمی توانند با دولت آمریکا وارد مذاکره شوند. برای اینکه از یک سو با اتهام آمریکایی بودن مواجه هستند، و از سوی دیگر، علی خامنه ای اجازه نخواهد داد تا چنین امتیازی نصیب اصلاح طلبان گردد.

3-3-2- راست افراطی( محافظه کاران، اقتدارگرایان، اصول گرایان)، با چنین اتهامی روبرو نیست. از این رو، اگر قرار باشد تابوی گفت و گو با دولت آمریکا شکسته شود، دولت محمود احمدی نژاد بهتر از هر دولت دیگری می تواند این تابو را بشکند. احمدی نژاد گرفتار این ولع بزرگ است که با دولت آمریکا مذاکره کند و از این طریق نه تنها برای خود مشروعیتی بسازد، بلکه نام خود را به عنوان کسی که توانست این سد را کنار زند به ثبت برساند[2].

4-3-2- دولت آمریکا طی سال های گذشته درباره ی عراق، افغانستان و مسائل هسته ای با دولت احمدی نژاد مذاکره کرده است. دور جدید مذاکرات با دولت احمدی نژاد در اول اکتبر آغاز گردید و طی آن معاون وزارت امور خارجه آمریکا با نماینده ی ایران دیدار و گفت و گو کرد. دولت جرج بوش مسائل ایران و آمریکا را به مسأله ی اتمی فروکاست تا بتواند مسأله ی رژیم جمهوری اسلامی را یکسره سازد. دولت اوباما که سیاست های دولت بوش را کنار نهاده است، باید دریابد که مسأله ی ایران، فقط مسأله ی غنی سازی اورانیوم نیست، مسائل دیگری هم وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند. مسأله ی تشکیل دولت مستقل فلسطینی در کنار دولت اسرائیل، یکی از مسائلی است که اگر حل نگردد، مسائل خاورمیانه حل نخواهد شد. به تعبیر دیگر، به مسائل خاورمیانه باید به عنوان مسائل مرتبط توجه کرد. اگر هدف دولت آمریکا همچنان برتری استراتژیک دولت اسرائیل بر همه ی کشورهای منطقه باشد،مسائل خاورمیانه لاینحل باقی خواهد ماند.

3- سناریوهای تنبیهی جامعه ی بین الملل علیه ایران

پرونده ی ایران چند سالی است که در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد و تاکنون سه قطعنامه علیه ایران به تصویب رسیده است. دولت های غربی و اسرائیل دو پروژه ی زیر را دنبال کرده و می کنند:

1-3- تحریم اقتصادی کمر شکن(مجازات ایرانیان): افزایش تحریم های اقتصادی( شامل فشار اقتصادی شدیدتر بر موسسات مالی و بانک ها و قطع جریان سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز) تا حدی که دولت ایران نتواند وظایف عادی دولت ها را انجام دهد. برخی از سیاستمداران از تحریم های هوشمند سخن رانده اند، بدین معنا که فروش بنزین به ایران و خرید نفت از ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحریم گردد[3].

2-3- حمله ی نظامی به ایران(مجازات ایران و ایرانیان): اگر تحریم های اقتصادی نتیجه بخش نباشد- تجربه ی عراق و لیبی نشان داد که نتیجه بخش نیست- حمله ی نظامی به ایران و در هم کوبیدن زیر ساخت های اقتصادی و نظامی در دستور کار قرار خواهد گرفت.

3-3- محاکمه ی رهبران ایران به اتهام جنایت علیه بشریت(مجازات سرکوبگران): اکثر دموکراسی خواهان ایرانی تحریم اقتصادی را مجازات مردم ایران به شمار می آورند که موجب مرگ کودکان و سالخوردگان ایرانی خواهد شد، اما به تغییر رفتار زمامداران سیاسی منجر نخواهد شد(تجربه ی لیبی و عراق). حمله ی نظامی به ایران نه تنها ناموجه است[4]، بلکه به نابودی ایران و ایرانیان منتهی می شود. به همین دلیل دموکراسی خواهان ایرانی با هرگونه حمله ی نظامی به ایران، تحت هر بهانه ای، به شدت مخالف اند. تجربه ی حمله ی نظامی به عراق و افغانستان نشان دهنده ی آن است که سیاست های میلیتاریستی به رشد بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه منتهی گردیده است. به تعبیر دیگر،اگر هدف حمله ی نظامی گسترش دموکراسی بوده(ادعای جرج بوش و همفکرانش)، رشد بنیادگرایی پیامد ناخواسته ی آن رویکرد است. اما از منظری توطئه اندیشانه، هدف اصلی حمله ی نظامی گسترش دموکراسی نبوده، بلکه هدف اصلی تضعیف قدرت دولت های مسلمان به سود برتری استراتژیک دولت اسرائیل و سلطه ی بر منابع طبیعی منطقه بوده است. بازیگران اصلی جنبش دموکراسی خواهی ایران بر این باورند که دولت اسرائیل خواهان نظامی دموکراتیک در ایران نیست، بلکه وجود نظامی که علی خامنه ای رهبر آن و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور آن باشد،بیشتر به منافع اسرائیل یاری خواهد رساند. یعنی، بهتر است ایران دارای نظامی خودکامه و ضعیف باشد، تا نظامی دموکراتیک و قوی، اولی موازنه ی قوا به سود اسرائیل را تثبیت می کند، اما دومی که موازنه ی قدرت در خاورمیانه را به هم خواهد ریخت.

نیروهای مدافع حقوق بشر و دموکراسی، بر این باورند که مهمترین مسأله، مسأله ی نقض گسترده ی و برنامه ریزی شده ی حقوق اساسی مردم ایران و دولتی سرکوبگر است که به هیچ معیار اخلاقی پایبند نیست. رژیم های خودکامه، پنهان کار و غیر قابل اعتماد اند. آنان به مردم خود دروغ می گویند، چه رسد به دیگران. دولت های دموکراتیک، بسیار شفاف تر از دیگر دولت ها هستند. جامعه ی بین الملل اگر واقعاً به فکر حقوق مردم ایران است- که نیست- باید فروش تکنولوژی سرکوب، شنود و فیلترینگ را به دولت ایران تحریم کند، و پرونده ی زمامدارانی که در سرکوب برنامه ریزی شده و گسترده ی مردم ایران نقش مستقیم داشته اند را به دیوان کیفری بین المللی بسپارند تا آن دادگاه برای سرکوبگران حاکم بر ایران به اتهام جنایت علیه بشریت حکم بازداشت صادر کند. غربیان حتی اگر صرفاً به فکر منافع اقتصادی و سیاسی خود باشند، باز هم وجود یک رژیم دموکراتیک به سود آنان است، نه دولتی سرکوبگر که خواه ناخواه فاقد تداوم و امنیت است و از طریق بحران آفرینی های دائمی در منطقه، و افزایش تنش با دولت های غربی، مردم خود را به شدت سرکوب می کند و در پس فضای نظامی- امنیتی ـ جنگی سنگر می گیرد[5].

ایران،عضو سازمان ملل متحد، و از امضا کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (International Covenant on Civil and Political Rights) سازمان ملل متحد است. اگر دولت ها می توانند از طریق آژانس بین المللی انرژی و شورای امنیت بر دولت ایران فشار وارد آورند، چرا نمی توانند از طریق این سازمان بر دولت ایران در زمینه ی رعایت حقوق بشر فشار وارد آورند؟ شاید حقوق بشر و دموکراسی را جدی به شمار نمی آورند، یا ایرانیان را مستحق نظامی دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر تلقی نمی کنند؟

پاورقی:

* این مقاله، سخنرانی ایراد شده در کنفرانس زیر در شهر ادمنتون کانادا، در تاریخ 12 مهر(4 اکتبر) است:

Towards ‘the Dignity of Difference’: Neither ‘Clash of Civilizations’, nor ‘the End of History’

1- جان راولز (John Rawls)در کتاب قانون ملل(The Law of the Peoples)، سه نوع دولت را از یکدیگر تفکیک کرده است. اول- دولت های لیبرال دموکرات- که مشروع تلقی می شوند. دوم- جوامع غیر لیبرال و غیر دموکراتیک در قلمرو بین المللی “جامعه ای موجه” (Decent Society)به شمار خواهند رفت، اگر زمامداران سیاسی منافع و مصالح مردم را در نظر گیرند، با رهبران گروه های مختلف مشورت کنند، واجد یک “نظام مشورتی طولی موجه” (Decent Consultation Hierarchy) باشند که به شیوه های تثبیت شده با افراد و گروه ها درباره ی مصلحت عمومی رایزنی کنند. سوم- دولت های یاغی ناقض حقوق بشر. موضع راولز در قلمرو حقوق بشر در سطح بین المللی حداقلی گرایی (Minimalism) است.یعنی در سطح بین المللی نمی توان از تمامی مصادیق مندرج در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر به نحو موجهی دفاع کرد. این رویکرد، “حداقل گرایی از منظر توجیه” (Justificatory minimalism) نام گرفته است. مصادیق زیر شرط ضروری یک دولت موجه به شمار می روند و اگر دولتی این مصادیق را نقض کند، دولت یاغی به شمار می رود:

یک- حق حیات: یعنی حق معیشت و امنیت. دو- حق آزادی، به معنای آزادی از قید بردگی، سرف بودن، کار اجباری، و نیز “میزان کافی” از آزادی وجدان: یعنی حدی که آزادی دین و اندیشه را تضمین کند. سه- حق مالکیت خصوصی. چهار- حق برابری صوری (Formal equality) یعنی رعایت این اصل که با موارد مشابه باید به نحو مشابه رفتار شود.

به تعبیر دیگر، یک دولت غیر دموکراتیک در قلمرو بین المللی وقتی “موجه” به شمار خواهد رفت که به موازین حداقلی حقوق بشر التزام عملی داشته باشد. به تعبیر دیگر، رعایت حقوق بشر شرط لازم موجه بودن دولت است.

2- محمود احمدی نژاد روز 30 سپتامبر پیشنهاد کرد که مذاکرات پنج کشور عضو شورای امنیت و آلمان با ایران تا “سطح سران” پیش رود. وی اعلام کرد به طرف مقابل پیشنهاد داده است که تصمیم گیری ها در نهایت در “مجمع سران” بررسی گردد.

3- به عنوان نمونه به لیست پیشنهادی زیر درباره ی تحریم های اقتصادی ایران بنگرید:

http://www.theisraelproject.org/site/c.hsJPK0PIJpH/b.672581/k.DB67/The_Israel_Project__For_Freedom_Security_and_Peace.htm

4- مایکل والتزر (Michael Walzer) یکی از فیلسوفان سیاسی است که در مواردی تهاجم نظامی به کشوری خاص را موجه به شمار آورده است. دولت در نگاه او، محصول “به هم پیوستن و یگانگی مردم و حکومت” است. دولت واجد دو حق است: حق تمامیت ارضی و حق حاکمیت سیاسی. دولت از دو گونه مشروعیت برخوردار است: مشروعیت داخلی و مشروعیت بین المللی. از این رو، دولتی ممکن است از نظر داخلی نامشروع به شمار رود، اما از نظر بین المللی مشروع به شمار رود. مشروعیت داخلی، منحصر به مشروعیت دموکراتیک نیست. مشروعیت دولت به تناسب میان حکومت و مردم بستگی دارد، یعنی به اینکه حکومت “عملاً تا چه میزان مظهر زندگی سیاسی مردم خود است… از این منظر، دیدگاه های مردم و نیز عادات، احساسات، باورهای دینی و فرهنگ سیاسی شان همگی، در تناسب و پیوند با دولتی که دارند بوده و تا اندازه ای شکل و ماهیت آن دولت را مشخص می کند”.

دولت از منظر بین المللی، فقط به سه دلیل ممکن است نامشروع به شمار رود، و بنابر این تهاجم به آن کشور موجه گردد: اول: وقتی یک جامعه ی چند قومی درگیر جنگ داخلی باشد که قومی در حال نابودی قوم دیگر است. دوم: وقتی جامعه ای درگیر جنگ داخلی است و قدرتی بیگانه به سود یکی از طرف های درگیر مداخله کرده است. سوم: هنگامی که دولتی شهروندان خود را در سطحی وسیع قتل عام کند، یا به بردگی کشد، یا “نفی بلد گسترده” کند. هیچ یک از موارد یاد شده در خصوص ایران صادق نیست. والزر بر این باور است که نقض حقوق بشر و خودکامگی و اقتدارگرایی، دخالت نظامی خارجی را موجه نمی سازد، برای اینکه دولت محصول طبیعی تاریخ و فرهنگ و دین یک جامعه است. او می گوید فرض کنید در جامعه ای انقلاب به وقوع پیوسته و رهبران انقلاب که به مردم رژیمی دموکراتیک را وعده داده بودند، آنچه خلق کرده اند، “یک دیکتاتوری نظامی و یک جمهوری دینی است که در آن از آزادی های مدنی و سیاسی خبری نیست و سرکوبی سبعانه حاکم است:آن هم نه علیه کسانی که در برابر طبقه ی سیاسی حاکم مقاومت می کنند،بلکه حتی علیه زنان. در واقع برنامه ی این حکومت فرضی این است که زنان را به انقیاد سنتی خود بازگرداند و اقتداری مردسالارانه را بر آنها حاکم کند. به هر حال روشن است که چنین رژیمی(در تعارض با آنچه انقلابیون در ابتدا در ذهن داشتند)، ریشه های عمیقی در تاریخ الجزایر دارد و به گونه ای مشخص، فرهنگ سیاسی و دینی الجزایر را به ما نشان می دهد”. والزر می گوید بدیهی است که رژیم مذکور دموکراتیک نیست، اما رژیم یاد شده، یک “رژیم الجرایری”[یا ایرانی] است. رجوع شود به:

The Moral Standing of States : A Response to four Critics, Michael Walzer. 1980, by Princeton University Press Philosophy & Poublic Affairs 9, no3.

5- دولت های غربی به دلیل خاصی به مردم ایران بدهکارند. کمپانی های غربی تکنولوژی شنود و فیلترینگ را به دولت ایران فروخته و بدین ترتیب، در سرکوب مردم ایران و مسدود کردن جریان آزاد اطلاع رسانی مشارکت داشته اند. آنان اخلاقاً موظفند تکنولوزی مدرن را به گونه ای به کار اندازند که مردم ایران به راحتی در جریان اخبار و حقایق قرار گیرند.

نوشتن دیدگاه

حنیف مزروعی: احمدی نژاد به راحتی، حقيقت را برعکس جلوه می‌دهد، رادیو فردا

محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، روز پنجشنبه در مصاحبه با «ان پی آر»، راديوی سراسری آمريکا، اعمال شکنجه عليه بازداشت شدگان ماه های اخير و همچنين تجاوز به شماری از آنان در زندان ها را تکذيب کرد.

وی گفت: «اگر نيروهای امنيتی در اين خصوص تخلفی انجام داده باشند، دستگاه قضايی با آن طبق قوانين ايران قاطعانه برخورد خواهد کرد.

محمود احمدی‌نژاد همچنين قتل ندا آقاسلطان در جريان تظاهرات به نتايج انتخابات رياست جمهوری را يک سناريوی بسيار پيچيده توصيف کرد و گفت که از قوه قضاييه خواسته است قتل ندا آقاسلطان را به طور ويژه و جدی‌تر دنبال کند.

محمود احمدی‌نژاد با رد انتقادهای محمد خاتمی، رئيس جمهوری سابق ايران، از برخورد با معترضين به نتايج انتخابات رياست جمهوری افزود:«اين نظر آقای خاتمی است و اگر اين گونه بود، خود آقای خاتمی هم بايد در زندان می‌بود.»

حنيف مزروعی، روزنامه‌نگار و سردبير وب سايت نوروز، درباره تکذيب برخوردهای صورت گرفته با معترضين به نتايج انتخابات به پرسش‌های رادیو فردا پاسخ داده است.

حنیف مزروعی: يکی از ويژگی‌های بارز آقای احمدی‌نژاد اين است که به راحتی، حقيقت را برعکس جلوه می‌دهد. اگر ما با اين نگرش به گفت‌وگوها، سخنان و هرچيزی که در مورد ايشان منتشر می‌شود، نگاه کنيم، ديدگاه نسبتاً جامعی خواهيم داشت. اگر با همان ديدگاه به صحبت‌های اخير او که گفته است در زندان‌ها، شکنجه‌ای صورت نگرفته، ضرب و شتمی نبوده و تجاوزی نبوده است، کاملاً روشن است که وی برای اينکه حقيقت را کتمان کند، اينگونه سخن می‌گويد.

خوشبختانه همه مردم بعد از انتخابات متوجه اتفاقاتی که در زندان‌ها روی داد و کشته‌شدگانی که در اثر شکنجه جنازه‌هايشان بعداً تحويل خانواده شد و ضرب و شتم‌هايی که در درگيری‌های مختلف خيابانی صورت گرفت، هستند.

در مورد تجاوز، آن هم مثل روز روشن است که وضعيت به چه صورت بوده است و به چه صورت می خواستند آقای کروبی را در اين قضيه توسط هيئتی که از سوی قوه قضائيه تعيين شده بود، دور بزنند و آن نتيجه ای که خودشان از ابتدا به دنبال آن بودند، به دست بياورند. اما با هوشياری که ايشان داشتند و با اسناد و مدارکی که موجود است، اين کار آنها هم به نتيجه نرسيد.

راديو فردا: محمود احمدی‌نژاد گفته است کسانی از جمله آقای مهدی کروبی، يکی از نامزدهای معترض انتخابات رياست جمهوری، که بحث شکنجه در زندانها را مطرح کرد، هيچگونه سندی ارائه نکرده است. با توجه به اينکه مقام‌های جمهوری اسلامی ايران مدارک يا اسنادی را که آقای کروبی ارائه کرد و بعد هم وب سايت نوروز انتشار داد، دروغ اعلام کردند، تا چه اندازه نسبت به صحت مدارکی که حداقل در نوروز منتشر شده است، اطمينان داريد؟

صحبت‌های ايشان که کلاً مبنايی ندارد. مخصوصاً آقايان کروبی و موسوی که کميته‌ای را تشکيل دادند، اسناد و مدارک بسيار خوبی را جمع آوری کرده بودند که با يورش نيروهای امنيتی، فقط به خاطر اينکه مستمسکی برای برخورد با آنها باشد، همه آن اسناد و مدارک ضبط شد. اما چيزی که ما در سايت نوروز و تحقيقاتی که خودمان به طور مستقل انجام داديم، کاملاً مشخص است که چه اتفاقات ناگواری بعد از انتخابات رخ داده است. ما در سايت نوروز اسامی ۷۲ کشته انتخابات را منتشر کرديم که اين اسامی بعداً بيشتر هم شد.

مقام‌ها در مورد دفن بی‌نام و نشان کشته‌شدگان مدعی می‌شوند مدارکی که منتشر کرديم، وجود ندارد. اينها واقعاً جای تاسف دارد که می‌خواهند از اين موضوع و جان آدم‌ها بگذرند.

نکته ديگر در صحبت‌های محمود احمدی‌نژاد، بحث وجود آزادی در ايران بود که با رد صحبت‌های آقای خاتمی مبنی بر بازداشت معترضان و اعمال فشار بر بازداشت‌شدگان جهت اعتراف در زندان‌ها، گفتند که اگر آزادی وجود نداشت، خود آقای خاتمی هم بايد در زندان می‌بود. درباره اين بخش از صحبت‌های رئيس جمهوری اسلامی ايران چه نظری داريد؟
اصولاً آقای احمدی‌نژاد دوست دارد همه چيز را برعکس نشان دهد. در مورد آزادی بيان هم همينطور است. اگر آقای احمدی‌نژاد جرئت داشت که تا حالا آقای خاتمی بازداشت شده بود، ولی اين جرئت هنوز در حکومت وجود ندارد. اما نمی‌دانم چگونه می‌شود اين موضوع را کتمان کرد که حدود ۱۵ خبرنگار و نزديک به ۴۰ فعال سياسی زندانی هستند و بيش از ۱۰۰ روز از زندانی شدن آنها می‌گذرد.

فکر نمی‌کنيد که صحبت‌هايی که محمود احمدی‌نژاد در مورد آقای خاتمی مطرح کردند، به نوعی، اشاره به همان درخواست‌هايی است که از سوی برخی فرماندهان سپاه پاسداران و نمايندگان اصولگرای مجلس در مورد لزوم بازداشت آقايان خاتمی، موسوی و کروبی مطرح شده است؟
آقای احمدی‌نژاد به گونه‌ای به جريانی که اين صحبت‌ها را مطرح می کند، وابسته است. خود او هم يکی از افراد سرشناس اين جريان تندروی محافظه‌کار در ايران است. اين صحبت‌ها را اين جريان تندرو محافظه‌کار از روزهای پس از انتخابات زمزمه‌هايی را شروع کرد و بعد هم شروع کرد به علنی کردن آن که اين آقايان سران فتنه هستند.

به نظر می‌رسد شايد تنها دليلی که مانع اين بازداشت‌ها شده که آقايان دست به چنين اعمال خودکشی بزنند، اينست که واقعاً می‌دانند سمت و سوی جامعه به چه سويی است.

آنها می‌دانند محبوبيت آقايان کروبی، موسوی و خاتمی در چه حدی است و ممکن است بازداشت آنها عواقبی را به دنبال داشته باشد. چون در هر حال، ما آقای احمدی‌نژاد را رئيس جمهور نامشروع می‌دانيم که بر اثر کودتای انتخاباتی به رياست جمهوری رسيد، نه بر اساس يک روال عادی.

چنين رئيس جمهوری به طور قطع، اکثريت مردم را به عنوان پشتوانه خود ندارد و اگر او کوچکترين ترديدی نداشت که اکثريت مردم پشتوانه‌اش هستند، لحظه‌ای در بازداشت اين آقايان درنگ نمی‌کرد.

گویا

نوشتن دیدگاه

رئيس سازمان انرژی اتمی ايران ساخت کارخانه جديد غنی سازی اورانيوم را تائيد کرد، مهر

رئيس سازمان انرژی اتمی ايران با انتشار بيانيه ای از ساخت کارخانه غنی سازی سوخت هسته ای ديگری خبر داد و اعلام کرد که فعاليت های اين تاسيسات همانند ساير تاسيسات هسته ای ايران در چارچوب مقررات آژانس خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر، متن کامل بيانيه دکتر علی اکبر صالحی به اين شرح است:

بسمه تعالی
جمهوری اسلامی ايران در راستای حفظ و برخورداری از حقوق مسلم خود در بهره برداری صلح آميز از انرژی هسته ای، طی يک گام موفق جديد، نسبت به ايجاد کارخانه نيمه صنعتی غنی سازی سوخت هسته ای ديگری اقدام نموده است.

ايران اکنون با رعايت تمام جوانب از جمله پدافند غيرعامل در حال ساخت اين تاسيسات می باشد.

فعاليت های اين تاسيسات همانند ساير تاسيسات هسته ای ايران در چارچوب مقررات آژانس خواهد بود.

سازمان انرژی اتمی ايران اين گام موفق بزرگ را که در جهت پيشرفت و توسعه اين صنعت است، به رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم عزيز و گرامی ايران تبريک عرض می نمايد.

علی اکبر صالحی
۳ مهر ۱۳۸۸
گویا
—————————————————
هشدار تند اوباما، سارکوزی و براون به ایران

سران کشورهای آمریکا، بریتانیا و فرانسه با ابراز خشم از پنهانکاری هسته ای ایران، به این کشور هشدار دادندکه اگر تا دو ماه دیگر به قطعنامه های شورای امنیت عمل نکند با تحریم های شدیدتری مواجه خواهد شد.

باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا روز جمعه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) در دقایق آغازین جلسه افتتاحیه اجلاس گروه ۲۰ در پیتسبورگ (آمریکا) در حالی که در کنار نیکلا سارکوزی (رئیس جمهوری فرانسه) و گوردون براون (نخست وزیر بریتانیا) ایستاده بود گفت: “اینجا هستیم که اعلام کنیم که ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه دیروز در وین شواهدی دقیق به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه کرده اند که نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران سال ها است که در حال ساخت تأسیسات پنهانی غنی سازی اورانیوم در نزدیکی قم بوده است”.

او گفت که دولت ایران تازه در روزهای اخیر، سال ها پس از آغاز عملیات ساخت این تأسیسات، در نامه ای به آژانس بین المللی انرژی اتمی به وجود آن اشاره کرده است.

آقای اوباما برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را حق ایران دانست اما گفت که اندازه و مشخصات تاسیساتی که تا کنون از آژانس بین المللی انرژی اتمی پنهان شده، با یک برنامه صلح آمیز جور در نمی آید.

رییس جمهور آمریکا گفت که این نخستین باری نیست که ایران در برنامه هسته ای خود پنهانکاری می کند.

او ایران را به زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی متهم کرد و برنامه هسته ای این کشور را یک “رویارویی مستقیم” خواند.

آقای اوباما گفت که نتیجه اقدامات دولت ایران، محروم شدن مردم این کشور از فرصت هایی است که استحقاق آن را دارند و این اقدامات ثبات و امنیت منطقه و جهان را به خطر می اندازد.

او افزود: “اکنون زمان آن رسیده که ایران فورا با عمل کردن به الزامات بین المللی در جهت بازگرداندن اعتماد جامعه جهانی اقدام کند”.

رئیس جمهوری آمریکا تأکید کرد که همچنان به تعامل “جدی و معنی دار” با ایران از طریق گفت و گوهای گروه ۱+۵ با این کشور پایبند است و تأکید کرد که این گروه قصد دارد در این مذاکرات نشان دهد که قوانین بین المللی “وعده های توخالی” نیستند.

او با اشاره به دیدار روز اول اکتبر میان ایران و گروه ۱+۵ گفت: “ایران باید در این ملاقات آماده همکاری کامل و جامع با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای برداشتن گام های محکم در جهت ایجاد اعتماد و شفافیت در مورد برنامه اتمی اش باشد”.

آقای اوباما در عین حال تأکید کرد که پیشنهادات تشویقی که گروه ۱+۵ به ایران ارائه کرده بود، در صورت التزام ایران به تعهدات بین المللی و قطعنامه های سازمان ملل، همچنان معتبر خواهد بود.

سخنان سارکوزی و براون
نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه هم که بلافاصله پس از آقای اوباما سخن گفت، بار دیگر هشدار داد که “ایران جامعه جهانی را به ورطه ای خطرناک می کشاند”.

او آشکار شدن وجود تأسیسات غنی سازی اعلام نشده در ایران را “نقض آشکار قطعنامه های شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی” خواند و گفت که از آژانس انتظار دارد تحقیقاتی کامل، سختگیرانه و دقیق را در مورد این تأسیسات آغاز کند.

آقای سارکوزی گفت: “در مذاکرات ژنو باید همه چیز در نظر گرفته شود. نمی توانیم به رهبران ایران اجازه دهیم در حالی که تأسیسات هسته ای این کشور در حال کار است، زمان بخرند”.

او گفت ایران تا ماه دسامبر فرصت دارد که فعالیت های هسته ایش را متوقف کند و در غیر این صورت با تحریم های بیشتری رو به رو خواهد شد.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا هم در این جلسه گفت: “سطح فریبکاری دولت ایران و گستردگی آنچه ما گمان می کنیم نقض تعهدات بین المللی باشد به حدی است که تمام جهان را در بهت و خشم فرو برده است”.

نخست وزیر بریتانیا دولت ایران را به”فریبکاری های زنجیره ای” متهم کرد و گفت جهان آماده اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران است.

احمدی نژاد: چیزی برای پنهان کردن نداریم
محمود احمدی نژاد که تنها چند دقیقه قبل از آغاز این گفتگوها به سوالات هفته نامه تایمز پاسخ می داد، در جواب به این سوال که اگر ایران به پنهان کاری متهم شود چه پاسخی دارد، تاکید کرد که ایران چیزی برای پنهان کردن ندارد و از همتای آمریکایی خود خواست مرتکب” اشتباهات بزرگ” نشود.

در همین حال علی اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران با انتشار بیانیه ای از ایجاد “تاسيسات کارخانه نيمه صنعتی غنی سازی سوخت هسته ای” به عنوان یک” گام موفق جدید” خبر داد و گفت در ایجاد این تاسیسات که در چارچوب مقررات آژانس فعالیت خواهد کرد تمام جوانب لازم رعایت شده است.

آقای صالحی، روز سه شنبه گذشته نیز خبر داده بود که نسل جدیدی از سانتریفوژها در ایران در دست ساخت است که به گفته وی، قدرت جداکنندگی به مراتب بالاتری نسبت به سانتریفوژهای قبلی دارد

بی بی سی

نوشتن دیدگاه

علیرضا بهشتی پاسخ احمد توکلی را داد

پارلمان‌نیوز:در پی نگارش نامه‌ای از سوی دکتر احمد توکلی خطاب به مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، سردبیر روزنامه کلمه سبز در نامه‌ای به موارد مطرح شده در این نامه پاسخ داد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای دكتر احمد توكلی در نامه‌ای خطاب به مهندس موسوی و حجت الاسلام و المسلمین خاتمی آنان را به قدرت‌طلبی و تخطی از خط امام متهم كرده است. او در این نامه ادعا می كند امام در زمان جنگ با سیاست‌های دولت مخالف بودند و به خاطر وجود دشمن خارجی آن را تحمل می‌كردند. از دیگر سخنان قابل توجه در این نامه عبارتی است كه پیش درآمد خبری سایت الف را شکل می‌دهد: « گویا می‌خواهید حاكمیت را به برخورد با خود بكشانید. تردیدی نیست كه معارضه چیزی جز خیانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ایران نیست. تصمیم به بازگشت بگیرید.» با این حال به عنوان كسی كه دوبار این نامه را خواندم هیچ‌یك از عبارات فوق را جان كلام نیافتم. در نامه ایشان جان كلام این است كه آقای موسوی و آقای خاتمی چرا جلوی شعارهای ساختارشکنانه طرفدارانشان را نمی‌گیرند .

آقای توكلی! امروز كسانی هستند كه شما بتوانید آنان را به این خاطر مورد مواخذه قرار دهید. تصور كنید كه این افراد به خواسته‌های دوستان شما تن می دادند، تسلیم می‌شدند و به حق ملت خیانت می‌كردند. در آن صورت اینک از چه كسانی انتظار داشتید مردم را به خویشتنداری دعوت كنند؟ كشور قطعا در شرایطی خوبی به سر نمی‌برد. شعارهایی كه در نامه خود به آنها اشاره كرده‌اید یقینا مورد علاقه و توصیه كسانی كه برایشان نامه نوشته‌اید نیست. آیا به صرف اعلام برائت آنان نگرانی شما رفع می‌شود؟ آنان حتما این كار را خواهند كرد، و مطمئنا این اقدام آنان صورت مسئله را از میان نخواهد برد، اگر نتواند اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حاکمانشان را باز پس بیاورد. آیا فکر نمی‌کنید برای تامین چنین هدف مهمی متولیان امور هم وظایفی دارند؟ وظایفی که خود باید بار سنگین آن را بردارند؟ و لا تزر وازرة وزر اخری و ان تدع مثقلة الی حملها لا یحمل منه شی و لو کان ذا قربی. و هیچ باربردارنده‌ای بار دیگری را بر نمی‌دارد و اگر دیگری را به برداشتن بار سنگین خود فراخواند، چیزی از آن برنخواهد داشت، اگرچه خویشاوند باشد.
آقای توکلی! موسوی و خاتمی جایی نرفته‌اند كه لازم باشد برگردند. آنها به خط امام پشت نكرده‌اند. آنها به جمهوری اسلامی، حتی پس از رویدادهای تلخ این چند ماه، پایبندند، زیرا آن را قابل اصلاح و غیر آن را موجد هزینه‌های سنگین و غیرقابل تحمل برای كشور می‌دانند. ضایعات این چندماهه، حتی حرکات عصبی گروهی از راهپیمایان در روز قدس، نتیجه خطاهای پی در پی متولیان امور است .

متولیان امور!؟ مشکل امروز ما این است که کسی آنان را نمی شناسد. این روزها وقتی از دوستانی که در رسانه ملی مشغول به کارند به خاطر رفتارهای صدا و سیما گله می‌کنیم می‌گویند مگر ما تصمیم‌گیر هستیم؟ سپس رهبری هم در نماز عید از شبهه‌افکنی‌هایی که در این رسانه انجام گرفته است انتقاد می‌کنند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ مشابه همین وضعیت را در قوه قضائیه ببینید. وقتی برای قاضی استدلال‌های محکمه‌پسند ارائه می‌کنی در جواب می‌گوید مگر دست من است؟ سپس معلوم می‌شود رئیس قوه قضائیه هم تیغ برایی ندارد. مقام معظم رهبری هم که مخالفت خود را با برخی از مهمترین خطاهای انجام گرفته در دادگاه‌های اخیر اعلام کرده‌اند. پس چه کسی دارد این کارها را انجام می‌دهد؟ وقتی با دوستان سپاهی صحبت می کنی می گویند دل ما بیشتر از شما خون است. «آیا خیال می کنید پاسدارها بیرون از همین جامعه و جدا از همین مردم زندگی می کنند؟ نمی دانیم جواب بچه هایمان را چه باید بدهیم.» پس چه کسی دارد این کارها را انجام می دهد؟ پس از سه ماه هنوز معلوم نیست چه کسانی به کوی دانشگاه حمله کرده‌اند. رهبری این عمل را محکوم کرده‌اند. نیروی انتظامی از آن تبری می‌جوید. مجلس در به در دنبال عوامل این ماجرا می‌گردد. هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد. هیچ‌کس نمی‌داند از فرماندهان و سازمان‌دهندگان حوادث تلخی که بر کشور گذشت باید با چه عنوانی نام ببرد. ما اجمالا نامشان را گذاشته‌ایم «متولیان امور»؛ متولیان اشتباهات این چند ماهه .

اشتباهات این چند ماهه محصول رفتار کسانی است که تصور می‌كنند اگر یك امر موهوم را ده بار با صدای بلند و اعتماد به نفس كافی فریاد بزنند آن امر موهوم به واقعیت تغییر ماهیت می‌دهد و چون این تغییر ماهیت صورت نمی پذیرد همواره به دنبال مقصر هستند. از نظر آنها تقصیر همیشه در یک جایی بیرونی قرار دارد؛ بیرون از مرزها، بیرون از نظام، بیرون از حلقه خودی‌ها، بیرون از جلسه تصمیم‌گیری‌ها، بیرون از هر جایی که آنها هستند؛ از نظر آنها همه متهم به خیانت و ارتباط با اجنبی و جیره‌خواری و هر اتهام دم‌دستی و نخ‌نمای دیگر هستند، همه به جز خودشان و در الصاق این اتهامات استثنایی جز خودشان وجود ندارد. اگر باور نمی‌کنید، تا فردا صبر کنید.

آنها کسانی هستند که از حرمت شکنی تغذیه می‌کنند. در این خطیئه برایشان هیجانی هست که جانشان را تازه می‌کند. آنها به این کار اعتیاد پیدا کرده‌‌اند؛ با دلیل و بی‌دلیل سراغش می‌روند و زیاده‌روی در این اعتیاد را هر روز بیشتر می‌کنند. لا یرقبون فی مومن الا و لا ذمة در مورد هیچ مومنی نه معیارهای خویشاوندی و نه اصول عهد و پیمان را رعایت نمی‌کنند. آیا کسانی که حرمت خاندان امام را می‌شکنند حرمت دیگری را رعایت خواهند کرد. آنها برای این‌گونه حرمت‌شکنی‌ها حتی به دنبال بهانه مناسب هم نیستند؛ بی‌بهانه و بی‌مقدمه و بدون رعایت حداقل ظواهر این کار را انجام می‌دهند. مقاله مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی را در سایت رسمی این موسسه مطالعه کنید و ببینید آیا امام حسین (ع) را با منطق همین مقاله نکشتند؟ «معیار امام راحل مبنی بر ” حال فعلی افراد ” برای ارزیابی میزان پایبندی خوش‌سابقه‌ها به اصول و آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی ، قطعا” شامل حال اعضای خانواده و بستگان خود ایشان نیز می‌شود، زیرا اگر به فرموده امام “حفظ نظام از اوجب واجبات است ” ، بنابر این در صورت غفلت یا کژتابی افراد مورد احترام نسبت به آرمان‌های اصیل انقلاب و نظام ، نمی‌توان حرمت آنها را بر حیثیت و اعتبار نظام – که خونبهای هزاران شهید و مرهون ایثارگری جوانان فداکار و گمنام این سرزمین است – مقدم و مرجح دانست». ان الحسین خرج عن دین جده فدمه هدر. حسین از دین جدش خارج شده است پس خونش را باید ریخت.

«متولیان امور» از قرار زورشان به همه چیز و همه کس می رسد جز واقعیت. تنها واقعیت است که پشت آنان را به خاک می‌مالد.

اینک صد روز است که جامعه ما صحنه اجرای تدابیر پرهزینه آنان است. آیا امروز بحران عمیق‌تر است یا سه ماه پیش؟ آیا در جمعه سبز که نه تهدیدی در کار بود و نه تلاقی چند تعطیلی متوالی مردم را به سفر آخر تابستان تشویق می‌کرد معترضین به نتایج انتخابات پرشمارتر به خیابان آمدند یا در روز قدس؟ کاملا پیداست که هیچکدام از راه حل‌های «متولیان امور» فایده‌ای به همراه نداشته است. آیا وقت آن نرسیده است که دیگر به تحلیل‌های مالیخوالیایی آنان اعتماد نشود و فرماندهی همه چیز کشور از دست آنان خارج گردد؟

واقعیت آن است که اینان هیچ تحلیل درستی از شرایط جامعه ندارند .آنها واقعا خیال می‌کنند اگر مهندس موسوی در روز 23 خرداد به وقایع غم‌بار صورت گرفته در انتخابات اعترض نمی‌كرد آب از آب تكان نمی‌خورد و هیچ از هیچ تغییر نمی‌كرد.

ما قانع نیستیم كه چرا باید حق اعتراض،………. از مردم سلب شود یا کسی حق داشته باشد این اعتراض آنان را تشویش اذهان عمومی بنامند. 1400 سال پیش در محكمه‌ای كه قاضی آن خود خلیفه بود حكمی بر علیه فاطمه زهرا (س) صادر شد كه ایشان به آن اعتراض كرد و 14 قرن است كه هنوز ما داریم به این حكم اعتراض می‌كنیم. نه در آن زمان و نه در ادوار پس از آن كسی این اعتراض را تشویش اذهان عمومی ننامید؛ مگر آن كه از این پس جمهوری اسلامی به قاعده وحدت رویه قضایی این كار را بكند.

با این حال مسئله ما فعلا این نیست. حتی اگر مهندس موسوی هم اعتراض نمی‌كرد، مردم به آنچه در انتخابات روی داد اعتراض می‌كردند. واقعیت این است كه تظاهرات عظیم روز 25 خرداد با منابع اعطایی بنیاد سوروس و به دست كسانی كه از چند روز قبل در زندان به سر می‌بردند سازماندهی نشد، بلکه این مردم بودند که به صورت خودجوش این رویداد تاریخی را رقم زدند. در روز 25 خرداد از چندین طریق به دفتر مهندس موسوی پیغام رسید که نیروهای ضدشورش با حاضران در تظاهرات ………….برخورد خواهند كرد و مسئولیت خون این عده به گردن اوست، از این رو دكتر بهزادیان رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی رسما در سایت قلم اعلام كرد چون مجوز لازم صادر نشده است راهپیمایی برگزار نخواهد شد. روز دوشنبه 25 خرداد 1388 ساعت 2 بعدازظهر تعداد قابل‌توجهی از دوستان مهندس موسوی در دفتر او جمع شده بودند و به او اصرار می‌كردند به خیابان نرود، زیرا با توجه به اطلاعیه‌ای که از سوی آقای بهزادیان منتشر شده است تنها تعداد کمی از کسانی که از لغو تظاهرات بی‌اطلاعند خواهند آمد و قاعدتا برای زهر چشم گرفتن از دیگران، این عده به‌شدت سركوب می‌شوند و جان هرکسی که به میانشان برود هم در معرض خطر قرار می‌گیرد. اتفاقا آن روز تنها استدلال مهندس موسوی برای حضوردر خیابان این بود كه در چنین شرایطی نمی‌تواند مردم را تنها بگذارد، شاید حضورش هزینه سركوب را بالا ببرد و از شدت آن كم كند.
علیرغم تمامی این پیش‌بینی‌ها آن جمعیت عظیم در صحنه حاضر شد. واقعیت‌ اینهاست.

واقعیت این است که اگر موسوی نبود اتفاقی که اینک پس از سه ماه در ابعادی محدود رخ داده و آقای دکتر احمد توکلی این همه از آن نگران است، همان روز اول روی می‌داد. این موسوی بود که اجازه نداد مردم در دام تبلیغات کسانی بیفتند که می‌خواستند اسلام را به خطاهای «متولیان امور» متهم کنند. این او بود که جوانان را با منطق انقلاب آشنا کرد و به آنان نشان داد همچنان می‌توانند با تکیه بر میراث پدران شهیدشان حقوق مسلم خود را با کمترین هزینه استیفا کنند.

در روز قدس شعارهایی داده شده و اینک مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام و المسلمین خاتمی از سوی آقای توکلی به این خاطر مورد مواخذه قرار دارند. آیا این مواخذه به حق است؟

اولا گزارش‌هایی که ما از افراد حاضر در صحنه به دست آورده‌ایم نشان می‌دهد شعارهایی که آقای توکلی در نامه خود آورده‌ و صدا و سیما با آب و تاب رویش کار کرده شعارهای اصلی راهپیمایان نبوده است. ثانیا همان عده قلیل هم از روی عصبانیت و نه به عنوان یک سیاست راهبردی این شعارها را سر می‌دادند.

أیا صدا و سیما انبوه سبزها را ندید؟ به راستی اگر ادعای صدا و سیما درست باشد و این تعداد از مردم ما هوادار اسرائیل باشند دیگر چه چیز از نظام باقی می‌ماند؟!

اگر جوانی عصبانی شود و بر روی دیواری شعار ….. بنویسد وظیفه شهرداری چیست؟ آیا باید آن‌ را پاک کند یا از آن عکس بگیرد و در صفحه اول روزنامه به چاپ برساند؟ هیچ معلوم هست که صدا و سیما چه کار دارد می‌کند؟ دیگر لازم نیست تا فردا صبرکنید؛ «متولیان امور» حرمت شکنی از استثنائات را از دیروز شروع کرده‌اند.

حتی برای نظام‌هایی که در بحران به سر نمی‌برند عاقلانه است همواره به روزی که اعتماد مردم را از دست بدهند بیندیشند. اگر واقعا آن جمعیت عظیم چنین شعارهایی را با اعصاب آرام و به عنوان یک تصمیم سر داده بود تکلیف چه بود؟ از موسوی که او را با این الفاظ مورد خطاب و مواخذه قرار می‌دهید انتظار دارید در کدام فضا و با کدام رسانه از بروز چنین شرایطی پیشگیری کند. آیا این او بود که مردم را به سوی شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه گسیل کرد یا دوستان شما بودند؟

آقای توکلی! انصاف بدهید. وجدانتان را قاضی کنید و در خلوتی صادقانه و مسئولانه با خود این پرسش را پاسخ بدهید که به راستی چه کسی باید از راه خطایی که رفته است باز گردد؟

تاریخ انتشار: ١ مهر ١٣٨٨

نوشتن دیدگاه

محسن سازگارا جمعه 27 شهريور: “از شنبه اين هفته، ما بسوی فلجسازی حکومت گام برميداريم”- تاکتيکها و راهکارها

چون همه شما اين صحبتها را زمانی ميشنويد که از راهپيمايی برگشته ايد، برای همين به اين راهپيمايی نميپردازم / ديروز شايعه شد که ممکن است آقای موسوی و کرّوبی را بگيرند، قصد توطئه و ايجاد آتش سوزی داشتند که به اين بهانه بگيرند، امّا اين تاکتيک آنها که فکر ميکردند که با گرفتن رهبران جنبش متوقف ميشود کار نکرده، و روز به روز به کادر ما و جنبش اضافه ميشود، کارخانه کادر سازی داريم، همه متشکل و باهم و عالی / اگر هم بگيرند، مانند گاندی و ماندلا، جنبش ما راديکالتر و قويتر ميشود، آزادسازی رهبرانمان هم تبديل به يک هدف ديگر ميشود برايمان / اللّه اکبر شب گذشته بسيار کوبنده بود و يک تدارک عالی بود و يک پاسخ دندان شکن به اعلاميه سپاه بود / حکومت دوشنبه را هم تعطيل کرده که مردم مسافرت بروند، حکومت از ترس مردن خودکشی ميکند و از ترس يک راهپيمايی کشور را فلج کند که ما هم همين را ميخواهيم / فيلم نشان ميدهد در مورد مسير حرکت از صبح شنبه: هدف نهايی ما گذار به دموکراسی و حکومتی فرا دينيست امّا هدف مرحله ای ما عزل دولت کودتايی اجنبی ساخته است / امّا بايد 3 اتفاق بيافتد که ما بتوانيم اين کار را بکنيم: اوّل، مشروعيت زدايی که دنيا همه مردم و دنيا هم بايد بدانند که اين حکومت مشروعيت سياسی و حقانيت ندارد که البته جنايات و کارها و اشتباهاتی که حکومت تا به امروز کرده به اين امر کمک بسياری کرده، حرکتهای ميليونی مردم مانند حرکت روز قدس هم به اين امر کمک کرده، ما بالای 90% به اين هدف رسيده ايم / دوّم، ايجاد شکاف در ارکان حکومتيست که شروع شده امّا بايد در بعد نظامی-امنيتی بيشتر شود / سوّم، فلج کردن دولت کودتاييست که نبايد بتواند امور کشور را اداره کند / روشی که ما انتخاب کرديم مبارزات بيخشونت و مدنيست که قدرتش بيشتر از مبارزات مسلحانه و خشونتبار است / تاکتيکهای ما سه نوع هستند: اوّل، تاکتيکهايی که مردم در آن تمرين همبستگی و مقاومت ميکنند مانند اللّه اکبر گفتن، تحريمها سراسری، دوّم، تاکتيکهاييی که فرسايش حکومت را به همراه دارد مانند تظاهرات برق آسا و شعار نويسی، سوّم تاکتيکهايی که فلجسازی ميآورد مانند اعتصابات ايتاليايی / ما از اين هفته ميرويم به سوی فلج سازی و تمرين و سازماندگی برای فلج کردن حکومت.
بالاترین

نوشتن دیدگاه

نامه ۲۷ استاد دانشگاه به علی خامنه‌ای

منبع: جنبش راه سبز(جرس)

جناب آقای خامنه‌ای

خطبه‌های نماز جمعه‌ی اخیر (۲۰ / ۰۶ /۸۸) شما بیانگر این بود که شما با شبیه سازی بین حکومت امام علی (ع) و سیاست ایشان در برخورد با مخالفین و نظام ولایی خودتان، سعی وافر داشتید که اولاً خود را به جای امام علی و مخالفین خود را به جای مخالفین امام قرار داده و قداست و پاکی را از آنِ خویش و نفرت و پلیدی را از آنِ مخالفین خود سازید. ثانیاً تلاش نمودید با شبیه سازی مخالفین خود با مخالفین امام علی، به زعم خود زمینه را برای قلع و قمع نهایی مخالفین فراهم نمائید. همچنین با ترسیم چهره‌ی دشمنان و دوستان خارجی نظام و نیز تکرار حضور ۸۵ درصدی مردم در انتخابات، سعی کردید پایگاه مستحکم مردمی نظام را به رخ مخالفان داخلی خود کشیده و داغ و درفش را به سران جنبش مردمی نشان دهید تا هم آنان و هم مردم را از ادامه‌ی حرکت جنبش سبز و حضور در راهپیمایی روز قدس باز دارید . در این رابطه نکات قابل تأملی به چشم می‌خورد که برای تنویر افکار عمومی و احیاناً تنبّه شما، به تبیین آنها می‌پردازیم:

۱- شبیه سازی بین دو پدیده‌ی اجتماعی یا دو دوره‌ی تاریخی زمانی در صورتی امکان پذیر و منطقی خواهد بود که بین آن دو وجوه تشابهی موجود باشد . در حالی که بین نظام علوی و نظام ولایی شما نه تنها وجوه تشابهی وجود ندارد بلکه در تضاد با یکدیگرند. البته شاید تنها وجه تشابه هر دو نظام، واژه‌ی اسلامی باشد که به عنوان صفت (واقعی یا غیر واقعی) به دنبال هر دو نظام آمده است.

۲- اینکه شما نه تنها علی (ع) و مشابهش نیستید بلکه در مقابل و در تضاد با آن بزرگوار هستید را از مقایسه‌ی کارنامه‌ی سی ساله‌ی شما در ایام پس از پیروزی انقلاب تا کنون با کارنامه‌ی سی ساله‌ی دوران سکوت و حکومت آن حضرت می‌توان به وضوح مشاهده کرد ( که البته تفصیل آن نیازمند مجال و مقال دیگری است.)

۳- ظاهراً شما در مقام خطابه با مطرح کردن دیدگاههای امام در مورد ارزش حکومت و انگیزه‌ی ایشان در پذیرش حکومت، سعی کردید خود را به ایشان تشبیه نمائید. در حالی که اولاً صرف ادعا برای اثبات این امر کافی نیست و تنها اعمال و رفتار شماست که می‌تواند مؤید یا نافی این امر باشد. ثانیاً شما عمداً یا سهواً نظر امام را در مورد حق حاکمیت که مختص مردم می‌داند و لاغیر،فراموش کردید مطرح بفرمایید و شاید به مصلحت نظام ولایی خویش ندیدید! .آری، فراموش کردید این سخن امام را مطرح کنید که فرمود: “‌ای مردم حق حاکمیت از آنِ شماست و هیچ کس جز آنکه شما او را امیر خود گردانید حقّ حکومت بر شما را ندارد.” و یا آنجا که می‌فرماید: “رسول خدا (ص) از من پیمانی گرفت و فرمود :‌ای پسر ابی طالب، ولایت امّتم حقّ توست. اگر به درستی و عافیت تو را سرپرست خود کردند و با رضایت درمورد تو به وحدت نظر رسیدند، امرشان را بر عهده گیر و بپذیر؛ اما اگر در باره‌ی تو به اختلاف افتادند، آنان را به خواست خود واگذار.”

۴- می‌بینیم که تضاد نگرش و عمل شما با نگرش و عمل امام علی (ع) در این است که امام حق حاکمیت را حقّ مردم می‌دانست و در مقاطعی که مردم نمی‌خواستند نه به دنبال حکومت می‌رفت و نه خود را بر مردم تحمیل می‌کرد (به عنوام مثال، عدم شرکت امام در جریان سقیفه‌ی بنی ساعده و نـه گفتن به پیشنهاد عبدالرحمن بن عوف در شورای حکومتی عمر و خودداری از پذیرش حکومت پس از قتل عثمان، شواهد روشنی هستند بر این نگرش و روش امام). در حالی که شما با حمایت از طرّاحی و اجرای کودتا و خیانت در امانت مردم، نه تنها حقّ انتخاب و حقّ حاکمیت را از مردم سلب کردید، بلکه چشم خود را بر حضور میلیونی و آرام مردم معترض بستید و به جای پاسخگویی آرام و منطقی به اعتراض آرام مردم، چماقداران حکومتی خود را در ملأ عام بر سر مردم ریختید و به بهانه‌ی آشوب و اغتشاشی که ایادی خود شما بر پا کرده بودند و می‌کنند مردم بی گناه را یا در خیابانها به خاک و خون کشیدید و یا در بازداشتگاههای مخوف قرون وسطایی خود به مسلخ نظام ولایی خود بردید و با شکنجه‌های جسمی و روحی و حتی فحاشی‌های رکیک و تجاوز جنسی به زنان و مردان در بند و بی گناهانی که گناهی جز اعتراض به خیانت شما در امانت و باز ستادن امانتشان نداشته‌اند، نه تنها حقّ انتخاب و حقّ حیات را از آنان سلب نمودید، بلکه کرامت انسانی آنان را با پلید ترین رفتارها به ابتذال کشاندید.

۵- شما که دائماً به بهانه‌ی دشمن ستیزی، هر نوع انتقاد و مخالفت مردم را به توطئه‌ی دشمنان و بیگانگان نسبت داده و می‌دهید و مردم حماسه ساز قبل از انتخابات را، به بهانه‌ی اعتراض آنان به نتیجه‌ی انتخابات و ربودن رأیشان توسط ایادی شما و ستاد کودتا، عاملان دولتهای بیگانه و مجریان انقلاب مخملی می‌خوانید و پس از بازداشت‌های فله‌ای، آنان را در اختیار بازجویان جلّاد خود (که هیچ حدّ و مرز قانونی و دینی و اخلاقی و انسانی نمی‌شناسند) قرار می‌دهید تا از طریق اعمال شکنجه‌های وحشتناک قرون وسطایی، توهمات اربابشان را به صورت اقاریر و اعترافات نمایشی بر زبان آنان جاری ساخته و تحویل بی دادگاههای ولایی شما دهند، چه وجه تشابهی با امام علی دارید؟ و اصولاً چه تشابهی بین نظام ضد دینی و ضد انسانی شما و نظام مبتنی بر حقّ و عدل امام علی است که شبیه سازی می‌کنید تا با عوام فریبی و به لجن کشیدن دین خدا و ولیّ او، چند روزی بر عمر ننگین نظام ضد جمهوری و ضد اسلامی خویش بیفزایید؟

۶- به راستی این دشمنانی که دائماً از آنان سخن می‌گویید کیانند و چه ویژگی‌هایی دارند؟ و اصولاً معیار دوست و دشمن چیست؟ اگر ظلم و غارتگری معیار شناخت بیگانگان و دشمنان است آیا ظلم آشکار و تعدی و تجاوزهای بی شمار شما و ایادیتان به مال و جان و مال و نوامیس مردم، شما را در ردیف بیگانگان و دشمنان قرار نمی‌دهد؟ شما که دائماً مردم را از هجوم و سلطه‌ی بیگانگان می‌ترسانید آیا تا کنون از خود پرسیده‌اید که اگر بیگانگانی نظیر آمریکا و اسرائیل بر این مملکت مسلط شوند آیا بدتر از شما با مردم رفتار می‌کنند؟ آیا لحظه‌ای اندیشیده‌اید که در نظر اکثریت ملت تحت ستم، ماهیت رژیم ولایی شما از رژیم اسرائیل بدتر و خطرناکتر است؟ چرا که اسرائیلیان زندانیان فلسطینی را شکنجه می‌کنند و دژخیمان شما مردم بی گناه و ملت خویش را مورد شکنجه‌های جسمی و روحی و جنسی قرار می‌دهند . آری در نظر مردم، جنایاتی که چماقداران حکومتی شما با خوابگاههای دانشجویی و دانشجویان بی گناه کردند از هیچ بیگانه‌ای انتظار نمی‌رفت.

۷- در حکومت علوی، وقتی که پیشوای مسلمین می‌شنود که در نقطه‌ای از قلمرو اسلامی، خلخالی را به ستم از پای یک زن یهودی ربوده‌اند، بر خود سیلی می‌زند و می‌فرماید که اگر کسی از شنیدن این خبر و ننگ وقوع این عمل در قلمرو اسلام دق کند نباید بر او خرده گرفت. اما در حکومت ولایی شما بازجویان و دژخیمان با اختیار تامّ و خیالی آسوده از هرگونه مجازات احتمالی، هر بلایی که مایلند بر سر زندانیان بی گناه می‌آورند و جان و حیثیت انسانی و ناموس آنان را مورد تجاوز قرار می‌دهند و پس از تجاوزات بی شرمانه‌ی جنسی آنان را به قتل می‌رسانند و حتی برای محو آثار جنایتشان، قربانیان را با آتش یا اسید می‌سوزانند و جسد آنها را شبانه یا در بیابانها رها کرده و یا به صورت گمنام در گورهای دسته جمعی بهشت زهرا پنهان می‌نمایند و شما در روز روشن و در برابر دیدگان خانواده‌های مظلوم و داغدار خانواده‌های آنان و نیز یک ملت دربند و همه‌ی جهانیان، از جایگاه نماز جمعه به تعریف و تمجید از جنایتکاران پرداخته و با افتخار از ظرفیت بالای نظام برای سرکوب فریاد حق طلبانه‌ی ملت سخن می‌گویید. به راستی با چه رویی از امام علی و حکومت وی سخن می‌گویید؟ شما نه تنها شبیه او نیستید، بلکه به عنوان کسی که همه‌ی ویژگیهای دشمنان امام علی (ع) را در خود جمع کرده‌اید (آنچه شرّان همه دارند تو تنها داری) حق ندارید نام آن بزرگوار را بر زبان آورده و اسوه‌ی عدالت را شریک جنایتهای نظام ضد دینی خویش کنید. آیا درد انتساب شما به امامی که قربانی عدالتخواهی خود شد و حاضر نبود برای حفظ قدرت و حکومت خویش و رسیدن به پیروزی، کوچکترین ستمی را حتی بر دشمنان قسم خورده‌ی خود روا دارد، از درد ضربت شمشیر مسموم ابن ملجم دردناکتر و کشنده تر نیست؟

۸- به راستی بین حکومت علوی که مبتنی بود بر صداقت و عدالت و احقاق حقّ مظلومین، و حکومت ولایی شما که بر دروغ و تقلب و خیانت در امانت مردم و تزویر و عوام فریبی و ارعاب و تهدید و سرکوب مردم بی گناه استوار شده است چه وجه تشابهی است؟ چقدر عوام فریبی؟ چرا حاضرید برای حفظ قالب نظام خود، همه‌ی محتوای دینی و انسانی و اخلاقی انقلاب و اسلام را قربانی کنید؟ آیا لحظه‌ای اندیشیده‌اید که حاکمیت نظام اسلامی بی محتوای شما، از تسلط هر حکومت بیگانه بر کشور خطرناکتر است؟ زیرا تسلط بیگانگان ممکن است مال و جان ملت را تباه کند، در حالی که حاکمیت نظامی که به هیچ حد و مرز قانونی و شرعی و اخلاقی و انسانی پای بند نیست و فقط نام دین را یدک می‌کشد نه تنها مال و جان و ناموس مردم، بلکه دین و ایمان و فرهنگ جامعه را به تباهی و ابتذال می‌کشاند.

۹- شما شبیه امام علی نیستید و مخالفین شما هم شبیه مخالفین امام علی نیستند. زیرا هر سه گروه مخالف امام علی، بر علیه عدالتخواهی امام شمشیر کشیدند. در حالی که مخالفین شما برای احقاق حق انتخاب مردم و تعیین تکلیف رأی ربوده شده‌ی آنها در برابر شما به اعتراض ایستادند و با مسالمت و مدنی‌ترین شکل ممکن به تحقیر ملت توسط کودتاگران و دزدان رأی مردم اعتراض کردند. نه باتوم داشتند و نه سلاح سرد و گرم، در حالی که ایادی آشوبگر و اغتشاشگر شما هم باتوم داشتند و هم سلاح سرد و گرم و سبعیت. پس با چه منطقی خود را به جای امام علی می‌نشانید و مخالفین خود را به جای مخالفین امام علی؟ و بی شرمانه از مدارای با مخالفین دم می‌زنید؟

۱۰- بنابراین، اگر استبداد و خودکامگی اندک توانی برای دیدن واقعیات و حقایق در شما باقی گذاشته باشد که بعید می‌نماید، خواهید دید همانگونه که نظام ولایی شما هیچ شباهتی به نظام علوی ندارد و مخالفین شما نیز هیچ شباهتی با مخالفین امام علی ندارند، روش سیاسی شما و حکومت ولایی‌تان هم هیچ شباهتی با روش سیاسی حکومت علوی ندارد. امام علی نه تنها هیچ کس را مجبور به بیعت نکرد، بلکه حقوق هیچ مخالفی را از بیت‌المال قطع نکرد و هیچ مخالفی را قصاص قبل از جنایت نکرد. در حالی که حکومت ولایی شما نه تنها مردم را از حقّ حاکمیت محروم ساخته، بلکه مخالفین را به گناه نکرده قصاص کرده و دست تجاوز به مال و جان و نوامیس مخالفین گشوده و پای اهانت و تحقیر بر حیثیت و کرامت انسانی ملت بزرگ ایران نهاده است.

۱۱- ادعای پایگاه مردمی برخاسته از ۴۰ میلیون رأی مردم و حضور ۸۵ درصدی مردم در انتخابات نیز پوشالی است و قابل مصرف برای چماقداران و جلادان و دژخیمان حکومتی و درصد قلیلی از مردم طرفدار شما. زیرا حضور پر نشاط توده‌ی مردم و بویژه جوانان در ایام تبلیغات انتخاباتی، و حضور ۸۵ درصدی مردم (که ناشی از فعال شدن تمامی رأی‌های خاموش در داخل و خارج کشور بود)، قطعاً برای ادامه‌ی وضع موجود نبود. نسل جوان و مردم مأیوس و قهر کرده با نظام و انقلاب برای تغییر وضع موجود به صحنه آمدند نه برای تثبیت آن و تمامی شعارهای امواج خروشان مردم در ایام تبلیغات انتخاباتی بیانگر این واقعیت آشکار است. بدیهی بودن این امر به قدری بود که وقتی یک ساعت پس از اتمام انتخابات و قبل از آمدن تمامی صندوقها از شهرستانها، ستاد کودتای وزارت کشور و برخی از خبرگزاری‌های وابسته به دولت، محمود احمدی‌نژاد را با احراز بیش از ۶۰ درصد آراء برنده‌ی انتخابات اعلام کردند مردم بهت زده شدند و احساس کردند کودتایی در حال شکل‌گیری است و وقتی نظامی شدن فضای شهر تهران از عصر روز انتخابات و حضور شما در تلویزیون و تبریک شتابزده‌ی ایشان به احمدی‌نژاد (قبل از اتمام شمارش آراء و بررسی شکایات و اعلام صحّت انتخابات توسط شورای نگهبان) را در کنار هم قرار دادند یقین کردند کودتا به رهبری شخص شما صورت گرفته است و به همین دلیل از روز ۲۳ خرداد اعتراضات مردمی با شعار موسوی موسوی رأی مرا پس بگیر آغاز شد و مردم با حضور چند میلیونی خود در راهپیمایی روز ۲۵ خرداد، علیه توهینی که به شعور و حقّ انتخاب آنان شده بود فریاد اعتراض مسالمت آمیز خود را به گوش جهانیان رساندند. اما شما جاهلانه یا مغرضانه چشم خود را براین اعتراض گسترده‌ی مردمی (که یادآور حضور گسترده‌ی مردم در ایام پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ بود) بسته‌اید و عوامفریبانه حضور گسترده‌ی اصلاح طلبانه‌ی مردم در انتخابات و نیز حضور معترضانه و میلیونی مردم تهران در روز ۲۵ خرداد و پس از آن را به نفع خود و نظام ولایی رسوای خود مصادره کرده و بی‌شرمانه همه‌ی این واقعیات (که نـــــــــــه‌ی بزرگ ملت به شما و رئیس جمهور منتصب شما بوده است) را پایگاه مردمی نظام تلقی کرده و با تکیه بر آن به ملت اعلام جنگ می‌دهید و در سراب توهّم خویش، روش سیاسی خویش را ادامه‌ی روش سیاسی امام علی می‌نمایید!!! زهی خیال باطل. غافل از اینکه طشت رسوایی شما از آسمان قداست بر زمین افتاده و عام و خاص، پلیدی چهره‌ی مستور در پس پرده‌ی قداست و امامت مسلمین جهان را بوضوح دیده‌اند و برملا شدن جنایات دژخیمان نظام ولایی، حنای همه‌ی ادعاهای پوشالی شما را بی رنگ ساخته است.

۱۲- آری، رژیمی که وحشیانه‌تر از هر مهاجم بیگانه با ملت خویش رفتار می‌کند از هر بیگانه‌ای بیگانه‌تر است و ادعای دفاع از مظلومین فلسطینی توسط چنین نظامی، از تلخ‌ترین لطیفه‌های تاریخ است که نظام ولایی شما مبدع آن بوده است. بنابراین از این پس ملت ایران، قدس شریف (عدالت، آزادی و کرامت انسانی) دربند خویش را نه در سرزمین فلسطین، که در سرزمین غصب شده‌ی کهریزک و اوین و هزاران بازداشتگاه و زندان رسمی و غیررسمی رژیم ولایی و جای جای وطن به یغما رفته‌اش، جستجو کرده و برای رهایی آن از چنگال ایادی غاصب بدتر از اسرائیلِ نظام استبداد دینی شما که تمامی سرزمین پاک ایران را همانند غزه به زندانی بزرگ تبدیل کرده، تلاش می‌کند و پتک سنگین تمامی آه و ناله‌ها و نفرین‌ها و فریادهای دلخراش مادران و پدران داغدار و همسران و فرزندان به سوگ عزیزانشان نشسته و تمامی ملت ستمدیده‌ی ایران بر سر استکبار مولود نظام ولایی شما فرود خواهد آمد.

به امید رهایی هر چه سریعتر ملت مظلوم و شجاع ایران و نیز اسلام منادی آزادی و عدالت از چنگال متحجرین و قدرت پرستان نظام استبداد دینی
جمعی از اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاههای تهران
ایران امروز

نوشتن دیدگاه

فیلم شاهد کروبی از مخفیگاه

به دنبال انتشار گزارش هیات سه نفره قوه قضاییه درخصوص مدارک ارائه شده توسط مهدی کروبی در مورد چندین پرونده تجاوز به بازداشت شدگان، ابراهیم شریفی یکی از قربانیان این ماجرا که پس از دیداربا مسوولین ناپدید شده بود با ارسال یک فیلم ویدئویی به وب لاگ رضاعلامه زاده از تهدیدهای مقامات، از ظلمی که براو رفته و همچنین علت مخفی شدنش پرده برداشت.

ابراهیم شریفی دراین فیلم که باتلفن همراه و درمخفیگاه گرفته شده، توضیح می دهد که پس از پایان جلسه ای که دردفتر مهدی کروبی داشته، سوار ماشین پژویی شده که راننده اش خود را دوست پدر او معرفی کرده اما در حین گفت وگو مشخص شده یک مامورامنیتی است. این مامور درسخنانش شاهدمهدی کروبی را تهدید می کند که در صورت صحبت در مورد اتفاقاتی که برای وی افتاده، خانواده اش با خطر تصادف ساختگی مواجه خواهند شد. بعد هم تاکید کرده: می دانی که این کار را می کنیم.

شریفی می افزاید: “من قبل از آن وصیت نامه خودم را نوشته بودم. نامه ای هم به آقای کروبی نوشته بودم که اگر بلایی سرمن آمد با فیلم های من هرکاری که صلاح می دانید انجام دهید. ولی من می ترسیدم که بلایی سرخانواده ام بیاید و نمی خواستم اتفاقی برای انها بیافتد برای همین از همان روز من مخفی شدم وتاهمین الان هم مخفی هستم.”

رضا علامه زاده نویسنده ووب لاگ نویس در ویدئویی که روی وب لاگ خود گذاشته با اشاره به ای میل های این جوان،می نویسد:شریفی خواسته فیلمی راکه فرستاده منتشر کنم.

او در بخشی از این ویدئو می گوید: “همان طور که می دانید امروز نامه ای منتشر شد از طریق کمیته سه نفره که مسوول رسیدگی به پرونده هایی که به آنها تجاوز شد می باشد. در این پرونده نوشته شده بود من یک فرد کذاب ودروغگو هستم واینکه آقای داوری من را وادار به این کار کرده و آقای کروبی هم یک کار سیاسی کرده است. این درست نیست. نوشته بود من به خاطر این مخفی شدم. در حالیکه مخفی شدن من به خاطر رفتار بسیار بد قاضی مقدمی بود که زمانی به من قول شرف داد که راجع به این موضوع با کسی صحبت نکند. اما در راه به ماموران گفته بود. وقتی ماموران عوض شدند یکی از آنها نامه مهروموم شده را باز کرد… همچنین افرادی به خانه من رفتند و پدر وخانواده من را ناراحت کردند.”

ابراهیم شریفی همچنین به علامه زاده نوشته که یازده ساعت تحت بازجویی بوده و محوربازجویی ها هم این بوده که اعتراف کند از کروبی پول گرفته است.

وی همچنین در ای میلی دیگر ماجرای تجاوز خود را برای رضا علامه زاده توضیح داده؛موضوعی که تاکنون توسط مهدی کروبی نیز مطرح نشده است.

او دراین نامه از تلاش های خود برای ممانعت از رئیس جمهور شدن احمدی نژاد گفته و با شرح فعالیت هایش بعد از انتخابات نوشته یک هفته به تظاهرات رفته و باتوم برقی خورده است.

وی چندی بعد،هنگامی که برای انجام کارهای اخذ ویزا به سفارت ایتالیا واقع در خیابان مهیار می رود، توسط یک خوردوی سمند مشکی متوقف وسپس دستگیر می شود. او هنگام بازداشت صدای ضجه ای رامی شنود. سپس کسی می گوید نزنید. بعد از آن صداهای بیشتری می شنودو درنهایت یکی از تنبیه عمومی خبر می دهد و ماموران با گفتن یا حسین یا حسین شروع به زدن بازداشت شدگان می کنند.

درطی سه روز که وی در بازداشت بوده مورد توهین های کلامی نسبت به خود وخانواده اش وهمچنین موسوی و کروبی وخاتمی قرار می گیرد؛ سپس آنها را برای اعدام ساختگی به صف می کنند. وقتی به شرایط اعتراض می کند یکی از مامورین می گوید: “ببریدش حامله اش کنید تا ازاین گه ها نخورد.”

بعد او را کشان کشان می برند ،دستانش را به دیوار می بندند و لباس زیرش را درمی آورند. او از هوش می رودو وقتی به هوش می اید خود را درجایی مانند درمانگاه می یابد همراه با سوزش ودرد مقعدی. درحالی که دستش به تخت بسته شده و سرم به او وصل بوده است.

ابراهیم شریفی گفته این ویدئو را برای این می فرستد که اگر برای او و یا مهدی کروبی اتقاقی افتاد یکی درخارج از کشور از این موضوع خبر داشته باشد.

او دراین فیلم می گوید که “بارها به خودکشی فکر کرده” ولی به احقاق حقوقش هم فکر می کند و ظلمی که به افرادی چون او رفته است.

برای مشاهده ویدیو روی این لینک کلیک کنید.

news.gooya.com/didaniha/archives/2009/09/093533.php

——————————————————————————–

نوشتن دیدگاه

تجاوز در زندان های ایران، شاهد سوم

نتونستم داون لود کنم..از انجا ببینید:

http://reza.malakut.org/2009/09/post_469.html

نوشتن دیدگاه

قل ان اعوذکم بواحده، ان تقوموا لله کنفس واحده. ای پیامبر، به مردم بگو که من تنها یک موعظه دارم که برا ی خدا قیام کنید حتا اگر یک نفر بودید”

نوشتن دیدگاه

پس از دفتر کروبی و اعتماد ملی، دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان هم پلمپ شد

ساعتی پس از پلمب دفتر مهدی کروبی و دفتر حزب اعتماد ملی، خبر می‌رسد که دفتر «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» نیز پلمپ و اموال آن توقیف شده است.

به گزارش موج سبز آزادی، عصر امروز نیروهای لباس شخصی با حکم دادستان جدید تهران اقدام به پلمب دفتر «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» کردند.

انجمن دفاع از حقوق زندانیان، تشکلی غیر دولتی است که به همت عمادالدین باقی تشکیل شده و دهها حقوقدانان و فعال مدنی در آن عضو هستند. رئیس هیات مدیره‌ی این انجمن در حال حاضر خانم فریده غیرت است.

موج کمپ

نوشتن دیدگاه

انجمن حجتيه فعال شد

به نوشته «اعتماد»، شيعه آن‌لاين گزارش داد که بخشي از مساجد در اختيار اعضاي انجمن حجتيه قرار دارد.
اين گزارش مي‌افزايد، مسئولان انجمن از پس از انتخابات رياست جمهوري فعاليت‌هاي خود را گسترش داده‌اند.

نوشتن دیدگاه

شکایت محمد هاشمی و همسر تاج‌زاده از ایرنا

فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده از خبرگزاری ایرنا شکایت کرد.

به نوشته «سرمايه»، به دنبال اقدام ایرنا مبنی بر انتشار سخنان همسر مصطفی تاج‌زاده در راهروهای مجلس درخصوص اینکه وی و تعداد دیگری از خانواده افراد بازداشت شده در حوادث اخیر، درخواست‌هایی از کشورهای خارجی برای پناهندگی به آن کشورها را داشته‌اند، وی با حضور در مراجع قضایی به اتهام نشر اکاذیب از ایرنا شکایت کرد.

پرونده این شکایت در شعبه اول بازپرسی کارکنان دولت در جریان است و با توجه به اینکه شکایت به طرفیت مدیرعامل ایرنا صورت گرفته است، این مرجع قضایی خواستار حضور محمدجعفر بهداد در این شعبه شده است. چندی پیش نیز وکیل محمد هاشمی از شکایت موکلش از خبرگزاری ایرنا خبر داده بود.

نوشتن دیدگاه

تلاش برای جلوگیری از سفر احمدی‌نژاد به آمریکا

در این نامه همچنین یادآور شده است: از آنجا که حکومت ایران، حامی شبکه‌های اسلامگرا در سطح جهان، خواستار نابودی یک کشور دیگر عضو ملل متحد و به دنبال گسترش سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی است، بنابراین دولت آمریکا، نباید اجازه حضور مقامات ایرانی را در آمریکا بدهد.
سرویس بین‌الملل ـ یکی از سناتورهای پر نفوذ جمهوری‌خواه آمریکا، با فرستادن نامه‌ای به اوباما، از وی خواسته است که اجازه ندهد، احمدی‌نژاد برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، وارد خاک آمریکا شود.

به گزارش «تابناک»، «زین نیوز» با اعلام این خبر آورده است: «راس لتینن»، سناتور جمهوری‌خواه با بیان اینکه احمدی‌نژاد تهدید مستقیمی برای آمریکاست، از اوباما خواسته است، اجازه ندهد وی برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی وارد آمریکا شود.

بنا بر این گزارش، لتینن که عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست، در این نامه همچنین یادآور شده است: از آنجا که حکومت ایران، حامی شبکه‌های اسلامگرا در سطح جهان، خواستار نابودی یک کشور دیگر عضو ملل متحد و به دنبال گسترش سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی است، بنابراین دولت آمریکا نباید اجازه حضور مقامات ایرانی را در آمریکا بدهد.

گفتنی است، آمریکا به عنوان کشوری که مقر سازمان ملل متحد در آن کشور قرار دارد، موظف است برای همه کشورها امکان شرکت در نشست‌های سالانه مجمع عمومی را به صورت یکسان فراهم آورد. این در حالی است که تاکنون آقای احمدی‌نژاد نیز چندین بار اعلام کرده که لازم است مقر سازمان ملل متحد به کشور دیگری تغییر یابد.

نوشتن دیدگاه

افطاری مشکوک درآستانه جلسه رای اعتمادفردا

هر چند هیات رئیسه مجلس طی پیامک هایی به نمایندگان از آنان خواسته تا برای حفظ شان نمایندگی در چنین مجالسی شرکت نکنند اما این توصیه نادیده گرفته شده است.
با وجود انتشار خبرهای بسیاری درباره لابی های نادرست برای تاحت تاثیر قرار دادن رای نمایندگان مجلس برخی از عوامل این گونه اقدمات از پا ننشسته و هم چنان به لابی های نادرست خود ادامه می دهند.

به گفته یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به خبرنگار جهان، در ادامه مهمانی های شبانه دولت مردان و نمایندگان افطاری امشب به دعوت یکی از نمایندگان سیستان و بلوچستان و در باشگاه وزارت کار واقع در چهار راه پارک وی برگزار خواهد شد. در این مراسم ده ها تن از نمایندگان و برخی از وزرای پیشنهادی حضور خواهند داشت. این دعوت و دعوت هایی از این قبیل اعتراض نمایندگان شاخص اصولگرای مجلس را به همراه داشته است.

این نماینده که خواست نامش فاش نشود ادامه داد: افطاری دیگری به همین منظور در رستوران میثاق واقع در عباس آباد روبروی مصلای بزرگ امام خمینی برگزار خواهد شد.

هر چند هیات رئیسه مجلس طی پیامک هایی به نمایندگان از آنان خواسته تا برای حفظ شان نمایندگی در چنین مجالسی شرکت نکنند اما این توصیه نادیده گرفته شده است.

نوشتن دیدگاه

ضرغامی: بینندگان صداوسیما بسیار کاهش یافته اند

ضرغامی در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرده مردم دیگر اقبال چندانی به تلویزیون نشان نمی دهند.

رئیس سازمان صداوسیما گفته است؛ «بینندگان تلویزیون بعد از حوادث اخیر پس از انتخابات به کمتر از 40 درصد رسیده است.» شنیده می شود عملکرد یکجانبه صدا و سیما در حوادث اخیر باعث شده رسانه ملی در روزهای اخیر در برنامه هایی که بر محوریت میهمان اجرا می شود با مشکل روبه رو شود چون بسیاری از چهره های شاخص فرهنگی، اجتماعی و… به دلیل عملکرد صدا و سیما در روزهای انتخابات و پس از آن حضور در این رسانه را تحریم کرده اند. این موضوع تا جایی پیش رفت که برنامه «دو قدم مانده به صبح » محمد صالح علا که با محوریت میهمان به اوج رسید و پای چهره هایی چون شمس لنگرودی، احمدرضا احمدی، احمد پوری، سیدعلی صالحی، مسعود کیمیایی و… را که چند وقتی بود مناسبات خوبی با صدا و سیما نداشتند به تلویزیون باز کرد، با مشکل دعوت از مهمانان نام آور مواجه است.

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/08/092939.php

نوشتن دیدگاه

سید حسن خمینی باز هم احمدی‌نژاد را همراهی نکرد

پارلمان‌نیوز: نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تولیت حرم مطهر امام خمینی(ره) در غیبتی معنادار، با احمدی‌نژاد و یارانش که برای ادای احترام و تجدید بیعت با امام راحل به مرقد رفته بودند همراه نشد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز� �، حجت الاسلام سیدحسن خمینی که مانند اکثریت قریب به اتفاق مراجع، علما و شخصیتهای مذهبی و سیاسی کشور بعد از معرفی احمدی‌نژاد به عنوان پیروز انتخابات پیام تبریکی برای او نفرستاد، در حالی‌که صبح روز مراسم تنفیذ از سفر به پاکستان به تهران بازگشته بود ترجیح داد همانند بسیاری از شخصیتهای نظام و انقلاب در این مراسم حاضر نشود.

فرزند مرحوم حاج سید احمد خمینی همچنین امروز بر خلاف معمول که به استقبال افراد و هیاتی که برای ادای احترام و تجدید بیعت به مرقد مطهر امام خمینی(ره) می‌آیند می‌رفت، احمدی‌نژاد و دولتش را همراهی نکرد و در این مراسم حاضر نبود.

http://www.parlemannews.ir/?n=3005

نوشتن دیدگاه

نوشته‌های کهنه »